چندي پيش، عدهاي از مقلدان در اعتراض به فعاليتهاي آشکار و وسيع فرقههاي مختلف و متعدد تصوف نامهاي به آيتالله فاضل لنکراني ـ مد ظله العالي ـ ارسال کردند و ايشان نيز فتواي صريحي را در اين زمينه صادر كردند که بازتاب گستردهاي هم به دنبال داشت و به دنبال اين فتوا، نامهاي از طريق اينترنت از طرف يک صوفي به سايت ايشان ارسال گرديد که در ذيل، سوال و جواب آورده ميشود.
با عرض سلام
من يک ايراني صوفي و شيعه هستم. ميخواهم بگويم فتواي شما مرا بسيار نااميد کرد. اميدوارم شما راجع به فتواي خود تجديد نظر کنيد. شما به علل و اسباب واقعي انحراف، بيگانگي و دوري مردم از اسلام نگاه کنيد چرا آنها بيش از پيش به معنويت و تصوف علاقه مند ميشوند؟ اين گونه فتاوا فقط ميتواند مردم را از اسلام دور کند چرا که از اينها براي اهداف و مقاصد سياسي استفاده ميشود. تصوف روح و قلب اسلام است. تصوف به ما کمک ميکند که انسانهاي بهتري باشيم.
خانم آ. ن 51 ساله از آمريکا
بسمه تعالي
با سلام و تحيت
هيچ مقصود سياسي قطعا در اين فتوا نبوده است و چنين تصوري بيجاست. آيا ميتوان گفت ائمه معصومين عليهم السلام که شديدا از فرقه صوفيه گلايه و ابراز انزجار نمودهاند مقصود سياسي داشتهاند؟ آيا فقهاء بزرگ اسلام که از ابتدا تا کنون نسبت به اين فرقه اظهارات و فتاواي بسيار تندي داشتهاند مقصود سياسي داشتهاند؟ شما در طول تاريخ اسلام کدام مرجع تقليد و مجتهد معتبري را سراغ داريد که نسبت به اين فرقه تاييدي داشته باشد؟
شما خانم محترم هيچ از خود سوال نمودهايد که اگر اين فرقه صحيح است چرا منجر به جايي ميشود که ضروريات اسلام را ناديده گرفته و حتي نماز و روزه را به بهانه وصل شدن به خدا ترک کنند؟ مگر امير المومنين عليه السلام که به ادعاي اين فرقه مورد توجه شديد آنان است در هنگام شهادت فرزندان خود را به نماز و عمل به قرآن توصيه نفرمود؟
مدعيان تفکيک طريقت از شريعت در کدام يک از متون ديني از قرآن و کلمات پيامبر (ص) و ائمه طاهرين شاهدي بر آن دارند؟ آيا شريعت و دين جز عمل نمودن به قرآن و سنت پيامبر و عترت اوست؟ اگر مقداري مطالعه دقيق و بدون تعصب در اسلام نماييد به اين نکته خواهيد رسيد که تصوف نه تنها روح اسلام نيست بلکه با روح اسلام کاملا مباينت دارد و قادر بر سيراب کردن انسانهاي تشنه معنويت نيست و سرابي است که گروهي را فريفته و به سوي خود جذب کرده است.
در خاتمه توجه شما را به برخي از روايات صادره از ائمه معصومين عليهم السلام جلب مينمايم. اين روايات را مرحوم شيخ حر عاملي در کتاب اثني عشريه و مقدس اردبيلي در حديقة الشيعة و ميرزا حبيب الله خوئي در جلد سيزدهم شرح نهج البلاغه گردآوري نمودهاند:
1 – از امام هشتم عليه السلام به سند معتبر رسيده است: کسي که در نزد او از صوفيه سخن به ميان آيد و با زبان و يا قلب به انکار و اعتراض برنخيزد از پيروان ما نيست و فردي که آنان را مورد نکوهش و اعتراض قرار دهد مانند کسي است که در رکاب رسول خدا با کفار ميجنگد.
2 – مردي به امام صادق عليه السلام عرض کرد در زمان ما گروهي به نام صوفي هستند شما چه نظري داريد؟ فرمود آنان دشمنان ما هستند و افرادي که به آنان تمايل نشان ميدهند از آنان به شمار ميآيند و با آنان محشور ميشوند... من از چنين افرادي بيزار هستم.
3 – امام هادي عليه السلام با عدهاي در مسجد نشسته بودند جماعتي از صوفيه داخل مسجد شده و حلقه وار نشستند و شروع به لا اله الا الله نمودند حضرت فرمود: به اين فريب کاران توجه ننماييد که جانشينان شيطان و ويران گران پايه و ارکان دين ميباشند و در دنباله همين روايت حضرت فرمودند والصوفية کلهم مخالفونا و طريقتهم مغايرة لطريقتنا. تمام فرقههاي صوفيه مخالف با ما هستند و راه و روش آنان با راه و روش ما مغايرت دارد.
براي آگاهي بيشتر به کتبي که اشاره شد مراجعه نماييد.
من براي شما و همه فرزندان ديني خود دعا ميکنم که در سايه رعايت تقوي بتوانيم از سرچشمه زلال شريعت محمدي سيراب گرديم.
والسلام
****
فتواى حضرت آيت الله العظمى فاضل لنکرانى دام ظله العالى پيرامون فرقه صوفيه
بسم الله الرحمن الرحيم
محضر مبارك مرجع عاليقدر شيعيان حضرت آيه الله العظمي فاضل لنكراني دام ظله
الحمدلله والصلوه والسلام علي رسول الله محمد و آله الطاهرين
سلام من الله عليكم و رحمه و بركاته
امروزه صوفيه براي فريب جوانان خانقاهها را به نام حسينيه ميخوانند مع الاسف در اين درياي تاريك و طوفاني تبليغات صوفيان و دراويش، جوانهاي ما فانوس هدايت را پيدا نمي كنند و چند سالي است كه فرقههاي مختلف و متعدد تصوف كه بسياري از آنها يكديگر را هم قبول ندارند مثل خاكساري، نعمت اللهي، گنابادي و امثال ذلك، فعاليت آشكار و وسيعي را براي جذب جوانان ايراني به سوي خانقاهها، سامان دادهاند. بعضي نماز و روزه و حج را از ضروريات دين ميدانند و بعضي هم از ضروريات دين نمي دانند و باعث ترك واجبات شدهاند وجه اشتراك همه آنها در اين عقيده است كه امر دين را به دو بخش مجزا تجزيه كردهاند و ميگويند امر شريعت با مراجع تقليد است و امر طريقت يا تربيت روحي و راه و روش عمل صالح در زندگي با قطب و پير خانقاه است و بايد روحتان را به او بسپاريد تا همچون فقيري از شما دستگيري نمايد. حتي ادعا ميكنند مراجع تقليد هم ما را قبول دارند و تاييد ميكنند و دليلش ندادن فتوي بر عليه دراويش است.
اينك يك سؤال شرعي بزرگ و يك استفتا مهم براي بسياري از شيعيان اثني عشري، مطرح است كه «آيا شركت در خانقاه با عقيده به هدايت پير و قطب دراويش و پيروي از اعمال آنان شرعا جايز است " و آيا در مذهب حقه، شريعت و طريقت دو امر جدا از هم هستند. انشاالله با فتوا و رهنمود روشن حضرتعالي، شبهات موجود برطرف گردد و دل امام زمان (عج ) بيش از اين درد نيايد.
بسمه تعالي
صوفيه و همه مذاهب منسوب به آن از فرقههاي باطل و غيرصحيح است و ائمه معصومين عليهم السلام شديدا از چنين مسلكي بيزاري جستهاند و اساسا تفكيك دو عنوان شريعت و طريقت از بدعتهائي است كه اينان احداث نمودهاند و ما غير از شريعت كه همان كتاب و سنت و اجماع و عقل است چيز ديگري به نام طريقت نداريم و جعل اين عنوان براي تضعيف اصل شريعت و بي اعتنائي به آن است از اين جهت شركت در مكانهاي مربوط به اين گروه، خصوصا خانقاه جايز نيست و جوانان عزيز بدانند كه اسلام حقيقي و معرفت حق تعالي و قرب به او جز از طريق تمسك به قرآن و پيروي از ائمه معصومين عليهم السلام امكان ندارد و فهم اين دو منبع خود از طريق كساني كه آشنا به آن هستند و عمر خود را در فهم آن سپري نمودهاند يعني علما و مجتهدين، ميسر نيست و از اين جهت است كه در زمان غيبت، مردم موظف شدهاند به رجوع به علما و فقها تا گرفتار چنين مذاهب باطلي نشوند.
1/6/1385
محمد فاضل لنکراني