او كسي نيست چز مهدي موعود كه همه چشم انتظار ظهورش
مي باشند و اما زنان در زمان غيبت صغري چه كردند؟ و در زمان ظهورش چه خواهند كرد؟
در دوران غيبت صغري از مادر امام حسن عسكري به عنوان يك زن پناه جو نام برده شده و وي را پناه شيعه معرفي كرده اند چنانكه دختر امام جواد(ع) حكيمه گفته است بسياري از كارها حتي پس از رحلت امام حسن عسكري(ع) توسط مادر ايشان انجام شده است.
و دختر امام جواد (ع)حكيمه در بازگويي اعتقاداتش از امامان يكايك را ميشمرد و سپس حجه بن الحسن بن علي را نام ميبرد و ميگويد او در پس پرده غيب است و شيعه به مادر امام حسن عسكري پناه ميبردند و از وي پيروي ميكردند.
و اما زنان در زمان ظهور حضرتش چه كساني هستند؟ از كجا
ميآيند و چه وظيفهاي بر عهده خواهند داشت؟
در پاسخ به چنين سوالي ميتوان اشاره به چهار گروه از اين زنان نمود كه به طور مختصر به آنها اشاره ميكنم.
اولين گروه از زنانى كه به محضر امام زمان مىشتابند آنهايند كه در آن ايّام مىزيستهاند و همانند ديگر ياران امام (عليهالسلام) به هنگام ظهور در حرم امن الهى بهخدمت امام (عليهالسلام) مىرسند
گروه دوم چهارصد بانوى برگزيده هستند كه خداوند براى حكومت جهانى حضرت ولىعصر (عليهالسلام) در آسمان ذخيره كرده است و با ظهور آن حضرت به همراه حضرت عيسى (عليهالسلام) به زمين مىآيند.
سومين گروه از ياوران امام زمان(عج)، زنانى هستند كه خداوند به بركت ظهور امام زمان آنها را زنده خواهد كرد و بار ديگر به دنيا رجعت خواهند نمود. اين گروه دو دستهاند: برخى با نام و نشان از زنده شدنشان خبر داده شده و برخى ديگر فقط از آمدنشان سخن بهميان آمده است.
در منابع معتبر اسلامى نام سيزده زن ياد مىشود كه به هنگام ظهور قائم آل محمد، صلّىاللَّهعليهوآله، زنده خواهند شد و در لشكر امام زمان به مداواى مجروحان جنگى و سرپرستى بيماران خواهند پرداخت.
امام صادق(ع) فرمود: همراه قائم [آل محمد، صلّىاللَّهعليهوآله] سيزده زن خواهند بود.؟ كه به مداواى مجروحان پرداخته، سرپرستى بيماران را بهعهده خواهند گرفت. آن زنان : قنواء دختر رشيد هجرى، ام ايمن، حبابه والبيه، سميه [مادر عمار ياسر]، زبيدهام خالد احمسيّه، ام سعيد حنفيه، صيانه ماشطه، ام خالد جهنّيه مي باشند
كه مختصرا در مورد بعضي از اين زنان توضيحي ارائه ميدهم:
«صيانه ماشطه»: او يكى از همان سيزده بانويى است كه در دولت حضرت مهدى ( عليهالسلام) زنده شده، به دنيا بازمىگردد. وى همسر «حزقيل»، پسر عموى فرعون، و شغلش آرايشگرى دختر فرعون بود. او همانند شوهرش به پيامبر زمان خود، حضرت موسى، ايمان آورده بود امّا همچنان ايمان خود را پنهان مىكرد.
نوشتهاند: روزى وى مشغول آرايش دختر فرعون بود كه شانه از دستش افتاد و بىاختيار نام خدا را بر زبان جارى ساخت. دختر فرعون گفت: آيا نام پدر مرا بر زبان آوردى؟ گفت: نه، بلكه نام كسى را بر زبان آوردم كه پدر تو را آفريده است. دختر فرعون ماجرا را نزد پدر بازگو كرد و فرعون صيانه را احضار كرد و گفت: مگر به خدايىِ من اعتراف ندارى؟ گفت: هرگز! من از خداى حقيقى دست نمىكشم و تو را پرستش نمىكنم. فرعون دستور داد تا تنور مسى برافروزند و همه بچههاى آن زن را در حضورش در آتش افكنند. چون نوبت به طفل شيرخوارش رسيد صيانه مىخواست به ظاهر از دين برائت جويد كه كودك شيرخوارش به زبان آمد و گفت: مادر صبر كن كه تو بر حق هستى! فرعونيان آن زن و بچه شيرخوارش را در آتش افكنده، سوزاندند و خداوند دراثر صبر و تحمل آن زن در راه دين، او را در دولت امام مهدى زنده مىگرداند تا هم به آن حضرت خدمت كند وهم انتقام خود را از فرعونيان بگيرد.
مادر عمار ياسر: او و شوهرش ياسر در دام ابوجهل گرفتار آمدند و او نخست آنها را اجبار كرد كه پيامبر خدا را دشنام دهند، امّا آنها حاضر به چنين كارى نشدند. او نيز زره آهنى به سميه و ياسر پوشانيد و آنها را در آفتاب سوزان نگه داشت. پيامبر كه گاه از كنارشان عبور مىكرد، آنها را به صبر و مقاومت سفارش مىنمود و مىفرمود:
اى خاندان ياسر، صبر پيشه سازيد كه وعده گاه شما بهشت است.
«نسيبه» دختر كعب مازنيه: او معروف به «امعماره» و از زنان فداكار صدر اسلام است كه در برخى از جنگهاى پيامبر اسلام، صلّىاللَّهعليهوآله، شركت جسته و مجروحان جنگى را مداوا كرده است. او در جنگ احد بهترين نقش را ايفا كرد. با ديدن صحنه فرار مسلمانان و تنها گذاشتن پيامبر به دفاع از جان شريف پيامبر پرداخت و در اين راه بدنش زخمهاى فراوان برداشت.
پيامبر عزيز اين فداكارى را ستود و به فرزندش عماره چنين فرمود:
امروز مقام مادر تو از مردان جنگى والاتر است.
«ام ايمن»: از زنان پرهيزكار و خدمتكار حضرت رسول، صلّىاللَّهعليهوآله، است. پيامبر به او مادر خطاب مىكرد و مىفرمود: اين زن، باقىماندهاى از خاندان من است.
وى همواره در كنار زنان مجاهد، در جبهه جنگ به مداواى مجروحان مىپرداخت.
ام ايمن از شيفتگان خاندان امامت بود كه در ماجراى فدك، حضرت زهرا، عليهاالسلام، او را بهعنوان شاهد معرفى كرد. وى پنج يا شش ماه پس از پيامبر از دنيا رفت.
«ام خالد»: كه به ام خالد مقطوعة اليد (دست بريده) باشد كه يوسفبن عمر، پس از بهشهادت رساندن زيدبن على بن الحسين در كوفه، دست او را به جرم شيعه بودن قطع كرد.
«زبيده»: زن هارون الرشيد بود و يكى از هواداران و پيروان اهل بيت است. هنگامى كه هارون دانست از شيعيان است قسم خورد كه طلاقش دهد. زبيده كارهاى خدماتى بسيارى داشت كه يكى آبرسانى به عرفات است.
«حبّابه والبيّه»: از زنان والامقامى است كه دوره زندگى هشت امام معصوم را درك كرد و پيوسته مورد لطف و عنايت ايشان قرار داشت. در يك يا دو نوبت بهوسيله امام زينالعابدين و امام رضا (عليهماالسلام) جوانىاش به او بازگردانده شد. اولين ملاقات وى با امير مؤمنان، عليهالسلام، بود كه از آن حضرت دليلى بر امامت درخواست كرد. حضرت در حضور وى سنگى را برداشت و بر آن مهر خود را نقش كرد و اثر آن مهر در سنگ جاى گرفت و به او فرمود: پس از من هر كه توانست در اين سنگ چنين اثرى بر جاى بگذارد او امام است.
از اين رو حبابه پس از شهادت هر امامى نزد امام بعدى مىرفت و آنان مهر خود را بر همان سنگ مىزدند و اثر آن نقش مىبست. نوبت كه به امام رضا (عليهالسلام) رسيد حضرت نيز چنين كرد. حبابه نه ماه پس از رحلت امام رضا، عليهالسلام، زنده بود و پس از آن بدرود حيات گفت.
«قنواء»: دختر رشيد هجرى، يكى از شيعيان و پيروان على، عليهالسلام، و خود از ياران باوفاى حضرت امام جعفر صادق، عليهالسلام، است. وى دختر بزرگمردى است كه در راه محبت و دوستى امير مؤمنان بهطرز دلخراشى بهشهادت رسيد.
و اما چهارمين گروه از زنان كه در زمان ظهورش زنده ميشوند، پرهيزكاران هستندكه پيش از ظهور حضرت بقيةاللَّه، عليهالسلام، رحلت كردهاند. به ايشان گفته مىشود: امام تو ظاهر گشته است، اگر مايلى مىتوانى حضور داشته باشى. آنان نيز به اراده پروردگار زنده خواهند شد.
شما اي زن مسلمان ومومن براي آنكه بتواني در خدمت آن حضرت باشي هر روز صبح دعاي عهد را بخوانيد تا از ياوران امام زمان(عج) باشيد
چنانكه امام صادق(ع) مي فرمايد: «هركس كه دوست دارد از ياران قائم، عليهالسلام، باشد بايد در انتظار بهسر برد و خود را به ورع و محاسن اخلاق بيارايد، و اگر در همان حال بميرد براى او اجرى همانند كسى است كه آن حضرت را درك كرده باشد».
به اميد ظهور امام زمان(عج)
منبع :
سايت موعود
2
نوشته شده در پنجشنبه
1385/06/23ساعت   توسط سرباز خمینی
|