بزم تمام است و خرابم هنوز
یار گذر کرد و خرابم هنوز
شمس میان است و من بی خبر
در پی یک جام شرابم هنوز
دجله پر از اب به پیش امدست
در طلب مشک و سرابم هنوز
از سر ان تیشه که بر خود زدم
خونه دلی خورده کبابم هنوز
گر چه سیاه از گنه و خاطیم
بر سر ان عهد شهابم هنوز
2
نوشته شده در پنجشنبه
1386/11/04ساعت   توسط سرباز خمینی
|