تبليغاتX
< مسلمان ایرانی
پر پرواز منو ازم نگير
پر پرواز منو ازم نگير
 
 
 
پر پرواز منو ازم نگير
«مبناي پرواز انسان، عشق معنوي است. اگر مرا گرفتند به خاطر اين بود که اولا به هيچ جا وصل نبودم و ثانيا از اين که من آدم دست و دلبازي بودم و راه پولدار شدن را به بقيه نشان مي دادم مي ترسيدند. هرچند که پولدار شدن در ايران کار راحتي است.» بله اين فرمايشات، قسمتي از بيانات شهرام جزايري در دادگاه آخرش است !

 به روايت ماموران محافظ
در طول مسير، جزايري با ما صحبت کرد و متقاعدمان کرد که در ميانه راه به او اجازه بدهيم سري به خانه اش بزند و ما هم تنها به دلايل عاطفي اين تقاضا را پذيرفتيم، اما پس از اين که شهرام به داخل خانه رفت غيبش زد.

 به روايت کارگردان فيلم «اخراجي ها»
به گزارش آفتاب، مسعود ده نمکي در رابطه با فرار شهرام جزايري اظهار کرد: «شهرام جزايري هم رفت تا تبديل به يکي از اسرار مگوي سيستم قضايي کشور شود تا شايد آيندگان به بازي هاي روزگار ما بخندند. بازي با افکار عمومي بد است و اين شائبه که شهرام جزايري با گذشت 28 سال از عمر نظام و دستگاه امنيتي و قضايي، تنها مهره اي براي آلوده کردن نام مسئولان کشور بوده از انحراف در اصل مبارزه با مفاسد اقتصادي خطرناک تر است.»

 به روايت برخي منابع نزديک
روزنامه جمهوري اسلامي در ستون «جهت اطلاع» شماره 7 اسفند خود نوشت: «محافل نزديک به پرونده شهرام جزايري خبر مي دهند وي بعد از پايان دور جديد محاکمه اش با اين تصور که به زودي آزاد خواهد شد، مدتي بود که هر روز به محل تجارتخانه خود در يک ساختمان شش طبقه به رتق و فتق امور شرکت هاي خود مي پرداخت و هنگام عصر به زندان برمي گشت. البته زندان نيز براي شهرام جزايري در حکم استراحتگاه مرفهي بود که دست کمي از منزل شخصي او نداشت. او در دوران زندان از همسر اول خود جدا شد و با دختر جواني ازدواج کرد که از او پسري به نام ايليا دارد. اين فرزند محصول همين دوره زندان است. (که همين نشان مي دهد زندان مي تواند به بعضي ها چقدر فشار بياورد.)

 به رو يت نمايندگان مجلس
عماد افروغ در مصاحبه با حيات نو اعلام کرد: شهرام جزايري چندان هم سمبل فساد اقتصادي نبود، چون ما ريشه فساد را بايد در قدرت دولت جست وجو کنيم. يعني ثروتمنداني که يک شبه از ثروت هاي نهفته در مسير قدرت دولت استفاده مي کنند.
محمد قمي عضو کميسيون انرژي نيز در گفت وگو با عصر ايران اعلام کرد: در فرار شهرام جزايري زد و بند خاصي صورت گرفته و فرار وي تباني شده است و ممکن نيست کسي مانند شهرام جزايري که تمام رسانه ها از او صحبت مي کنند، بتواند به راحتي فرار کند.

 به روايت رسانه ملي
صحنه پاياني قسمت آخر سريال 52 قسمتي «بازنده در بن بست» به کارگرداني سيروس مقدم ( پوريا پورسرخ در نقش «مهرام رذايلي» تک و تنها و محزون در وسط يک خانه مجلل خارج از کشور ايستاده و مشغول اداي اين تک گويي است): چه اشتباه بزرگي کردم که به مردم و کشورم خيانت کردم... چرا بايد گول مي خوردم... تمام اون پول هايي که در نتيجه فساد اقتصادي به دست آوردم و توسطش به تنهايي به اقتصاد کشور ضربه زدم به چه دردم خورد؟... همسرم منو ترک کرد، دخترم از خونه فراري شد، پسرم تو يه مهموني اکس پارتي کله پا شد، همه هموطنانم از من بدشون مياد، خودم هم که ايدز گرفتم ضمن اين که معتاد هستم و باد فتق و رماتيسم و قند خون هم دارم، سقف کاخم هم داره چکه مي کنه، جديدا ارواح شيطاني هم که مي بينم، ضمن اين که يه گروه مافيايي هم در راهن که منو به قتل برسونن... تازه اين تمام مصيبت نيست... شوفاژ هم خرابه و چاه آشپزخونه هم گرفته. الان هم که قراره منفجر بشم (با صداي مهيبي منفجر مي شود و روي قطعات منفجر شده اش خواننده مي خواند: گاهي وقتا توي قصر هم که باشي دلت از غصه مي لرزه مگه نه؟)

 به روايت قاضي
قاضي پرونده شهرام جزايري ضمن تاکيد بر اين که او در هنگام مرخصي متواري نشده است، اشاره نمود يکي از قضات نيز در گذشته به شهرام جزايري براي بازديد از خانواده اش مرخصي ساعتي داده بود. او همچنين اضافه کرد به جزايري دستور مرخصي روزانه دادم، اما گفتم اجرا نشود.

 به روايت وکيل مدافع
وکيل شهرام جزايري اعلام کرد: به محض اطلاع از فرار شهرام جزايري از اين اقدام موکلم بسيار متاسف و متعجب شدم. به نظرم بهتر بود که شهرام شکيبا مي شد و فرار نمي کرد (که البته فکر مي کنيم اگر شهرام شکيبا مي شد مجبور مي شد در تلويزيون جام جم  مدام بادکنک براي بچه ها باد کند و قربان صدقه مخاطب برود) به نظر مي رسيد حکم شهرام جزايري اين بار سبک تر از گذشته مي شد و شايد معادل همين مقدار (حدود 5 سال زندان) که در حبس بود زندان براي او قائل مي شدند. همچنين احتمالا مقامات مسئول خسارت معنوي و مادي را که بنا به ادعاي وکيل (در طول جلسات دادگاه) ظرف پنج سال اخير به موکلش وارد شده بود قصد داشتند پرداخت کنند که احتمالا حالا آنها صرف هزينه عمليات تجسس شهرام جزايري کرده اند.
 به روايت ماموران عمليات تجسس
طبق گزارش ايسنا، تحقيقات گسترده پليس در تهران براي شناسايي مخفيگاه و محل هاي احتمالي تردد شهرام جزايري از پنج شنبه هفته گذشته آغاز شده است.
و... در بعد از ظهر دوشنبه الياس محمودي حکم جديد شهرام جزايري را اعلام نمود: 14 سال زندان و بازپرداخت 61 ميليون دلار و خرده اي مال نامشروع و پرداخت 122 ميليون دلار و خرده اي جريمه.

 به روايت باليوود
سکانس پاياني فيلم هندي «قانون، فساد را به سيخ خواهد کشيد هاهه» (که طبعا هيچ ربطي به وقايع اخير داخلي ندارد) روز. داخلي. دادگاه
رئيس دادگاه: مامول خان، شاپول خان شما متهم هستيد که در مراقبت از شاهرخ خان که يکي از دشمنان بزرگ برقراري انصاف و قانون در شهر دهلي يه کوتاهي کردين. به عنوان آخرين دفاع چي دارين بگين؟
مامول خان (با لحن بغض کرده با همراهي موسيقي سوزناک هندي به روايت سيتار): هيچ چيزي تو دنيا به اندازه قانون واسه من و شاپول خان مهم نيست... اما وسطاي راه فهميديم که من و شاپول خان و شاهرخ خان در بچگي با هم همبازي بوديم و بعد تو بزرگي ما پليس شديم و اون مفسد اقتصادي، (ترانه «يه دو سيتي» فيلم شعله) بعدش فهميديم که مادر شاهرخ  خان مريضه و نامزدش «سيتا» هم پاي يه درخت چنار منتظرشه تا اون بياد و با چرخيدن و آواز خوندن دور درخت علاقه شو ثابت کنه. ما تحت تاثير اين دلايل محکم عاطفي گذاشتيم بره.
رئيس دادگاه (با صداي لرزان): من مي دونم که شما چقدر به قانون پايبند هستيد و از شدت دلايل عاطفي تون هم خبر دارم، اما مجبورم که به خاطر...
 صبر کنيد!
(در دادگاه همراه با موسيقي کوبنده سه بار از سه زاويه مختلف چهارتاق باز مي شود در آستانه در کسي نيست جز شاهرخ خان با عينک دودي، شال گردن زرد، کاپشن چرمي و شلوار استرچ)
شاهرخ خان: اون دو نفر بيگناهن... من رفتم پدر اصلي ام رو پيدا کردم، به زندگي مادرم سر و سامون داد، جبارسينگ رو مجازات کردم، از سيتا قول گرفتم که تا آخر فيلم منتظرم بمونه و برگشتم تا خودم رو تسليم قانون کنم و نشون بدم که عشق معنوي چطور مي تونه مبناي پرواز انسان باشه.
رئيس دادگاه (با نشاط): خدا رو شکر که قانون به آرزوش رسيد و انصاف همچنان حرف اول شهر دهلي رو مي زنه. (چکش را روي ميز مي کوبد) شاهرخ خان به پاس اين قانون شناسي، شما ضمن تبرئه در اين دادگاه به سمت رئيس کلانتري محل انتخاب مي شين. شاپول خان و مامول خان هم ضمن ارتقا به درجه سرهنگي وردست شما مي شن. (موسيقي طرب انگيز هندي- تيتراژ پاياني فيلم)
2 نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/22ساعت   توسط سرباز خمینی  |