نکته ای جالب :
اگرحروف مقطعه قرآن رادر یکجا بنویسیم بعد حروف
مشترک را حذف کنیم از ترکیب باقی حروف جمله زیبا
وپر معنی زیر بدست میآید :
2
نوشته شده در جمعه
1386/11/19ساعت   توسط سرباز خمینی
|
شهید سرلشگر غلامحسین افشردی ( حسن باقری )
در عملیات بیتالمقدس وقتی یكی از تیپ ها در وضعیت دشواری قرار گرفته بود، فرمانده آن دراثر فشار مشكلات میگوید: مگر بالاتر از سیاهی هم رنگی هست؟ شهید باقری پاسخ میدهد:
آری، بالاتر از سیاهی، سرخی خون شهید است كه روی زمین میریزد، قوه محركه شما خون شهداست.
« در آغاز جنگ كه بني صدر ملعون و خائن در جبهه ها هم مي آمد ، من فرمانده عمليات خوزستان بودم. ما را به جلساتي كه راجع به جنگ بود راه نمي دادند. من با شهيد بزرگوار ( حسن باقري ) با تلاش مقام معظم رهبري كه نماينده حضرت امام (ره) در آن زمان بودند وارد جلسه شديم. در آن هنگام بني صدر با آن قيافه خاص خودش حضور داشت. وقتي كه نوبت ما شد ، اول وضعيت دشمن قرار بود گزارش شود ، سپس وضعيت خودي بيان گردد. به شهيد بزرگوار اشاره كردم و گفتم: « برو توضيح بده اين مطلب را ». من اين قسمت را از زبان مقام معظم رهبري عرض مي كنم ، آقا مي فرمايند: تا شما اشاره كردي كه حسن پاشو برو ، من ديدم كه يك جوان لاغر اندام و كوچولو پاشد بدون اينكه سر و ريشي ، محاسني داشته باشد ( البته ته ريش كمي داشت ). من دلم ناگهان ريخت. گفتم: « حالا اين بني صدر و اينها نشسته اند اين جوان چه مي خواهد بگويد ، تا آمد پاي تابلو ، آنتن را گرفت و شروع كرد وضعيت دشمن را منطقه به منطقه تشريح كرد كه : دشمن اينجا چند تانك دارد ، اينجا چه تيپ و لشكري مستقر است، آنجا خاكريز زدند ، اينجا ميدان مين و آنجا سيم خاردار ايجاد كرده اند ، هر چه زمان مي گذشت قلبم روشن تر و چهره ام بازتر مي شد ، مثل يك روحاني كه مثلاً وقتي پسرش مي خواهد به منبر برود نگران است كه آيا مي تواند از عهده اين منبر برآيد يا نه. من چنين حالي داشتم ولي هر چه بيشتر صحبت مي كرد من قيافه ام بازتر مي شد. » او در آن جلسه چنان گزارش دقيق ، مصور و خوبي ارائه داد كه همه حضار حتي خود بني صدر به شگفت درآمد كه اين جوان اين اطلاعات جالب را از كجا آورده است »

شهید باقری در همه مدت حضورش در جبهههای جنگ تنها یكبار، آن هم به مدت پنج روز برای ازدواج، از جنگ جدا شد و به جهت عشق به حضرت امام زمان(عج) نام نرگس را برای تنها فرزندش برگزید.
شهید باقری همواره به دوستانش میگفت:
تا خالص نشوی خدا ترا برنمیگزیند. لذا باید سعی كنیم كه خداوند عاشقمان بشود تا ما را ببرد.
اوج کار اين پاسدار را در اين ببينيد :
شناختنش از عراقي ها به جايي رسيده بود که صداي فرماندهان دشمن
را از پشت بي سيم تشخيص مي داد .
بعد از رفتن بني صدر خائن ، ۴۰ عمليات را طراحي کرد .
او جوان ترین استراتژیست دفاع مقدس بود !!
2
نوشته شده در سه شنبه
1386/11/09ساعت   توسط سرباز خمینی
|
بزم تمام است و خرابم هنوز
یار گذر کرد و خرابم هنوز
شمس میان است و من بی خبر
در پی یک جام شرابم هنوز
دجله پر از اب به پیش امدست
در طلب مشک و سرابم هنوز
از سر ان تیشه که بر خود زدم
خونه دلی خورده کبابم هنوز
گر چه سیاه از گنه و خاطیم
بر سر ان عهد شهابم هنوز
2
نوشته شده در پنجشنبه
1386/11/04ساعت   توسط سرباز خمینی
|