تبليغاتX
< مسلمان ایرانی
أينَ عمار...؟!



روزهايي را پشت سر گذاشته‌ايم و مي‌گذاريم كه پر از شبهه است. پر از اختلاف و آشوب.

حق هست، باطل هم هست، اما نه صاف! نه خالص و نه روشن! كه تاريك، مخلوط و خاكستري، به رنگ شبهه!!!

آن روزها نبوديم، اما يادمان هست كه مولا مي‌فرمود:

« شبهه را كه شبهه مي‌گويند، به خاطر اين است كه شباهت با «حق» دارد. دوستان خدا در مواردي كه مطلب مشتبه است، از نور يقين و دليل هدايت كمك مي‌گيرند، اما دشمنان حق، گمراهي، آنان را جذب مي‌كند و برهانشان هم كوردلي است.»

 کلیپی بسیار زیبا برای دانلود :

با فرمت 3gp

2،6 مگابایت

دانلود کلیپ تصویری یا غیر مستقیم

 

با فرمت wmv /  کیفیت خوب

17،3 مگابایت

دانلود کلیپ تصویری غیر مستقیم

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/20ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

طرح آشتی ملی !!

میرحسین هنوز در خیابان ولیعصر است!


به تازگی طرحی موسوم به طرح آشتی یا وحدت ملی مطرح شده است که سوالهای بی پاسخ زیادی دربارهی آن مطرح است؛ اختلافات سر چیست؟ مرز اختلاف کجاست؟ در مورد چه چیزی باید متحد شویم؟ با چه کسی باید وحدت داشت؟ اینها سوالهای بیپاسخ این طرح است که منجر به مبهمتر شدن فضای این فتنه خواهد شد و ظاهرا طرح­کنندگان واقعی آن به دنبال اهدافی چون فرار از قانون و اجرای عدالت، زنده نگه داشتن گفتمان بحران، حفظ محوریت برای بعضی شخصیتها، توقف فرایند روشنگری علیه خائنان و منافقان و ترمیم آبروی قانونشکنان و حامیشان است. در ادامه به بررسی این مساله میپردازیم.

ادامهی یک سناریو. ظاهرا رویکرد این طرح همان طرح دستمالی شده دولت ائتلاف ملی است که قبل از انتخابات برای کنار زدن احمدینژاد مطرح شد و آقای لاریجانی همهی دوست و دشمن نظام را در همایش 30سال قانونگذاری جمع کرد نا شاید بتواند بحث دولت ائتلافی محسن رضایی و یا شبیه آن را با پشتوانه هاشمی به اجماع برساند ولی نهایتا منجر به برخورد تند مقامات عالی نظام در خصوص این همایش شد و حتی پولهای خرج شده در آن هم شرعا زیر سوال رفت. این نطفه گویا امروز به شکل دیگری در حال انعقاد است و خواصی که به گفتهی مقام معظم رهبری در شرایط بحران سکوتشان هم بیتقوایی است و بعد از انتخابات به اشتباه سكوت كردند، امروز ژست بیطرفی بین حق و باطل گرفتهاند و دستاویز فتنهجویان شدهاند. بهرحال بیطرفی در بین حق و باطل خودش حمایت از باطل است لذا این سادهاندیشان بهتر است الان نیز سكوت كنند و دم از وحدت نزنند. چون مطرح كردن این مباحث با هدف متوقف كردن روشنگری‌ها صورت می‌گیرد. كسانی که امروز طرح وحدت ملی را مطرح می‌كنند كه تا دیروز با تمام قوا بر خلاف آن عمل کرده اند. مثلا جناب آقای محسن رضایی در بحرانیترین شرایط هرچه توانست در صحت انتخابات تشکیک کرد و آب به آسیاب کودتاگران ریخت حالا دم از وحدت میزند.

میرحسین هنوز در خیابان ولیعصر است! نظر میرحسین موسوی هم درخور تامل است: « در دیداری که با نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس داشتم بحث وحدت ملی را مطرح کردم که در آنجا قصد من از این اصطلاح بیشتر به یک حس و اراده جمعی بود که در طول انتخابات تشکیل شد. در آستانه انتخابات، زنجیره سبزی که میدان تجریش را به میدان راه‌آهن جوش داد یکی از بهترین مظاهر وحدت بود.» یعنی از نظر ایشان وحدت ملی به معنی وحدت اقلیت طرفدرانش است. به عبارت دیگر هنوز هم میخواهد که اقلیتِ خیابان ولیعصر را بر کل کشور حاکم کند و اسم آن را وحدت ملی بگذارد. البته طراحان اصلی این طرح چندان در پی جذب مجدد موسوی نبوده و راهکاری برای آن تدارک ندیدهاند بلکه هدف اصلی، ترمیم وجهه بعضی شخصیتهای دیگر است. لذا موسوی هم در مصاحبهای از هماهنگ نشدن این طرح با او اعلام نارضایتی کرده است.

حسن نیت کافی نیست. عدهای بحث حکمیت بزرگانی مثل مهدویکنی را مطرح کردهاند. اولا هر نیت خیری حتما منجر به عمل خیر نمیشود. چه بسا با نیت خیر اشتباهات بزرگی رخ میدهد. چقدر سادهاندیشی است اگر گمان کنیم منافقانی که تیغ بر روی نظام و ولایتفقیه کشیدهاند حالا بیایند و حکمیت فرزند همان نظام و ولایت فقیه را بپذیرند! عجیبتر اینکه بعضی دوستان گفتهاند که امام حسن هم صلح کرد! وقتی کشور در اوج اقتدار، بحران را پشت سر گذاشته و موفقیتهای دیپلماسی خارجی بیشتر آشکار شده، در حالی که ملت ایران نشان دادند که با مردم کوفه در زمان امامحسن بسیار متفاوت هستند، اکنون نظام به چه حقی آبرو و اقتدار این مردم را زیر پا بگذارد و دست قانونشکنان را بفشارد؟ چگونه میتوان با جریانی متحد شد که دولت امریکا و رژیم اشغالگر قدس رسما از آنها حمایت کرده و گروهکهای سلطنتطلب، منافقین، مسعود رجوی و رضا پهلوی در حمایت از آنها بیانیه صادر میکنند؟

محور واقعی طرح وحدت ملی. اگر محور وحدت قانون اساسی است، پس چرا پدرخوانده اصلاحطلبان از قانون­شکنان حمایت کرده و میکند؟ محور وحدت اگر پذیرش حکم ولایت فقیه باشد، تنها باید یک طرف این دعوا یعنی قانون­شکنان و کسانی که ولایت فقیه را نادیده گرفتند عذرخواهی کرده و به این اصول بازگشت کنند. ولی شواهد نشان میدهد که محورهای واقعی این وحدت شخص دیگری میباشد. ظاهرا هدف این طرح بیشتر آرام‌سازی و کنترل فضای اطراف ‌هاشمي‌رفسنجانی است، طراحان این طرح قصد ندارند از جانب نظام مشروعیت رفتارهای بعد از انتخابات را تايید کنند. بلکه با توجه به اینکه در این فتنه بعضی از اصولگرایان از هاشمی فاصله گرفتهاند و بعضی از اصلاح طلبان هم از ایشان ناخشنودند، این طرح تلاشی برای بازگشت همهی آنها بر این محور است! به عبارت دیگر این طرح تنها برنامهای برای احیاء بعضی شخصیتهاست. وگرنه چگونه ممکن است نماینده آقای رضایی در جلسه نمایندگان کاندیداها با مقام معظم رهبری به شدت از شخص ولیفقیه انتقاد کند و بعد هم خود رضایی او را تحسین کند که؛ تنها نمایندهی من جرات انتقاد بیپرده را داشته است، ولی حالا دم از وحدت حول محور ولایت فقیه را بزند. شاید هم به تازگی ولی فقیه بعضیها عوض شده باشد!

ابزاری برای موجسواران. البته دلیل دیگری برای مطرح کردن این طرح بی سر و ته و بیخاصیت میتواند زنده نگه داشتن گفتمان بحران و تنش باشد. چرا که موجسواران همواره در شرایط نا آرام میتوانند موجسواری کنند. همانطور که بعد از نماز جمعه مقام معظم رهبری پس از انتخابات و دعوت به قانون توسط ایشان، فضا به سمت آرامش می­رفت ولی خطبهی هاشمی رفسنجانی با تشکیک در انتخابات، اعلام شرایط بحرانی و ارایه راهکارهای فرا قانونی در تضاد با منویات مقام معظم رهبری، منجر به تشدید تنشها شد. امروز هم در حالی که چند هفتهای است که آشوبگران دستاویز جدیدی ندارند، آقایان دوباره این خدمت را به به این موجسواران میکنند.

وحدت با جنایتکار! بدون روشن شدن تکلیفِ تهمتهای بزرگی مثل تقلب 11میلیونی، کشتار بیحساب مظلومین و یا تجاوز جنسی، میخواهیم سر چه چیزی متحد شویم. اگر اصلاح طلبان هنوز معتقدند که این نظام به راحتی چنین جنایات بزرگی را مرتکب میشود چرا میخواهند با جنایتکاران دست وحدت بفشارند؟ اگر هم این اتهامات را به دروغ منتشر کردهاند باید با صدای بلند معذرتخواهی کنند. بهرحال بدون توجه به ریشه این اغتشاشات نمیتوان راه حلی برای آن جست. اینجا دعوای دو همسایه نیست که با روبوسی مسایل حل شود، اینجا شخصی علیه امام عادل، تنفیذ و حکم او تحریک و قیام کرده است. اخیرا خاتمی در سخنانی گفته است که اگر به معترضین اجازه تجمع داده نشود آنها بعد از این "هستهی عمل" تشکیل میدهند. سوال اینجاست که آنها تا کنون چه عمل دیگری انجام نداده­اند که به آن تهدید میکنند، از این کلمات بوی ترور و گروهکهای منافقین به مشام میرسد.

فرار از افکار عمومی. زمانی که آقایان آشوبطلب به خیال پشتوانهی مردمی، پشت سر هم علیه نظام تندترین بیانیهها را صادر کرده و تهدید میکردند باید به فکر وحدت ملی بودند. زمانی که آقازاده ها آشوبها را هدایت میکردند باید به فکر اتحاد میافتادند، روزهایی که آبروی نظام را به حراج گذاشته بودند و گمان میکردند که میتوانند نظام را به زانو دربیاورند باید به فکر آشتی ملی میافتادند. حالا که غبار فتنه در حال فرو نشستن است و اسناد ارتباط با جرج سورس آشکار شده، دروغها یکی پس از دیگری افشا شده و با رو گردانی همان میزانِ حداقلیِ افکار عمومی مواجه شدهاند به فکر آشتی افتادهاند. بهرحال اگر همهی حسن نیتها را هم بپذیریم چه تضمینی برای پایبندی طرفهای قانونشکن به نظرات میانجی باشد. چرا که آنها یکبار با استفاده از ظرفیتهای قانونی وارد انتخابات شده و قانون­گرایی را شعار اصلی خود قرار دادند ولی زمانی که همه چیز را به ضرر خود دیدند همان قانون را لگد مال کردند.

وحدت بدون اجرای قانون غیرممکن است. حتی اگر دعوتکنندگان به قانونشکنی عذرخواهی هم کنند باز هم مسایلی از قبیل حقوق پایمال شده شهروندان باقی میماند که نظام هم نمیتواند یکطرفه آنها را ببخشد. در آشوب‌هاي پس از انتخابات، 37 تن از هموطنان مظلوم کشته شدهاند و آبروی نظام در جهان هتک شده است و اين هزينهی هنگفت، چيزي نيست كه به آساني چشمپوشی کرده و فراموش كنيم. كساني كه تهمت تقلب و تجاوز زدند و كساني كه به‌جاي پيگيري قانوني اعتراض، طرفدارنشان را به خيابان‌ها كشاندند، همه بايد در دادگاه محاكمه و مجازات شوند. تا وقتي مسببان آشوب، تحريك‌كنندگان، جنايتكاران و افترا زنندگان محاكمه و مجازات نشده و قانون اجرا نشود وحدت بیمعناست و تفاهم و آشتي به معني تبرئه گناهكاران و جنايتكاران است.


2 نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/11ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

محمد جواد لاريجاني: دوم خردادي ها به ترور روي مي آورند !
 

اينکه ميرحسين موسوي بر خلاف همه مقررات و قوانين مربوط به انتخابات و بر خلاف راي شوراي نگهبان و تنفيذ مقام معظم رهبري خود را پيروز انتخابات اعلام کرد اين نوعي خروج بر امام عادل است. برخي فکر مي کنند صورت مساله دعواي بين دو نفر است، اگر روبوسي کنند مشکل تمام مي شود. اين درست نفهميدن صورت مساله است.آنچه که رخ داد يک کودتاي تمام عيار با همکاري دول غربي بود، موسوي چه بداند و چه نداند وارد اين بازي ابلهانه شد و تمام دنيا هم از او حمايت کردند.

همان سيري که منافقين در قبل از انقلاب در پذيرش مارکسيسم مرتکب شدند دوم خرداديها در پذيرش ليبراليسم مرتکب شدند،اين پذيرش آنها را به وادي نفاق انداخت و اين نفاق هم منجر به خروج بر حاکميت شد.کودتاي دوم خرداديها ناکام و مفتضح شد، دولتهاي غربي هم فهميدند نظام تنومندتر از آن است که فکر کرده اند، استحکام نظام به واسطه فرهنگ ولايت وتشيع است. 
لاريجاني با طرح اين سئوال که کودتاگران پس از اين چه خواهند کرد تصريح کرد: اخيراً خاتمي حرفي زده است که قابل تأمل است، وي گفته : اگر اجازه ندهند مردم تجمع داشته باشند آنها مي روند هسته عمل تشکيل مي دهند. سوال اين است که چه عملي است که باقي مانده آقايان انجام نداده اند، به عقيده من رويکرد جديد آنها ترور و خشونت است. يعني آنها به همان نقطه اي رسيده اند که منافقين رسيده اند.

منافقين بچه مسلماناني بودند که مجذوب مارکسيسم بودند،اين جذبه آنها را به نفاق کشاند اينها هم مجذوب ليبراليسم هستند اينها مدهوش نظام سکولار هستند نتوانستند خود را نگه دارند.مسير آنها در نهايت به خشونت مي رسد و اين علامت ختم کارشان است.دوم خرداديها هفت،هشت ماه عمر اين ملت را تباه کردند و ملتي که در گفتمان پيشرفت، خدمت و عدالت دنبال کارآمدي است خود را معطل اينها نمي کند. آنها دست به انتحار سياسي زده اند،نظام بايد مدل جديدي را براي طراحي رقابت سياسي در نظر بگيرد.

کاري که رهبر معظم انقلاب در حفظ مردمسالاري ديني در اين انتخابات کردند، در دفاع از شرف و حيثيت مردم بود و در تاريخ ايران بي نظير است و بايد اين حادثه مهم با همه ابعاد آن ثبت شود.حتي کساني که بي دين هستند اما طرفدار دموکراسي مي باشند بايد دست رهبري انقلاب را ببوسند که فداکارانه از جمهوريت نظام دفاع کردند.عده اي در داخل و خارج با کارگرداني بيگانگان اسلاميت و جمهوريت نظام را به بهانه برگزاري انتخابات رياست جمهوري هدف قرار داده بودند اما هوشياري رهبري و بيداري مردم مانع از شرارت آنها شد. ما بايد شکر نعمت رهبري را به جا آوريم و اين کار فقط با درک درست وقايع و فهم رهنمودهاي معظم له و حمايت مومنانه از ايشان امکان پذير است.حفظ تمايز ما با ديگر مکاتب اعتقاد و التزام به ولايت است، ما ولايت را در اصول در کنار توحيد و معاد و در فروع جزء پايه هاي اسلام در کنار زکات، حج، نماز و روزه مي دانيم.

ولايت کليد بهشت و اکسير اعظم است،رکن اول ولايت حساسيت به مشروعيت حکومت است، ولايت با دغدغه نان شروع نمي شود با دغدغه مشروعيت شروع مي شود. دغدغه مشروعيت بيداري سياسي را در پي دارد.بايد بيرق اسلام در دست کسي باشد که شرايط آن را داشته باشد. يک شيعه بايد ملاک مشروعيت و مصداق آن را بداند و اين در ادبيات اهل بيت(ع) رکن بزرگي است. اگر کسي نخواهد تولي و تبري را رعايت کند نوعي کاهلي در امر ولايت را مرتکب شده است و اين از کاهلي در نماز و روزه مهلک تر است. ممکن است اين کاهلي منجر به خروج بر امام عادل شود، خروج هميشه با شمشير نيست، خروج يعني به هر دليل در برابر امام عادل قرار گيريم.

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

 





Powered by WebGozar