تبليغاتX
< مسلمان ایرانی
بي و تن
بی و تن - امیر خانی

بی و تن به نوعی ادامه ارمیا است که البته شخصیت های حاضر در داستان این نظریه را تقویت می کند . به هر حال ارمیا شخصیتی آرمانگراست
 كه امروز هم جا دارد به حیات خود ادامه بدهد. داستان ارمیا نقد دوران سازندگی است .

بی و تن ادامه داستان‌وار حرف‌هایی از جنس "نشت نشا" است. خبر نگارش این رمان که طی دو سال گذشته به رسانه‌ها یافت، ولی اتمام این کار به علت ریاست انجمن قلم ایران و امور مرتبط با آن بارها و بارها به تعویق افتاد. و در این مدت رقابت شدیدی برای انتشار آخرین کار این نویسنده مشهور بین برخی از ناشران آغاز شده بود.

 
حتما برایتان جالب است بدانید که امیرخانی برای نوشتن این رمان یک‌سال تحقیق کرده و برای تکمیل اطلاعاتش، حدود یک سال با یک خودرو، سراسر ایالات متحده امریکا را برای آشنایی با شرایط اجتماعی مهاجران ایرانی زیر پا گذاشته است.و بعد از تهیه 600 صفحه فیش ، طی 6سال و 6 ماه ، 480 صفحه
بی وتن را نوشته است.

 
امیرخانی در «بی و تن» دنبال هویت ایرانی است در مواجهه با تمدن غرب. او به جای این که بیاید هویت ایرانی را در خیابان‌های ‌مرکزی تهران دنبال کند، رفته هویت ایران را در ایالات متحده دنبال کرده تا خانه در کنار آتشفشان بنا کرده باشد. به نظرنویسنده برای شناخت هویت ایرانی باید به جایی برویم که بیشترین فشار و هجمه از آنجا نثار هویت ایرانی می‏شود. اگر بخواهیم هویت ایرانی را در مسجد و حسینیه پیدا کنیم، مشکل این است که معلوم نیست در مواجهه چه جوری جواب می‏دهد، ولی اگر رفتیم در بطن تمدن غرب و در متن مدعی این تمدن، در پایتخت تمدن غرب، دنبال هویت ایرانی گشتیم، کار سنگین‌تری را انجام داده ایم
.

امیرخانی خود در این باره می گوید: در روزگاری كه برای اروپایی‌ها ‌هم، آمریكا تصمیم می‏گیرد، من ترجیح دادم به جای استخر برای شنا به دریا بروم.

 
"مهمترین شاهرگ گردن در عربی «وتین» است. «وتن» یعنی آن رگ را زدن، قطع الوتین! "

 
گاهی شخصیت داستان اصطلاح بی وطن را در نامه‌هایش به غلط "بی وتَن" می‌نویسد؛ در جایی از شباهت ظاهری این عبارت با کلمه‌ی "بی‌وتِن" - ماده‌ای شیمیایی‌ای که در زیر ناخن‌ها به‌وجوه می‌آید- بهره برداری شده و درچهارمین نوع آن هم از آیه‌ی "بُیُوتُن من زجاج" - خانه‌هایشان از شیشه است- الهام گرفته شده است
.

اما رضا اميرخاني با فصل دوم رمان «بي وتن» نشان داده است كه با اثر درخشان ديگري روبروييم كه زيبايي هاي «من ِاو» را ديگر بار زير دندان مان خواهد آورد !...بي شك خواندن تمام رمان مولفه هاي ديگري را برايمان آشكار خواهد كرد و بايد هنوز منتظر ماند اما تا همين جاي كار هنر اميرخاني در روايت و نيز بازيهاي هوشمندانه اش با كلمات و نيز استفاده ماهرانه اش از جريان سيال ذهن خود را به رخ مي كشد . ببينيد فصل دوم رمان با چه جملاتي آغاز مي شود :« اين فصل فصل پنج است . مي پرسي چرا ؟!... روشن است . ..»
و بعد تا پايان فصل آن قدر دليل شاعرانه برايتان مي آورد كه بي خيال عنوان فصل شويد و باور كنيد كه با فصل پنج طرفيد ! ...نويسنده از Give me a Five شروع مي كند و به خيابان fifth ave. نيويورك پا مي گذارد و بعد ياد دعاي مادرش مي افتد كه : « الهي به حق پنج تن...» ...بعد سراغ خمسه خمسه مي رود و كربلاي 5 و جزؤ پنجم قرآن و ....و سطر پاياني فصل نيز اين چنين درخشان است :
« از كودكي هم نتوانستم فرق ميان دو پنج را بفهمم . خاصه وقتي كه انگليسي بودند ؛ ذوي اين ساعتهاي مچي كه دست چپ مي بندند؛ همان دستي كه حلقه ندارد .... »
گفتم كه ! بايد  «بي وتن» ببلعيد !!

عناوین فصول هفت‌گانه‌ی این رمان عبارتند از: فصل اول: معنا، فصل دوم: فصل پنجم(!)، فصل سوم: مسکن، فصل چهارم: پیشه، فصل پنجم: زبان، فصل ششم: ژنتیک و فصل هفتم: مراثی.

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت   توسط سرباز خمینی  | 

تفاوت فتح قلوب با فتح زمين ....!!

 
تفاوت را ببینید :
تمام مکان ها را بدست دارند .....زمین و هوا و دریا
جان و مال ها را........
ولی  بقول خودشان هر جا را می نگرند ردپای ایرانی ها را می بینند
ایرانی هایی را که تا چند سال قبل با آنان در حال جنگ بودند
اما نمی دانند قلب شان را نمی توان با زورگویی و وحشی گری تسخیر کرد
همه جا سایه انقلاب ما را بر روی سرتان احساس کنید
هنوز چند صباحی از زندگیتان باقیست
بدانید استخوان های پوک ابرقدرتیان درهم خواهد شکست .
 
(( آینده از آن حزب اللهی هاست )) .
 
 
 ------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
-راستی جمعه کتاب ((بی و تن)) رضا امیر خانی رو از نمایشگاه گرفتم
البته این بار سوره مهر چاپ نشده بود
از انتشارات نشر علم بود .
 
2 نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/05ساعت   توسط سرباز خمینی  |