روزهايي را پشت سر گذاشتهايم و ميگذاريم كه پر از شبهه است. پر از اختلاف و آشوب.
حق هست، باطل هم هست، اما نه صاف! نه خالص و نه روشن! كه تاريك، مخلوط و خاكستري، به رنگ شبهه!!!
آن روزها نبوديم، اما يادمان هست كه مولا ميفرمود:
« شبهه را كه شبهه ميگويند، به خاطر اين است كه شباهت با «حق» دارد. دوستان خدا در مواردي كه مطلب مشتبه است، از نور يقين و دليل هدايت كمك ميگيرند، اما دشمنان حق، گمراهي، آنان را جذب ميكند و برهانشان هم كوردلي است.»
2
نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/20ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای
|
محمد جواد لاريجاني: دوم خردادي ها به ترور روي مي آورند !
اينکه ميرحسين موسوي بر خلاف همه مقررات و قوانين مربوط به انتخابات و بر خلاف راي شوراي نگهبان و تنفيذ مقام معظم رهبري خود را پيروز انتخابات اعلام کرد اين نوعي خروج بر امام عادل است. برخي فکر مي کنند صورت مساله دعواي بين دو نفر است، اگر روبوسي کنند مشکل تمام مي شود. اين درست نفهميدن صورت مساله است.آنچه که رخ داد يک کودتاي تمام عيار با همکاري دول غربي بود، موسوي چه بداند و چه نداند وارد اين بازي ابلهانه شد و تمام دنيا هم از او حمايت کردند.
همان سيري که منافقين در قبل از انقلاب در پذيرش مارکسيسم مرتکب شدند دوم خرداديها در پذيرش ليبراليسم مرتکب شدند،اين پذيرش آنها را به وادي نفاق انداخت و اين نفاق هم منجر به خروج بر حاکميت شد.کودتاي دوم خرداديها ناکام و مفتضح شد، دولتهاي غربي هم فهميدند نظام تنومندتر از آن است که فکر کرده اند، استحکام نظام به واسطه فرهنگ ولايت وتشيع است. لاريجاني با طرح اين سئوال که کودتاگران پس از اين چه خواهند کرد تصريح کرد: اخيراً خاتمي حرفي زده است که قابل تأمل است، وي گفته : اگراجازه ندهند مردم تجمع داشته باشند آنها مي روند هسته عمل تشکيل مي دهند. سوال اين است که چه عملي است که باقي مانده آقايان انجام نداده اند، به عقيده من رويکرد جديد آنها ترور و خشونت است. يعني آنها به همان نقطه اي رسيده اند که منافقين رسيده اند.
منافقين بچه مسلماناني بودند که مجذوب مارکسيسم بودند،اين جذبه آنها را به نفاق کشاند اينها هم مجذوب ليبراليسم هستند اينها مدهوش نظام سکولار هستند نتوانستند خود را نگه دارند.مسير آنها در نهايت به خشونت مي رسد و اين علامت ختم کارشان است.دوم خرداديها هفت،هشت ماه عمر اين ملت را تباه کردند و ملتي که در گفتمان پيشرفت، خدمت و عدالت دنبال کارآمدي است خود را معطل اينها نمي کند. آنها دست به انتحار سياسي زده اند،نظام بايد مدل جديدي را براي طراحي رقابت سياسي در نظر بگيرد.
کاري که رهبر معظم انقلاب در حفظ مردمسالاري ديني در اين انتخابات کردند، در دفاع از شرف و حيثيت مردم بود و در تاريخ ايران بي نظير است و بايد اين حادثه مهم با همه ابعاد آن ثبت شود.حتي کساني که بي دين هستند اما طرفدار دموکراسي مي باشند بايد دست رهبري انقلاب را ببوسند که فداکارانه از جمهوريت نظام دفاع کردند.عده اي در داخل و خارج با کارگرداني بيگانگان اسلاميت و جمهوريت نظام را به بهانه برگزاري انتخابات رياست جمهوري هدف قرار داده بودند اما هوشياري رهبري و بيداري مردم مانع از شرارت آنها شد. ما بايد شکر نعمت رهبري را به جا آوريم و اين کار فقط با درک درست وقايع و فهم رهنمودهاي معظم له و حمايت مومنانه از ايشان امکان پذير است.حفظ تمايز ما با ديگر مکاتب اعتقاد و التزام به ولايت است، ما ولايت را در اصول در کنار توحيد و معاد و در فروع جزء پايه هاي اسلام در کنار زکات، حج، نماز و روزه مي دانيم.
ولايت کليد بهشت و اکسير اعظم است،رکن اول ولايت حساسيت به مشروعيت حکومت است، ولايت با دغدغه نان شروع نمي شود با دغدغه مشروعيت شروع مي شود. دغدغه مشروعيت بيداري سياسي را در پي دارد.بايد بيرق اسلام در دست کسي باشد که شرايط آن را داشته باشد. يک شيعه بايد ملاک مشروعيت و مصداق آن را بداند و اين در ادبيات اهل بيت(ع) رکن بزرگي است. اگر کسي نخواهد تولي و تبري را رعايت کند نوعي کاهلي در امر ولايت را مرتکب شده است و اين از کاهلي در نماز و روزه مهلک تر است. ممکن است اين کاهلي منجر به خروج بر امام عادل شود، خروج هميشه با شمشير نيست، خروج يعني به هر دليل در برابر امام عادل قرار گيريم.
2
نوشته شده در یکشنبه 1388/08/03ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای
|
هاليوود و پنتاگون
هاليوود و پنتاگون
همکاریهای سازمان یافته دو طرف، درست پس از پایان جنگ جهانی دوم آغاز گردید. البته پیش از آن هم پنتاگون با تهیهکنندگان فیلمهای سینمایی همکاری میکرد. اما این روابط همانند اینک، ساختار یافته نبود. همیشه یک نماینده پنتاگون به عنوان مشاور نظامی در لوکیشنهای شما حضور مییابد تا از انطباق فیلم شما با فیلمنامه اطمینان یابد.
گفتگو با دیوید روب چکیده: هالیوود و پنتاگون از دیرباز همکاری تنگاتنگی با یکدیگر داشتهاند، چرا که در اختیار نهادن تجهیزات لازم و حمایت از اکران فیلمهای هالیوود از یک سو و ساخت فیلمهای همسو با اهداف پنتاگون از سوی دیگر، همکاری نزدیک دو طرف را رقم زده است. دیوید روب در کتاب اخیر خود با عنوان «نام عملیات: هالیوود» نشان میدهد که چگونه هالیوود با پذیرش نظرات پنتاگون در مورد تغییر فیلمنامهها، حذف مسایل واقعی اما ناخوشایند، سانسور جنایات جنگی و پرهیز از نشان دادن صحنههای استعمال موادمخدر و مشروبات الکلی، عملاً به یک جریان گسترده خود سانسوری در ایالات متحده دامن میزند. البته هدف نهایی آنان از این اقدامات کمک به ایجاد یک تصویر ذهنی مطلوب از ارتش در اذهان مخاطبان به ویژه کودکان و نوجوانان که سربازان آینده ارتش ایالات متحده هستند و همچنین نمایندگان کنگره که باید همه ساله بودجه هنگفت نیروهای پنجگانه ارتش را تصویب کنند، میباشد. خبرنگار نشریه «مادر جونز» در گفتگو با «دیوید روب»، ابعاد مختلف این همکاری را برملا میکند.
مقدمه امروزه تعدادی از تهیهکنندگان هالیوود، به افرادی تبدیل شدهاند که با تغییر افراد شرور فیلمنامهها به انسانهایی قهرمان، تغییر شخصیتهای اصلی، عوض کردن مفاهیم سیاسی حساسیتبرانگیز و یا اضافه کردن صحنههای مربوط به حضور نیروهای نجات به فیلمهایی که اصولاً به این صحنهها نیازی نداشتهاند، در جهت خوشحال کردن پنتاگون، گام برمیدارند. گویی که هیچ انسان بدی در ارتش وجود ندارد. هیچ معاشرتی بین فرماندهان و زیردستان صورت نمیگیرد. سربازان ارتش از موادمخدر و الکل استفاده نمیکنند. هیچگاه بر سر خشک مغزیهای موجود، کشمکشی روی نمیدهد. و در نهایت اینکه ارتش و رئیسجمهور نباید با تصویری بد معرفی شوند. دیوید روب در این مصاحبه توضیح میدهد که چرا پنتاگون بیش از ساخت یک فیلم خوب به دنبال ارائه یک تصویر مناسبی از خویش است و چرا تهیهکنندگان فیلمهایی نظیر اسلحه برتر، برهنگان و سانتینی بزرگ مجبور شدهاند که با دستکاری و تغییر در فیلمنامههایشان، خواستههای پنتاگون را اجرا نمایند. البته آنان در مقابل توانستهاند با قیمتی اندک به لوکیشنها، خودروها، تانکها، نفربرها و تجهیزات و نیروهای نظامی مورد نیاز خویش برای ساخت فیلمهایشان دست یابند. در سال جاری، آقای روب که به عنوان خبرنگار در دو نشریه گزارشگر هالیوود و دیلی واریتی به فعالیت مشغول است، از انعقاد یک موافقتنامه میان استودیوهای فیلمسازی هالیوود و مقامات پنتاگون، مطلع گردید و تصمیم گرفت که در این مورد به تحقیق بپردازد. وی به بررسی صدها سند پنتاگون پرداخت و با دهها فیلمنامهنویس، تهیهکننده و فرمانده نظامی نیز مصاحبه نمود. در نهایت نیز یافتههایش را در کتاب «نام عملیات: هالیوود» منتشر نموده است. در ادامه مصاحبه خبرنگار نشریه «مادر جونز» جف فلیچر با دیوید روب را میخوانید: مادر جونز: سابقه همکاری ارتش ایالات متحده با هالیوود به چه زمانی بازمیگردد؟ دیوید روب: همکاریهای سازمان یافته دو طرف، درست پس از پایان جنگ جهانی دوم آغاز گردید. البته پیش از آن هم پنتاگون با تهیهکنندگان فیلمهای سینمایی همکاری میکرد. اما این روابط همانند اینک، ساختار یافته نبود. هرچند اولین همکاری دوطرف به ساخت فیلم بالها در سال 1927 میلادی بازمیگشت که برنده جایزه اسکار نیز شد. یک تهیه کننده باید چه گامهایی را برای دستیابی به این کمکها بردارد؟ و این فرآیند چگونه است؟ اولین گام این است که یک درخواست همکاری را برای پنتاگون ارسال و نیازمندیهای خود را از قبیل کشتی، تانک، هواپیما، بندرگاه، اسلحه، زیردریایی و نیروهای نظامی اعلام نمایید. بدین ترتیب این تجهیزات در ساعت مقرر به شما تحویل میگردد. البته باید پنج نسخه از فیلمنامه را به پنتاگون ارسال کنید تا در میان پنج نیروی هوایی، دریایی، زمینی، گارد ساحلی و تفنگداران دریایی توزیع شود. کمی بعد نیز پاسخ مثبت و یا منفی آنها را برای همکاری دریافت خواهید کرد. البته همیشه آنها تغییراتی را در فیلمنامه اعمال میکنند تا تصویر ارائه شده در این فیلمها، با نظرات آنها انطباق یابد. به هرحال شما میتوانید این تغییرات را اعمال کنید، با آنها به مذاکره بپردازید و یا اینکه از همکاریهای آنان چشمپوشی نمایید. البته باید دانست که همیشه یک نماینده پنتاگون به عنوان مشاور نظامی در لوکیشنهای شما حضور مییابد تا از انطباق فیلم شما با فیلمنامه اطمینان یابد. در صورت عدم رضایت وی، آنها راشهای فیلم را بازبینی میکنند و تقاضای تغییر صحنههای موردنظر را مینمایند. همچنین شما بدون موافقت آنها قادر به تغییر هیچ یک از بخشهای فیلمنامه مورد توافق نخواهید بود. و به خاطر داشته باشید که سرهنگ دیوید جورجی که یکی از این مشاوران نظامی است، یکبار تهدید نموده بود که در صورت عدم تأمین رضایتش، نیروهای نظامی خود را از لوکیشن خارج خواهد کرد. البته پس از آماده شدن فیلم، شما باید یک نمایش خصوصی را باید برای مقامات پنتاگون تدارک ببیند. لذا همه مردم ما باید دریابند که این فیلمها از سوی مقامات نظامی بازبینی شده است. در این مرحله که ساخت فیلم به پایان رسیده، ارتش چه کاری میتواند در صورت مشاهده وجود یک مشکل انجام دهد؟ این اتفاق در مورد فیلم رشته اندوه اثر کلینت ایستوود روی داد. در فیلمنامه این فیلم صحنهای وجود داشت که یک سرباز آمریکایی به سوی یک سرباز زخمی و بیدفاع کوبایی، آتش میگشود. مقامات پنتاگون اعلام نمودند که این صحنه باید حذف شود، چون یک جنایت جنگی است. لذا کارگردان مجبور به حذف آن صحنه شد. چرا که آنان تهدید نموده بودند که در غیر این صورت، ضمن عدم همکاری، از نمایش فیلم در سینماهای پایگاههای نظامی خارج و داخل خاک آمریکا جلوگیری خواهند نمود؛ کاری که میتواند به نمایش عمومی یک فیلم سینمایی آسیبهایی جدی وارد کند. البته این اتفاق در گذشته در مورد چند فیلم روی داده است. به هرحال، استیوود که در یک طرح خیرخواهانه کمک به فقرا که با حمایت نیروی دریایی انجام میگرفت نیز عضویت داشت، با اقدامات تلافیجویانه مقامات پنتاگون روبهرو شد. برای من این سؤال مطرح شده که پنتاگون برای کمک به یک فیلم، چه معیارهایی را مدنظر میگیرد؟ مهمترین فاکتور، کمک نهایی فیلم به برنامههای استخدام پرسنل موردنیاز ارتش است. همچنین آنها به دنبال عقلانی نشان دادن عملیاتهایشان هستند، هرچند ارائه این تصویر خوب، به بهای تحریف واقعیتها تمام شود. واقعیتهایی که معمولاً بار ارزشی منفی نیز دارند. این اتفاق در مورد فیلم سیزده روز که تصویری دقیق ولی در عین حال منفی نسبت به بحران موشکی کوبا (که میتوانست به آغاز جنگ جهانی سوم، منجر شود)، ارائه میداد، اتفاق افتاد. هنگامی که دو تهیه کننده فیلم پیتر آلموند و کوین کاستنر به مذاکره در مورد فیلمنامه خود و اتفاقات روی داده در کاخ سفید در دوره ریاستجمهوری نیکسون با مقامات پنتاگون پرداختند، آنان خواهان تغییر اتفاقات تاریخی مستندی شدند که نوار صوتی مذاکرات آنها هم موجود است. البته با پاسخ منفی تهیهکنندگان، از کمکهای ارتش هم خبری نبود. اما چرا تهیهکنندگان بیشتری از این رویکرد استقلالطلبانه استفاده نمیکنند؟ امروزه بسیاری از تهیهکنندگان، ساخت فیلمنامههای پیشنهادی را تنها منوط به همکاری ارتش میدانند. چرا که در غیر این صورت، هزینههای فیلم بسیار زیاد خواهد شد. بدین ترتیب ما شاهد یک خودسانسوری سازمان یافته هستیم. همانطور که در مورد فیلم سقوط بلکهاوک اثر ریدلی اسکات که به بررسی جنگ تفنگداران آمریکایی در موگادیشو میپرداخت، این اتفاق روی داد. اما اگر از مسئله حذف جنایات جنگی بگذریم، چه چیزهای دیگری باید در فیلمهای سینمایی ساخته شده با حمایت پنتاگون مورد توجه قرار گیرد؟ آنان هرگز به فیلمهایی که با مشارکت خارجیها تهیه میشود، کمکی نمیکنند. چرا که معمولاً در این فیلمها، ارتش آمریکا به صورتی ناکارآمد نشان داده میشود. مثلاً در جریان ساخت فیلم حملات مارس، پنتاگون، حاضر نشد هیچ کمکی به تهیه آن نماید. همچنین این فیلمها، باید فاقد صحنههای طنزآمیز باشد و به همین خاطر آنها از کمک به ساخت روز استقلال خودداری نمودند. نکته دیگر این است که آنها به استعمال موادمخدر و یا مصرف مشروبات الکلی در فیلمهای مورد حمایت ارتش هیچ علاقهای ندارند. آنان همیشه از شما میخواهند که این صحنهها را حذف کنید. همانند فیلم برهنگان که کارگردان علیرغم وجود بسیاری از این صحنهها در فیلمنامه، مجبور به حذف آنها شد. شما در کتاب خود، در مورد رویکرد پنتاگون به جلب توجه کودکان نسبت به ارتش با حمایت از ساخت کارتونهایی نظیر «باشگاه میکی موس» و «لاسی»، مطالبی نگاشتهاید. در این مورد بیشتر توضیح دهید. در این فیلمها، آنان این رویکرد را مدنظر داشتند که کودکان امروز، سربازان آینده ارتش ایالات متحده خواهند بود. البته در کارتون موش تلوتلو میخورد هم آنها لوکیشن قصه را بر روی اولین زیردریایی هستهای ایالات متحده یعنی «یواساسناتیلوس»، ساخته بودند. چرا که براساس اسناد موجود، پنتاگون این کارتون را فرصت مناسبی برای شناساندن نیروی دریایی هستهای به نسل جدید، ارزیابی نموده بود. البته اهداف دیگری هم نظیر شناساندن محیط دوستانه داخل زیردریایی، عدم انتشار هرگونه تشعشع رادیواکتیو، وجود غذاهای خوب و وجود یک سینمای کوچک در داخل کافهتریای زیردریایی از سوی پنتاگون در حمایت از ساخت این کارتون، وجود داشته است. همچنین باید خاطرنشان کنم که مقامات نیروی هوایی، حتی به خاطر جلب بیشتر نوجوانان به فیلمهای همسو با اهدافشان، با کاهش خشونتهای موجود در فیلم “The Right Stuff”، آن را از یک فیلم ویژه افراد 17 ساله به بالا به یک فیلم مناسب همه سنین تبدیل گردند. در این مدت به نظر شما بیشترین تغییرات اعمال شده از سوی پنتاگون در مورد کدام فیلمها انجام گردیده است؟ بیتردید فیلمی به نام حمله هوایی که توسط کای روث ساخته شد، بهترین نمونه از فیلمهایی این چنین است. وی که اغلب به عنوان بدترین کارگردان هالیوود نیز شناخته میگردد، تصمیم گرفته بود که فیلمی در مورد جنگهای هوایی در سالهای جنگ جهانی دوم و نقش ناوهای هواپیمابر در آنها بسازد. نقشهای اول این فیلم را یک خلبان جوان یهودی و یک خلبان جوان سیاهپوست برعهده داشتند. البته هر دو نفر آنها بر روی کشتی در معرض اقدامات نژادپرستانه قرار داشتند. اما مقامات پنتاگون اعلام نمودند که اجازه ساخت هیچگونه فیلمی با این مفاهیم را نخواهند داد. لذا باید این فیلمنامه تغییر یابد. به علاوه، اعلام نمودند که ما متمایل به همکاری در ساخت فیلمی در مورد جنگ جهانی دوم نیستیم، بلکه شما باید در مورد هواپیماهای عصر مدرن فیلم بسازید. البته وی با این پیشنهادها مخالفت نکرد و فیلم موردنظر آنها را ساخت. فیلمی که در آن از دو جوان یهودی و سیاهپوست و هواپیماهای ملخی خبری نبود. بدین ترتیب، پس از مشاهده این اثر، شما بایک فیلم معمولی و کاملاً تحریف شده مواجه میشوید. اما شما معتقدید که این اقدامات، مخالف اصول قانون اساسی ایالات متحده است؟ این قانون نه تنها به افراد حق آزادی بیان اعطا میکند، بلکه حتی به دولتها اجازه تعیین چگونگی این آزادی را نمیدهد. اما در دهههای اخیر و به ویژه از آغاز جنگ سرد، دولت ما به خود اجازه هرگونه مداخلهای را در این امر میدهد. همچنین عدم همکاری پنتاگون با فیلمهای مخالف با خواستههایشان، قطعاً در تباین با اصول قانون اساسی آمریکاست. البته کاری که سالها پیش در جریان ساخت دو فیلم کلاه برههای سبز اثر جان وین و حمله اثر روبرت آلدریچ از سوی کنگره در مورد لزوم عدم مداخله ارتش در ساخت این دو اثر روی داد و تا حدودی نیز موفق بود، باید باز هم تکرار گردد. چرا که فیلمهای بسیاری تنها به دلیل خودداری از ارائه کمکهای لازم از سوی ارتش آمریکا، هرگز ساخته نشدهاند. در اینجا من میخواهم نکته مهم دیگری را برای شما بگویم: سرلشکر جورجی که مشاور نظامی فیلمهای بسیاری بوده است، گفته که یکی از اهداف اصلی این برنامه، ارائه تصویری مثبت از ارتش در جهت جذب بودجه 500 میلیارد دلاری سالانه میباشد. چرا که نمایندگان بسیاری از این فیلمها را میبینند و به خواستههای ما، رأی مثبت میدهند. البته مطمئناً بسیاری از سربازان ارتش هم به شما خواهند گفت که پس از مشاهده این فیلمها تصمیم گرفتهاند که به ارتش بپیوندند. و به یاد آورید که پس از اکران عمومی فیلم «اسلحه برتر» بسیاری از جوانان و از جمله مسئول کنونی اداره فیلمهای نیروی دریایی، به مراکز استخدام ارتش، هجوم آوردند. مطمئناً مسئولان ما به کارایی این روش ایمان دارند و مطمئناً عضویت مردم در ارتش آمریکا و اعزام به مناطق جنگی و کشته شدن آنها تا حدودی با ساخت چنین آثاری مرتبط است. و سؤال آخر من این است که آیا این سیستم روزی تغییر خواهد کرد؟ من معتقدم که اگر مردم ما در مقابل این اقدامات بایستند، ما شاهد تغییری اساسی خواهیم بود. من معتقدم که آمریکاییهای واقعی در برابر این وضعیت ساکت نخواهند نشست. و به خاطر داشته باشیم هنگامی که پرقدرتترین رسانه دنیا در تسخیر قویترین ارتش دنیا قرار گیرد، تا تبلیغات موردنظر خود را به همه نشان داد، مطمئناً نتیجه نهایی در سینماها و تلویزیونها به قیمت تأثیر برروان آمریکاییها تمام خواهد گردید.
2
نوشته شده در شنبه 1388/07/04ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای
|
عقل
امام موسی کاظم نقل می کنند که امیر مومنان علیهما السلام بارها فرمودند:
خداوند با چیزی پرستیده نشده که بهتر از عقل باشه
و عقل کامل نیست مگر اینکه فرد چند خصلت رو در خودش زنده کنه
اول کفر و شر از او نتراوه
دوم از او خیر و رشد انتظار بره
سوم مازاد مالش رو ببخشه
چهارم از سخنان زیاده خودداری کنه
پنجم بهره اش از دنیا فقط قوتش باشه
ششم در طول عمرش از فراگیری دانش سیراب نشه
هفتم خواری با خداوند بودن رو به عزت با غیر او بودن ترجیح بده
هشتم تواضع رو بیشتر از بزرگی و اظهار شرافت دوست داشته باشه
نهم احسان اندک دیگران رو زیاد بشمره
دهم احسان بسیار خودش رو کم بدونه
و یازدهم در تنهایی خودش ، آحاد مردم رو از خود بهتر بدونه و خود رو از همه اونها بدتر بدونه
و این پایان امر است.
2
نوشته شده در دوشنبه 1388/06/09ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای
|
افتخارم چادریست که سیاهیش چشم آدم های هرز را میزند!
نمىدانيد؛ واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد وقتى سياهى چادرم،
دل مردهايى كه چشمشان به دنبال خوشرنگترين زنهاست را مىزند.
نمىدانيد چقدر لذتبخش است وقتى وارد مغازهاى مىشوم و مىپرسم: آقا! اينا قيمتش چنده؟
و فروشنده جوابم را نمىدهد؛ دوباره مىپرسم: آقا! اينا چنده؟
فروشنده كه محو موهاى مشكرده زن ديگرى است و حالش دگرگون است، من را اصلاً نمىبيند.
باز هم سؤالم بىجواب مىماند و من، خوشحال، از مغازه بيرون مىآيم.
نمىدانيد؛ واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد وقتى مردهايى كه به خيابان مىآيند تا لذت ببرند،
ذرهاى به تو محل نمىگذارند. نمىدانيد؛
واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد وقتى شاد و سرخوش، در خيابان قدم مىزنيد؛
در حالى كه دغدغه اين را نداريد كه شايد گوشهاى از زيبايىهاتان، پاك شده باشد
و مجبور نيستيد خود را با دلهره، به نزديكترين محل امن برسانيد
تا هر چه زودتر، زيبايى خود را كنترل كنيد؛
زيبايى از دست رفتهتان را به صورتتان باز گردانيد و خود را جبران كنيد.
نمىدانيد؛ واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد وقتى در خيابان و دانشگاه و... راه مىرويد
و صد قافله دل كثيف، همره شما نيست.
نمىدانيد؛ واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد
وقتى جولانگاه نظرهاى ناپاك و افكار پليد مردان شهرتان نيستيد.
نمىدانيد؛ واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد وقتى كرم قلاب ماهىگيرى شيطان
براى به دام انداختن مردان شهر نيستيد.
نمىدانيد؛ واقعاً نمىدانيد
چه لذتى دارد وقتى مىبينى كه مىتوانى اطاعت خدايت را بكنى؛ نه هوايت را.
نمىدانيد؛ واقعاً نمىدانيد چه لذتى دارد وقتى در خيابان راه مىرويد؛
در حالى كه يك عروسك متحرك نيستيد؛ يك انسان رهگذريد.
نمىدانيد؛ واقعاً نمىدانيد
چه لذتى دارد اين حجاب! خدايا! لذتم مدام باد.
بخشی از وصیت نامه شهید بابائی:
ملیحه جان به خدا قسم مسلمان بودن تنها فقط به نماز و روزه نیست
البته انسان باید نماز بخواند و روزه هم بگیرد .
تا میتونی به دوستانت کمک کن و به هر کسی که می شناسی
و یا نمی شناسی خوبی کن. نگذار کسی از تو ناراحت بشه و برنجه.
ملیحه جان در این دنیا فقط پاکی، صداقت ،ایمان ، محبت به مردم ، جان دادن در راه وطن ،
2
نوشته شده در یکشنبه 1388/06/08ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای
|
جومونگ رو عمیق تر ببینیم !!
با سریال تاریخی ، رزمی و تم هایه های عاشقانه که انصافا زیبا ، جذاب و حرفه ای ساخته شده است !
اما این لایه های اولیه فیلم است در لایه های بعدی چیزهای دیگری نهفته است .
حقیقت اینه كه صهیونیسم ، از هر حربه ای برای رسیدن به هدفهاش استفاده می كنه. یه مثال می زنم تا این موضوع رو بهتر متوجه بشید. عبارت «موش» كه سال ها در اروپا ، خطاب به یهودیان گفته می شد ، نه با مقابله به مثل یهودیان كه طی یك جریان فرهنگی - رسانه ای ، در مدت چند سال عملآ از بین رفت. چطور؟ اكثر ما انیمیشن «میكی موس» كه بازگو كننده ماجراهای موشی زیرك در مقابله با توطئه های دشمن بود را دیده ایم. بخش اول عبارت Mici Mouse (كه به معنای «میكی موشه» است) یعنی Mici ، در ذهن واژه Mike (مخفف میكائیل كه از اسامی عبرانی است) را تداعی میكند و از سوی دیگر واژه Mice ، به معنی جمع كلمه Mouse یعنی موش هاست و در كل ، در دل نام این انیمیشن ، ارتباطی چندگانه بین موش و یهود نهفته است. این موش زیرك و دوست داشتنی ، آنچنان در دل های بینندگان نفوذ می كند كه دیگر تركیب «موش كثیف» ، تركیبی ناخوشایند و ناچسب به نظر می رسد. در موردی دیگر كه بیشك شاهكار انیمیشن سازی جهان است یعنی «تام و جری» ، پیروز بلامنازع داستان ، همیشه «جری» یا كاركتر موش است. تا جایی كه بیننده آرزو می كند كاركتر «تام» یا گربه نیز هر از چندگاهی پیروز شود. ولی گوبا قرار است این یك سرنوشت محتوم و غیرقابل تغییر تاریخ باشد كه همیشه «موش» پیروز خواهد بود ؛ موشی كه در خود بار معنایی یهودی را نهفته دارد. به هر حال كودكانی كه طی دو یا سه دهه پیش این انیمیشن ها را تماشا می كردند ، اكنون بزرگسالانی هستند كه دیگر عبارت «موش كثیف» به معنای «یهودی» مفهومی ندارد و در اروپای ضدیهود ، «موش كثیف» تركیبی نامأنوس بوده و موش به عنوان موجودی دوست داشتنی ، زیرك و مهربان ، بار معنایی جدیدی یافته است. پس می بینیم كه هیچ چیز ، اون چیزی نیست كه ما فكر می كنیم و صهیونیست ها ، كم كم دارن عقاید و تفكرات ما رو به نفع خودشون تغییر می دن. حالا به این مقدمه نسبتآ طولانی ، می رسیم به بحث اصلی خودمون یعنی «سریال جومونگ». جومونگی كه همچون موسی (ع) در خانه فرعون (امپراطور) رشد و نمو می كند ، برعلیه وی می شورد و در نهایت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه ای پهناور (كه گذر موسی (ع) از رود نیل را تداعی میكند) ، به سرزمین خالی از سكنه (!) پدرانش یعنی چوسان قدیم (ارض موعود) وارد می كند. چو سان در ذهن عبارت «جو سان - Jew Sun» یعنی خورشید یهود را متبادر می سازد و ماجرا آنجا شگفتآور میشود كه خورشید در تورات ، نماد ارض موعود یا سرزمین مادری باشد! چوسان كه ارض موعود شد ، منجی این قوم - جومونگ - نیز راهبی یهودی می شود (Jew Monk = راهب یهودی) و پایه های ابتدایی امپراطوری خود را در جو لبن (Jew Lebun = لبنان یهودی) بنا می كند. در اكثر واژه های كلیدی این افسانه كره ای ، «جو» و یا چیزی شبیه آن (كه دقیقآ با همین تلفظ ، در زبان لاتین به معنای یهودی است) به كار رفته است. شایان ذكر است لازم نیست دقیقآ املای این لغات صحیح باشد. چراكه در عمل هم ممكن نیست. بلكه نویسندگان این افسانه كوشیده اند از اسامی و یا كلماتی بهره ببرند كه بیشترین شباهت را با اسامی و مفاهیم یهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزامآ املاء - اهداف صهیونیستی عناصر پشت پرده این مجموعه را در ذهن بینندگان نهادینه كند. جالب اینكه بیشتر این عبارات ، اسامی خاص هستند تا درصورت ترجمه و دوبله به زبانهای دیگر ، تغییر نكنند. البته آنچه ذكر شد ، سوای موارد متعدد نمادگرایی تصویری - صهیونیستی این سریال است. اگر نقشه چوسان قدیم كه بر روی پوست ترسیم شده را دیده باشید ، فقط كافیست تا نقشه فرضی ارض موعود صهیونیست ها (نیل تا فرات) را قبلآ دیده باشید تا از این شباهت بی اندازه به شگفت آیید. همچنین در زمینه سكانسهای مختلف این سریال ، ستاره شش گوش و یا تصاویر متعدد پرچم هایی با نقش خورشید كه نماد ارض موعود صهیونیست هاست مواجه می شوید. از اینها كه بگذریم ، نقش «كابالا» یا عرفان و سنت شفاهی یهود و پیشگویی هایشان در این سریال غوغا میكند. گویا قرار نیست هیچ تصمیمی ، بدون اذن پیشگوهای زن این سریال انجام گیرد. لابد آنها هم حداقل یك «نوستراداموس» یا «ربی یهودا» ، «اری مقدس» ، «ربی شمعون» و دیگر كابالیست های یهودی لازم دارند تا برایشان ، واقعه 11 سپتامبر را پیشگویی كند و از آینده روشن قومشان بگوید. تأكید بسیار بر مسئله پیشگویی ، پرده از نیتی شوم و شیطانی برمیدارد كه آن چیزی جز نامگذاری دهه دوم قرن بیست و یكم به نام دهه كابالا نیست. آنچه در این سریال و دیگر فعالیت های فرهنگی - رسانه ای یهود به آن پرداخته می شود ، آماده سازی ذهن مردم جهان برای پیاد شدن مفاهیم دلخواهشان است. همانگونه كه فیلم ها ، سریال ها و آوازه خوانیهای سبك متال و ... دهه نود ، جهان را برای ورود به عصر ترانس مدرنیسم كه همان Satanism و یا شیطان پرستی بود ، آماده كرد. جومونگ كه گویا «ماشیح یهود» بوده و قومش نیز همان فرزندان برتر خداوند هستند ، ارتباطی تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد. آنگونه كه همواره مورد عنایت الهی است و حتی همچون پیامبران بنیاسرائیل (طالوت و داوود) ، خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته و سربازانش با تعدادی كم ، بر دشمنان بسیار خود از امپراطوری چینیها (هان) پیروز می شود. نقش زنان در این سریال (اعم از كاركترهای مثبت و منفی) ، انسان را به یاد پیامبران زن هفتگانه یهود و یا حداقل دیگرانی چون ریوقا ، ساره ، یائل و ... می اندازد. شخصیت بانو «سوسانو» ، بسیار شبیه «دبورا» پیامبر زن یهودی است كه بنابر فصل های 4 و 5 كتاب شوفطیم از مجموعه عهد عتیق ، بر سربازان سیسرا پیروز می گردد و یا اقدامات تجاری وی ، «گراسیا ناسی» زن تاجر معروف یهودی و عامل اصلی نفوذ یهودیان در دربار عثمانی را در خاطر زنده می كند. بانو سویا (همسر جومونگ) نیز كه ابتدا به اسارت می رود ، ولی پس از بازگشت به خاطر اهداف عالیه قوم همسرش ، از معرفی مجدد خود سرباز می زند ، شما را یاد داستان «هدسه» كه بنابر فیلم صهیونیستی «یك شب با پادشاه» ، به زور از خانه عمویش مردخای ربوده شد و به همسری خشایار شاه درآمد ، میاندازد. در بررسی شخصیت های زن این سریال ، از هدسه كه با نفوذ در دربار ایران ، مقدمات قتل 77000 ایرانی را فراهم نمود بگذریم (كه شرح آن در دفتر استر از مجموعه عهد عتیق آمده است) ، به یاد «ركسلانه» یا «خرم سلطان» یهودی می افتیم كه با نفوذ در دربار سلیمان ، پادشاه عثمانی به همسری وی درآمد و با قتل ولیعهد «مصطفی» ، بالاخره منجر به قتل سلطان سلیم دوم و شعله ور شدن آتش فتنه جنگ های ایران و عثمانی شد. در دیالوگهای این سریال ، فراوان عبارات آوارگی ، اسارت ، سرزمین مادری و تاریخی ، كوچ و ... به چشم می خورد كه همگی یاأور فرازهایی از تورات است. جومونگ برای دفاع از خود ، حق دارد از سلاح های نامتعارف زمان خودش مانند شمشیر فولادی ، بمب های آتشزا و ... برعلیه دشمنان خود استفاده كند. تا جایی كه بیننده ، این برتری تسلیحاتی را نوعی حق مسلم وی می داند كه حاصل هوشمندی و تخصص كارگزاران اوست. همانگونه كه باید صدها كلاهك اتمی رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسد.
دشمن اصلی جومونگ ، امپراطوری چینی ها یا همان «هان» است كه سربازهایش ، با پری كه بر روی كلاهخودهایشان دارند ، بیشباهت به جنگاوران مسلمان نیستند. منطقی هم به نظر می رسد. باید در مقابل نفوذ روزافزون اقتصادی چینی های كومونیست در مقابل ایالات متحده كه 80 درصد ثروتش در اختیار جمعیت حداكثر 6 درصدی یهودیان است ، ایستاد. یكی از این راه ها ، قدرت گرفتن كره به عنوان متحد امریكا و اسرائیل در حیاط خلوت چین است. توجه بیش ار حد این سریال به مقوله تجارت ، بی شك برای یهودیان زرپرست ، زیبندهتر است تا شینتویستها و مائویستهای روح گرای شرق آسیا. شاید هم صهیونیست نمی تواند قبول كند كه پیروان مكتب كومونیسم (چین) ، امروز اینگونه در اقتصاد آزاد جهان جولان دهند. لابد كره هم به عنوان همپیمان ایالات متحده و اسرائیل ، با توجه بیش از حد به مقوله تجارت در این افسانه تازه ساز (!) ، به دنبال ایجاد مقدمات فرهنگی جهت سرازیر نمودن هرچه بیشتر تولیدات خود در كشورهای هدف (مانند ایران) است. چرا كه مناسبات اقتصادی 12 میلیارد دلاری بین ایران و كره و نیز داشتن مقام سوم صادرات به ایران ، چشم طمع چشم بادامیهای كرهای را هرچه بیشتر به سوی این مرز پرگهر جلب كرده است. این در حالی است كه نوادگان جومونگ ، بارها در مجامع بین المللی هم داستان با امریكا و اسرائیل ، فعالیتهای صلحآمیز هسته ای ما را محكوم نموده اند. نمی دانم چرا باید بازارمان را در اختیار كشوری بگذاریم كه حقوق مسلم ما را قبول ندارد. البته این تنها گذاره اقتصادی - تجاری این مجموعه نیست. بلكه موارد دیگری همچون نقش شركت گوگل در القاء تبلیغات غیرمستقیم نیز در این سریال مشهود است. آنجا كه قرار است امپراطوری نوبنیاد جومونگ «گوگوریو» نام گیرد ، بیننده را به یاد تبلیغات و شایعات گسترده مبنی بر تأسیس كشوری به نام گوگوروا ( gogooroa ) در جزیرهای G شكل (لوگوی اصلی شركت گوگل) در اقیانوس آرام از سوی مدیران گوگل میاندازد. البته با تمام تلاش و زبردستیای كه نویسندگان و دستاندركاران كرهای - اسرائیلی این مجموعه به خرج دادند ، هیچگاه نخواهند توانست اسامی برخی شخصیت ها و كاركترهای این سریال مانند «مگول» ، «یاگاك» و «ماگاك» را كه از دیدگاه ترمینولوژی یا اصطلاح شناسی ، همان «مغول» ، «یأجوج» و «مأجوج» خودمان هستند را با پوشش فرهنگی بپوشانند. چرا كه همواره در پشت این اسامی ، قتل ف غارت ، خونریزی و توحش نهفته است. البته این افراد ، بد نیست بدانند كه مردمان این سرزمین ، همان صاحبان فرهنگی هستند كه مغول ها را مسلمان نمودند و همچنین بنابر برخی تفاسیر ، این ذوالقرنین یا كوروش ایرانی بود كه اسلاف و اجداد آنها یعنی یأجوج و مأجوج را از این سرزمین بیرون راند.
2
نوشته شده در دوشنبه 1388/06/02ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای
|
اينجا صفين است؛ ميخواهند مالك را از كنار خيمه معاويه بازگردانند !!
۱- شمع را که خاموش کرد، «طلحه» با نگاه از «زبیر» پرسید؛ علی را چه می شود؟ چرا شمع را خاموش کرد؟! علی تازه به خلافت رسیده بود و آن شب در پرتو نورشمع به حساب بیت المال رسیدگی می کرد.
آن دو آمده بودند برای ادامه ویژه خواری خویش در حاکمیت علی نیز تضمین بگیرند! وقتی علی شمع بیت المال را خاموش کرد و به همین اندازه هم حاضر به هزینه از بیت المال برای گفت وگو با ویژه خواران نشد، معلوم بود که پاسخ علی چیست. اما، پاسخ طلحه و زبیر به علی هم شنیدنی است، از مدینه بیرون رفتند و غائله جمل را آفریدند و به مقابله با حکومت عدل علی برخاستند؛ یعنی «خروج از حاکمیت».
دقیقاً مانند کسانی که همین چند سال پیش، وقتی احساس کردند دوران ویژه خواری و لفت و لیس آنان از بیت المال رو به پایان است، با «خروج از حاکمیت» دست به تحصن زدند و تابلویی به زبان انگلیسی- که برای حامیان بیرونی هم قابل فهم باشد - بر فراز سر خویش برافراشتند. چه می خواستند؟ ادامه حاکمیت اشرافی خود بر مردم. شعارشان اما، چیز دیگری بود، نگرانی از فقدان «دموکراسی»! که خود زیر پا نهاده بودند. چرا که بیان آنچه در دل داشتند رسواکننده بود. طلحه و زبیر هم پرچم دیگری، غیر از آنچه در دل داشتند برای مقابله با حاکمیت عدل علی برافراشتند. خونخواهی خونی که خود ریخته بودند و مظلوم کسانی که بی خبر از اصل ماجرا، زیر آن پرچم سینه می زدند!
2- اینجا «صفین» است. کسانی که در «بدر» با قرآن جنگیده بودند، اکنون پاره های قرآن را به فریب بر نیزه کرده اند. بوی شکست به مشامشان خورده بود. پس باید به چیزی متوسل شوند که برای جماعت مسلمان قابل احترام باشد. چه باک که خود به آن اعتقادی ندارند! وقتی با پاره های قرآن می توان به جنگ «روح قرآن» رفت، درنگ چرا؟! حیله کارگر افتاد.
کسانی از سپاه علی(ع) دست از جنگ کشیدند و مالک از کنار خیمه معاویه بازگردانده شد. مثل امروز که نظام اسلامی با به کارگیری گفتمان امام و انقلاب در قوه اجرایی، حاکمیت اشراف و رانت خواران را با خطر جدی روبرو کرده است. اگر این روال و این نسخه ادامه پیدا کند... این بار، اما شال های سبز را واسطه کرده اند. می گویند نشانه سیادت است و راست می گویند، اما اگر به همین منظور وارد معرکه کرده اند چرا بر دست و سر و مچ کسانی آویخته اند که سید نیستند! این که چه هستند؟ بماند! بسیاری از آنها نمی دانند در کدام میدان به بازی گرفته شده اند.
نگوئید چرا بعضی ها را با معاویه و عمروعاص مقایسه می کنید. در مثل مناقشه نیست و این ترفند از آن روی که ترفند است با آنچه در صفین اتفاق افتاد یکی است. مگر وقتی گفته می شود فلان کار شیطانی است به معنای آن است که انجام دهنده آن شیطان است؟! اینجا هم سوءاستفاده از شال سبز، با آنچه در صفین اتفاق افتاد شباهت دارد. نه این که فلانی و فلانی- خدای نخواسته- با معاویه و عمرو عاص قابل مقایسه باشند، که به یقین نیستند.
3- اینجا «دمه الجندل» است، علی در اطراف صفین. آتش جنگ صفین بعد از آن ماجرا، موقتاً خاموش شده است.
علی را به «حکمیت» وادار کرده اند و برخلاف میل او «ابوموسی اشعری» را به عنوان حکم به امیرالمومنین تحمیل کرده اند. بقیه داستان را شنیده اید. چرا ابوموسی به عزل علی(ع) تن داد؟ می گویند ساده لوح بود و از عمروعاص فریب خورد. راست می گویند. اما ابوموسی یک خصوصیت دیگر هم داشت. او مردی بسیار ثروتمند بود تا آنجا که وقتی از شهری به شهر دیگر می رفت چندین شتر فقط اموال منقول او را حمل می کرد.
خب! آیا ابوموسی با آن ثروت انبوه می توانست به ادامه خلافت علی راضی باشد؟ معلوم است که نه! چرا؟! مگر علی در اولین روز از خلافت ظاهری خود نفرموده بود اگر با اموال به غارت رفته از بیت المال خشتی خریده و در ساختمانی هم به کار برده باشید، آن را بازمی ستانم؟
مگر همین علی نبود که می فرمود «هیچ ثروت انبوهی ندیدم، مگر آن که در کنار آن حق پایمال شده ای بود». آیا کلان سرمایه دارانی مانند جناب ابوموسی اشعری می توانند با خلافت او کنار بیایند؟! بنابراین چه فرصتی مناسب تر از «حکمیت» که او را عزل کنند!! اما با کدام بهانه؟ انگیزه اصلی، یعنی حفظ ثروت انبوه و زندگی اشرافی که قابل گفتن نیست! هست؟!... پس باید یک بهانه مردم پسند پیدا کرد. چه بهانه ای از این بهتر که ادامه خلافت علی «خطرناک» است!
علی که در خلافت باقی بماند، گریبان معاویه را رها نمی کند و خطر جنگ در پیش است! اصلا عیسی به دین خود، موسی به دین خود. به ما چه مربوط که حکومت معاویه خونریز و غارتگر است... ابوموسی نگفت که اگر ترس معاویه از علی نباشد، دست جنایت او از دمشق تا کوفه و مدینه و مکه و همه بلاد آن روز دراز می شود. حجاج بن یوسف که حاکم شد، تازه مردم متوجه شدند که چه فریبی خورده اند و چگونه مال و جان و ناموس خود را به خطر انداخته اند.
امروز هم، کسانی سخن از «تنش زدایی» بر زبان دارند و به روی خود نمی آورند که اگر ایستادگی دولت اصولگرا در برابر باج خواهی آمریکا و اسرائیل نبود، دست تجاوزگر آنان تا کجا دراز بود؟!... امروز هم ادامه دولت اصولگرا را خطرناک می دانند ولی نمی گویند یا نمی دانند تا بگویند که این دولت به گواهی همه شواهد و اسناد برای آمریکا و اسرائیل خطرساز و برای مردم ایران، امنیت آفرین بوده و هست.
4- اینجا «کوفه» است. مقر خلافت امیر مومنان و با فاصله نزدیک به 800 کیلومتر از دمشق، مرکز حکومت اشرافی معاویه. جنگ های جمل و صفین و نهروان تمام شده است. معاویه اما، هنوز نگران است. چرا که حاکمیت اشرافی خود را در خطر می بیند. اشراف دیگر هم در اضطراب به سر می برند.
اما، جنگ با علی که کارساز نبود. باید حیله دیگری اندیشید. بله، پیدا شد! «علی سخت گیر است»! «با این و آن درگیر می شود»! «آرامش جامعه را برهم می زند»! و... اما، نمی گفتند که علی با چه کسانی سخت گیر است؟ با ویژه خواران زورگو و زیاده خواه یا مردم محروم و مظلوم؟! آرامش چه کسانی را برهم می زند؟ آرامش خواص آلوده به چرب و شیرین دنیا یا مردم کوچه و بازار؟! علی که آن پسرک یتیم را بر پشت خود سوار می کرد، نیمه شب برای محرومان نان و خرما به دوش می کشید. از اندوه آن دخترک فقیر به ملامت خویش می نشست. چهره به آتش تنور نزدیک می کرد و می گفت: بسوزان! و سوزندگی آتش دوزخ را به یاد پسر ابوطالب بیاور ... بسیاری در آن روزگار به فریب معاویه که از دمشق به کوفه می رسید و زبان به زبان در دهان خواص آلوده به چرب و شیرین دنیا می چرخید، فریفته شدند...
امروز هم، انگار همان شیپور فریب که در آن می دمند، مبارزه با مفسدان اقتصادی را «مانع سرمایه گذاری» می دانند، کوتاه کردن دست غارتگران از بیت المال را بداخلاقی! می نامند، نشست و برخاست با توده های مردم را حرکت «پوپولیستی» معرفی می کنند، هزینه بیت المال برای محرومان را فریب انتخاباتی! قلمداد می کنند و...
5- بدیهی است که در این نوشته قصد مقایسه «مثل به مثل» میان هیچکس با هیچکس نیست. مرور گوشه هایی از تاریخ است. مگر نه این که مرور تاریخ برای عبرت گرفتن است؟ انگار باردیگر جنگ احزاب است و باز هم ماجرای آن روزهای مدینه و حجاز و کوفه در میان است. خوب که نگاه می کنی، انگشت حیرت به دندان می گیری. چه خبر است؟!
آمریکا، اسرائیل، اتحادیه اروپا،کلان سرمایه داران، محکومان به جاسوسی، مفسدان اقتصادی، خواص آلوده به چرب و شیرین دنیا، دشمنان تابلودار امام و انقلاب، همه و همه با تمامی اختلاف نظرها و مقاومت های -گاه نزدیک به تضاد- گردهم آمده اند و در یک نقطه اشتراک نظر دارند. فقط یک نقطه. دولت اصولگرا نباشد... آنها که در گذشته ای نه چندان دور با یکدیگر رابطه ای شبیه «کارد و پنیر» داشتند، امروز به هم پیوسته اند، چنان که گویی از روز ازل «خاله خواهرزاده» بوده اند! چرا؟! مگر چه شده؟!
این جماعت ناهمخوان با کدام چسب به هم چسبیده و همخوان شده اند؟! آیا ایستادگی دربرابر باج خواهی بیگانگان جرم است؟ کوتاه کردن دست رانت خواران از بیت المال چه؟ ساده زیستی و پاکدستی چه گناهی دارد؟ حضور در میان مردم به جای نشستن در کاخ های افسانه ای که جرم نیست! هزینه کردن درآمدها برای محرومان، عمران و آبادانی کشور، گسترش علم و تکنولوژی، کار شبانه روزی و بی وقفه برای مردم، مقابله با حرامخواران، تبدیل خط سازش به خط مقاومت و ناامیدکردن دشمن از حمله به کشور و... اگر این همه جرم نیست- که نیست- این ائتلاف بیرونی و درونی در مخالفت با دولت نهم برای چیست؟!
6- و بالاخره یادآوری رخدادهای آن دوران برای تداعی علی این دوران است، یعنی ولی امر مسلمین و قافله سالار انقلاب وگرنه، بدیهی است که احمدی نژاد نه فرشته است، نه «معجزه هزاره سوم»! او سردار پا به رکاب و گوش به فرمان رهبر است و مانند هر سردار دیگر بی عیب و ایراد هم نیست. دشمنان بیرونی که طی 4 سال گذشته علیه او شمشیرها را از رو بسته اند، احمدی نژاد را فقط و فقط از آن روی که بر گفتمان امام و انقلاب اصرار دارد، مورد هجوم قرار داده و می دهند به ایرادهای او که کاری ندارند... که از آنان جز این انتظاری نیست، از مفسدان اقتصادی، عوامل وابسته به بیگانه، جریانات ضدانقلاب، شخصیت های چند چهره، رانت خواران و... که امروزه علیه دولت نهم شمشیر کشیده اند نیز انتظاری نمی رود.
اما از کسانی که با انقلاب همراه بوده اند، انتظار دیگری در میان است، به نفع دنیا و آ خرت خودشان، چرا که این قافله با همراهی توده های عظیم مردم به راه افتاده و ایستادنی نیست، بنابراین، بیدار بمانید که از راه نمانید.
حسین شریعتمداری
2
نوشته شده در سه شنبه 1388/03/26ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای
|
شباهت خاتمی با تسو
اون هم همش دغدغه آزادی داره !!
همش هم به فکر مردمه می ترسه برای اون ها اتفاقی بیفته . مهمتر از صلح وجود نداره !!
همش مواظبه خدای نا کرده امپراطوری هان از دست مردم بویو نرنجه
تو حرف هاش مهمترین چیز رو آزادی می بینی ولی اون آزادگی رو از یاد برده
و شده ملعبه دست امپراطوری هان !!
2
نوشته شده در جمعه 1388/02/04ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای
|
پرکارترین رئیس جمهور دنیا .....!!
در حالیکه 44 ماه از انتخاب دکتر احمدی نژاد به ریاست جمهوری می گذرد، حجم سنگین فعالیت های وی، رئیس جمهور ایران را به پرکارترین مقام عالی رتبه در جهان تبدیل کرده است.
انجام بیش از950سخنرانی رسمی ،56سفر خارجی و مجموعا بازدید از 32 کشور مختلف دنیا، برگزاری بیش از20 ملاقات عمومی و ویژه با دانشجویان، حضوردر 99 کنفرانس خبری داخلی و 44نشست خبری در خارج کشور ، 11مصاحبه تلویزیونی زنده با شبکه های داخلی وده مصاحبه اختصاصی با واحد مرکزی خبر و55مصاحبه اختصاصی بارسانه های خارجی و...
2
نوشته شده در شنبه 1388/01/08ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای
|
پيشبيني اسراييل پيرامون آغاز خيزشهاي انقلابي اسلام
رييس سابق اطلاعات نظامي اسراييل، ژنرال آهارون زوي هشدار داد كه يك سونامي بيسابقهي جهاد جهاني سراسر خاورميانه را در برخواهد گرفت.
زوي كه چهار ماه پيش بازنشسته شد، در همايشي كه توسط مركز مطالعات راهبردي جافي در دانشگاه تلآويو برگزار شده بود، گفت: خاورميانه اكنون در برابر يك سونامي جهاد جهاني ايستاده است. او گفت:” امروز هر كسي ميداند كه چگونه ميتوان بمبي را در خانه ساخت. چنين فردي با رهبران ديني مشورت ميكند كه آيا مجاز است يك بمب هستهاي را در جايي كه مسلمانان نيز هستند، بياندازد.“
به اعتقاد زوي ايران به زودي به موشكهايي دست مييابد كه بردي معادل پنج هزار كيلومتر خواهند داشت و ميتوانند سراسر اروپا را با تهديد هستهاي به چالش درآورند.
زوي در ادامه گفت:” تصميم ايران به كسب توانمندي هستهاي، انقلابيترين پيشرفت و تهديد برعليه دنياي غرب و ايالات متحده است.“
ژنرال زوي ميگويد: علاوه بر تهديد ايران، اسراييل هنوز با خطر حملهي كلاسيك و جنگ متعارف دست به گريبان است؛ محتملترين دشمن اسراييل در اين عرصه سوريه و حزبالله است.
ژنرال عاموس گيلاد، رييس دفتر سياسي امنيتي وزارت دفاع در اين كنفرانس گفت كه در سال 1996 دولت باور نميكرد ايران در حال تبديل به بزرگترين تهديد جهان باشد. گيلاد كه در آن هنگام رييس تحقيقات اطلاعات نظامي بود، ميگويد: دولت اسراييل اعتقاد داشت تهديد عراق بيشتر از ايران است.
او گفت:” من فراموش نخواهم كرد كه ارزيابيهاي ما از ايران بهطور منظم از سوي دولتمردان رد ميشد.“ او افزود: ده سال پيش از اين باور نميكردم روزي برسد كه تمام دنيا از جمله روسيه، چين و فرانسه متحد شوند تا مسابقهي بمب اتمي ايران را متوقف سازند.
نوشتهي: ياكو كاتز
منبع: روزنامهي جروزالمپست، 15 مي 2006
2
نوشته شده در شنبه 1387/08/25ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای
|
حفظ نصف دین در روز اکمال دین !!!
«و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون.» (روم:21)
«و از نشانه های او این که از [نوع] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدان ها آرام گیرید و میانتان دوستی و رحمت نهاد. آری، در این [نعمت] برای مردمی که می اندیشند قطعا نشانهه ایی است»
زنان خبيث و ناپاك از آن مردان خبيث و ناپاكند! و مردان ناپاك نيز تعلق به زنان ناپاك دارند؛ و زنان پاك از آن مردان پاك و مردان پاك از آن زنان پاكند! اينان از نسبتهاي ناروائي كه به آنها داده ميشود مبرا هستند، و براي آنها آمرزش (الهي) و روزي پر ارزش است. ﴿نور 26﴾
مردان و زنان بيهمسر را همسر دهيد و همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را، اگر فقير و تنگدست باشند خداوند آنان را از فضل خود بينياز ميسازد، خداوند واسع و آگاه است. ﴿نور 32﴾
پیامبر اعظم (ص) :
۱.کسی که ازدواج کند نیمی از دین خود را حفظ کرده است !
۲.نزد خداوند هیچ بنایى محبوبتر از خانهاى نیست که از طریق ازدواج آباد گردد.
۳.درهاى رحمت آسمان در چهار موقع گشوده مىشود: 1- هنگام باريدن باران; 2- وقتى که فرزندى (از سر مهر) به صورت پدرش بنگرد; 3- زمانى که در خانه کعبه گشوده مىگردد;
4- در وقت اجراى عقد نکاح
۴.هر کس می خواهد خدا را پاک وپاکیزه ملاقات کند باید هنگام مرگ متاهل باشد !
۵.دو رکعت نماز کسی که ازدواج کرده از عبادت مرد مجردی که شب ها در حال عبادت و
روزها روزه دار است برتر می باشد.
۶.روزی را در ازدواج بیابید !
۷.بدترین شما عزب هایتان هستند !
نتیجه اش :
روز عید غدیر - حرم حضرت معصومه (س) - ۱۴ سکه
ما که دو ترکه شدیم شما برید برا خودتون فکری کنید !!!
2
نوشته شده در یکشنبه 1386/10/16ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای
|
کشف امام زاده جديد !!!
هان چي امام زاده جديد ؟ يعني چي اونوقت !!!
حدودا ۷۰ روز پيش رسيديم به محضر يه امام زاده
نه از اين نظر كه از امامي زاده شده باشد نه !
از اين نظر كه چشم اميد ملتي شده
گره هايي را باز مي كنه البته بدون دست !
و شده باعث وحشت دشمنان اسلام و ايران
- پس اين طور كه تو مي گي خيلي بايد مهم باشه ؟!
-بله چرا كه نباشه !
مي تونه قلب سپاه كفر رو هدف قرار بده
-حالا چرا امام زاده !
نمي دونم حالا چرا بهش گفتم امام زاده !
شايد چون ناخوداگاه وقتي ديدمش مثل وقت ديدن امام زاده اي پايين پايش را بوسيدم !
اخوت يعني چي؟ اخوت به معناي برادري است و عقد اخوت يا صيغة اخوت هم پيوندي است كه بين دو نفر بسته ميشود و براي خودش آدابي دارد.
عقد اخوت ميتواند دو تا دوست را كه هيچ پيوند خوني و فاميلي با هم ندارند تبديل به دو برادر كند. يعني حقوقي را بر گردن طرفين بگذارد و يكجوري دوستي و رفاقت را ثبت رسمي و دائمي كند.
دو نفر كه از نظر روحي و فكري نزديك هستند و احساس ميكنند كه ميتوانند اين رفاقت را سالها ادامه دهند، ميتوانند طرفين اين عقد بيمهريه و هزينه باشند!
برقراري اين پيوند، اتفاق جالبي است كه ميتواند رخ دهد و نتايج مناسبي داشته باشد.
حق و حقوق ما چي شد؟ اگر نگاهي به متن صيغة برادري بيندازيد چيزهايي از حق و حقوق دو طرف دستگيرتان ميشود. طبق اين متن دو طرف همة حقهاي برادران خوني را بر يكديگر ميبخشند غير از سه چيز؛ دعا كردن براي همديگر، به ديدار يكديگر رفتن و مهمتر از همه شفاعت كردن از هم در روز قيامت.
همين شرط آخري است كه خيلي ماجرا را مهم ميكند. با يك نفر پيوند برادري ببنديد كه از خودتان كار درستتر باشد. وبال گردن كه نميخواهيد. بايد كسي را پيدا كنيد كه اگر فرداي قيامت كارتان لنگ ماند، طرف بتواند يك كاري برايتان بكند. پس بهتر است دنبال آدمهاي معنوي و با تقوا بگرديد و يك جوري مخ طرف را بزنيد كه حاضر شود با شما عقد اخوت بخواند و بله را بگويد.
دو شرط اول هم جاي تأمل دارد به ويژه اينكه اين روزها، ايميل و sms، جاي ديدار و سركشي به فكوفاميل و دوست و رفيق را گرفته. اگر صيغة اخوت خوانده شد ديگر پيام كوتاه و اين چيزها جواب نميدهد.
در متن عربي، كلمه «زياره» آمده است و اين يعني ديدار و ملاقات از نزديك. يعني بايد چند هفته يك بار هم كه شده به طرف سر بزني. دعا كردنمان هم اين روزها به شدت شخصي شده. همة چيزهاي خوب را براي خودمان ميخواهيم و بعضي وقتها هم اگر بتوانيم يك طوري ديگران را نفرين ميكنيم و به زمين ميزنيم كه ديگر بلند نشوند. ولي آنچه كه در دينمان توصيه شده، دعا براي ديگران اعم از فاميل و دوست و همسايه است. ظاهرا يكي از راههاي اجابت شدن دعا همين است.
برادر صيغهاي كه شديد نميتوانيد از زير دعا كردن براي همديگر شانه خالي كنيد و صد البته اين خيلي به نفعتان است.
اول بله، بعد عمليات
در سالهاي جنگ، عقد اخوت حسابي در بين رزمندهها رواج داشت و گاهي تعداد كساني كه به يكباره برادر ميشدند بيشتر از ده نفر ميشد. فكرش را بكنيد يك دفعه كلي داداش پيدا كنيد.
شايد يكي از مهمترين علتهاي آن هم اين بود كه هر لحظه ممكن بود يك نفر از جمع شهيد شود و يك تير يا تركش كافي بود. به همين دليل خيلي از اين عقد اخوتهاي سالهاي جنگ در شبهاي عمليات يا در مواقع حساس و زير آتش دشمن اتفاق ميافتاد. دستها را روي هم ميگذاشتند و بله را ميگفتند و آنوقت هر كس شهيد ميشد بايد بقيه را هم شفاعت ميكرد و با زور هم كه ميشد با خودش ميبرد بهشت.
بسيجيهاي زرنگ هم اينطور وقتها دنبال يك نفر ميگشتند كه به قول خودشان نور بالا بزند و شهادتاش نزديك باشد. سريع يقة طرف را ميچسبيدند و هر طور كه بود صيغه ميخواندند.
عقد اخوت
بچهها براي جاري ساختن عقد اخوت، يا به صورت دوتايي به گوشهاي خلوت ميرفتند تا به جز خدا، كسي از عهد ميان آنان مطلع نشود، يا از روحاني گردان ميخواستند تا صيغه را بينشان جاري سازد. داداشهاي صيغهاي محرم اسرار هم بودند و با هم شرط ميكردند هر كدام را كه خدا طلبيد، بگويد برادري دارم كه هميشه با هم هستيم و تنها جايي نميرويم و حتما شفاعت او را هم نزد خدا بكند. آنان در هنگام خواندن صيغه برادري با هم قرار ميگذاشتند كه از همه حقوق برادري صرفنظر كنند و ببخشند مگر حق شفاعت، دعا و زيارت.
چه چيزهايي روابط اخوت را تيره مي كند وباعث تضعيف رابطهي اخوت مي شود؟
خداوند متعال در قرآن كريم در سورهي حجرات كه به سورهي اخلاق مشهور است هفت چيز را نابود كنندهي روابط اخوت وبرادري معرفي مي كند كه عبارت است از:مسخره كردن،عيبجويي،القاب زشت دادن به همديگر،سوءظن،تجسس،غيبت،افتخار به قبيله وطايفه
يكي ديگر از راههاي كسب محبت سلام كردن به همديگر است.همين سلامي كه معنا ومفهوم عميق خود را از دست داده است.وبه الفاظي خشك وخالي وتهي از محتوا تبديل شده است.سلام يعني آرزوي سالم ماندن واعلام در امان بودن خود ومال وناموس فردي كه بر او سلام مي شود.رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: (لَا تَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى تُؤْمِنُوا وَلَا تُؤْمِنُوا حَتَّى تَحَابُّوا أَوَلَا أَدُلُّكُمْ عَلَى شَيْءٍ إِذَا فَعَلْتُمُوهُ تَحَابَبْتُمْ أَفْشُوا السَّلَامَ بَيْنَكُمْ )به بهشت داخل نمي شويد تا اين كه ايمان داشته باشيد وتا زماني كه همديگر را دوست نداشته باشيد ايمان نداريدآيا شما را به چيزي راهنمايي نكنم كه هرگاه انجامش دهيد همديگر را دوست مي داريد؟سلام را در بين خود افشا كنيد.
يكي ديگر از راه هاي كسب محبت برخورد صميمانه داشتن وبا چهرهاي گشاده برخورد كردن است.رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: (لَا تَحْقِرَنَّ مِنْ الْمَعْرُوفِ شَيْئًا وَلَوْ أَنْ تَلْقَى أَخَاكَ بِوَجْهٍ طَلْقٍ ) .هيچ كار معروفي را تحقيرنكن هرچند با صورتي گشاده با برادرت روبرو شوي. ودر حديث ديگري فرمودند:تبسمك في وجه أخيك صدقة)لبخند زدنت در چهرهي برادرت صدقه است.
2
نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/26ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای
|
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایته علی ابن ابیطالب (ع)
ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم در ره عشق جگردار تر از هر مردیم هر زمان بوی خمینی بسر افتد ما را دور سید علی خامنه ای می گردیم !!
مريد آيت الله بهاالديني شاگرد استاد محسن عباسي و عاشق حاج مهدی زین الدین www.mosalmanirani.blogfa.com