تبليغاتX
< مسلمان ایرانی
يهوديان مانند گوسفند كشته مي‌شوند ....

در روايتي كه از اميرمؤمنان(ع) نقل شده است :

يهود براي تشكيل دولت خود در فلسطين، از غرب [ به منطقه عربي خاور ميانه] خواهند آمد.

عرضه داشتند: يا اباالحسن! پس عرب‌ها در آن موقع كجا خواهند بود؟

فرمود: در آن زمان عرب‌ها نيروهايشان از هم پاشيده و ارتباط آنها از هم گسيخته، و متّحد و هماهنگ نيستند.

 

از آن حضرت سؤال شد: آيا اين بلا و گرفتاري طولاني خواهد بود؟

 

فرمود: نه، تا زماني كه عرب‌ها زمام امور خودشان را از نفوذ ديگران رها ساخته و تصميم‌هاي جدّي آنان دوباره تجديد شود آنگاه سرزمين فلسطين به دست آنها فتح خواهد شد، و عرب‌ها پيروز و متّحد خواهند گرديد، ونيروهاي كمكي از سرزمين عراق به آنان خواهد رسيد كه بر روي پرچم‌هايشان نوشته شده است: «القوّة»*. عرب‌ها و ساير مسلمانان همگي مشتركاً براي نجات فلسطين قيام خواهند كرد و با يهوديان خواهند جنگيد و چه جنگ بسيار سختي كه در وقت مقابله با يكديگر در بخش عظيمي از دريا روي خواهد داد كه در اثر آن مردمان در خون شناور شده و افراد مجروح بر روي اجساد كشته‌ها عبور كنند.

آنگاه فرمود:

و عرب‌ها سه بار با يهود مي‌جنگند، و در مرحلة چهارم كه خداوند ثبات قدم و ايمان و صداقت آنها را دانست هماي پيروزي بر سرشان سايه مي‌افكند.

بعد از آن فرمود:

به خداي بزرگ سوگند كه يهوديان مانند گوسفند كشته مي‌شوند تا جايي كه حتّي يك نفر يهودي هم در فلسطين باقي نخواهد ماند.

 

 

 *(( واعدوالهم ما استطعتم  من قوه ))

 

را ديده ايد بر پيراهن هايمان ، پس منتظرمان باشيد !!

 

 

2 نوشته شده در  شنبه 1386/07/28ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

ماجراي صيغه كردن من !
 

اشنایی من و او حدودا به ۴ سال قبل بر می گرده !

دل نشین و فهیم بود

خيلي با هم دوست شده بوديم

تا اين كه چند وقتي بود به من پيشنهاد داده بود عقد كنيم

ولي خب من طبق معمول اذيتش مي كردم

 گفت عيد فطر روز خوبيه

من هم بالاخره راضي شدم

با هم رفتيم سر مزار حاج مهدي زين الدين در گلزار شهداي قم دست در دست هم

به عقد هم در امديم البته از نوع اخوت !

 

-شايد براي خيلي ها سوال باشه عقد اخوت (صيغه برادري) چي هست ؟

اخوت يعني چي؟
اخوت به معناي برادري است و عقد اخوت يا صيغة اخوت هم پيوندي است كه بين دو نفر بسته مي‌شود و براي خودش آدابي دارد.

عقد اخوت مي‌تواند دو تا دوست را كه هيچ پيوند خوني و فاميلي با هم ندارند تبديل به دو برادر كند. يعني حقوقي را بر گردن طرفين بگذارد و يك‌جوري دوستي و رفاقت را ثبت رسمي و دائمي كند.

دو نفر كه از نظر روحي و فكري نزديك هستند و احساس مي‌كنند كه مي‌توانند اين رفاقت را سال‌ها ادامه دهند، مي‌توانند طرفين اين عقد بي‌مهريه و هزينه باشند!

برقراري اين پيوند، اتفاق جالبي است كه مي‌تواند رخ دهد و نتايج مناسبي داشته باشد.

حق و حقوق ما چي شد؟
اگر نگاهي به متن صيغة برادري بيندازيد چيزهايي از حق و حقوق دو طرف دستگيرتان مي‌شود. طبق اين متن دو طرف همة حق‌هاي برادران خوني را بر يكديگر مي‌بخشند غير از سه چيز؛ دعا كردن براي همديگر، به ديدار يكديگر رفتن و مهم‌تر از همه شفاعت كردن از هم در روز قيامت.

همين شرط آخري است كه خيلي ماجرا را مهم مي‌كند. با يك نفر پيوند برادري ببنديد كه از خودتان كار درست‌تر باشد. وبال گردن كه نمي‌خواهيد. بايد كسي را پيدا كنيد كه اگر فرداي قيامت كارتان لنگ ماند، طرف بتواند يك كاري برايتان بكند. پس بهتر است دنبال آدم‌هاي معنوي و با تقوا بگرديد و يك جوري مخ طرف را بزنيد كه حاضر شود با شما عقد اخوت بخواند و بله را بگويد.

دو شرط اول هم جاي تأمل دارد به ويژه اين‌كه اين روزها، اي‌ميل و sms، جاي ديدار و سركشي به فك‌وفاميل و دوست و رفيق را گرفته. اگر صيغة اخوت خوانده شد ديگر پيام كوتاه و اين چيزها جواب نمي‌دهد.

در متن عربي، كلمه «زياره» آمده است و اين يعني ديدار و ملاقات از نزديك. يعني بايد چند هفته يك بار هم كه شده به طرف سر بزني. دعا كردن‌مان هم اين روزها به شدت شخصي شده. همة چيزهاي خوب را براي خودمان مي‌خواهيم و بعضي وقت‌ها هم اگر بتوانيم يك طوري ديگران را نفرين مي‌كنيم و به زمين مي‌زنيم كه ديگر بلند نشوند. ولي آن‌چه كه در دين‌مان توصيه شده، دعا براي ديگران اعم از فاميل و دوست و همسايه است. ظاهرا يكي از راه‌هاي اجابت شدن دعا همين است.

برادر صيغه‌اي كه شديد نمي‌توانيد از زير دعا كردن براي همديگر شانه خالي كنيد و صد البته اين خيلي به نفعتان است.

اول بله، بعد عمليات

در سال‌هاي جنگ، عقد اخوت حسابي در بين رزمنده‌ها رواج داشت و گاهي تعداد كساني كه به يكباره برادر مي‌شدند بيشتر از ده نفر مي‌شد. فكرش را بكنيد يك دفعه كلي داداش پيدا كنيد.

شايد يكي از مهم‌ترين علت‌هاي آن هم اين بود كه هر لحظه ممكن بود يك نفر از جمع شهيد شود و يك تير يا تركش كافي بود. به همين دليل خيلي از اين عقد اخوت‌هاي سال‌هاي جنگ در شب‌هاي عمليات يا در مواقع حساس و زير آتش دشمن اتفاق مي‌افتاد. دست‌ها را روي هم مي‌گذاشتند و بله را مي‌گفتند و آن‌وقت هر كس شهيد مي‌شد بايد بقيه را هم شفاعت مي‌كرد و با زور هم كه مي‌شد با خودش مي‌برد بهشت.

بسيجي‌هاي زرنگ هم اين‌طور وقت‌ها دنبال يك نفر مي‌گشتند كه به قول خودشان نور بالا بزند و شهادت‌اش نزديك باشد. سريع يقة طرف را مي‌چسبيدند و هر طور كه بود صيغه مي‌خواندند.

عقد اخوت

بچه‌ها براي جاري ساختن عقد اخوت، يا به صورت دوتايي به گوشه‌اي خلوت مي‌رفتند تا به جز خدا، كسي از عهد ميان آنان مطلع نشود، يا از روحاني گردان مي‌خواستند تا صيغه را بينشان جاري سازد. داداشهاي صيغه‌اي محرم اسرار هم بودند و با هم شرط مي‌كردند هر كدام را كه خدا طلبيد، بگويد برادري دارم كه هميشه با هم هستيم و تنها جايي نمي‌رويم و حتما شفاعت او را هم نزد خدا بكند. آنان در هنگام خواندن صيغه برادري با هم قرار مي‌گذاشتند كه از همه حقوق برادري صرف‌نظر كنند و ببخشند مگر حق شفاعت، دعا و زيارت. 

 

چه چيزهايي روابط اخوت را تيره مي كند وباعث تضعيف رابطه‌ي اخوت مي شود؟

خداوند متعال در قرآن كريم در سوره‌ي حجرات كه به سوره‌ي اخلاق مشهور است هفت چيز را نابود كننده‌ي روابط اخوت وبرادري معرفي مي كند كه عبارت است از:مسخره كردن،عيب‌جويي،القاب زشت دادن به همديگر،سوءظن،تجسس،غيبت،افتخار به قبيله وطايفه

 

 

يكي ديگر از راه‌هاي كسب محبت سلام كردن به همديگر است.همين سلامي كه معنا ومفهوم عميق خود را از دست داده است.وبه الفاظي خشك وخالي وتهي از محتوا تبديل شده است.سلام يعني آرزوي سالم ماندن واعلام در امان بودن خود ومال وناموس فردي كه بر او سلام مي شود.رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: (لَا تَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى تُؤْمِنُوا وَلَا تُؤْمِنُوا حَتَّى تَحَابُّوا أَوَلَا أَدُلُّكُمْ عَلَى شَيْءٍ إِذَا فَعَلْتُمُوهُ تَحَابَبْتُمْ أَفْشُوا السَّلَامَ بَيْنَكُمْ )به بهشت داخل نمي شويد تا اين كه ايمان داشته باشيد وتا زماني كه همديگر را دوست نداشته باشيد ايمان نداريدآيا شما را به چيزي راهنمايي نكنم كه هرگاه انجامش دهيد همديگر را دوست مي داريد؟سلام را در بين خود افشا كنيد.

يكي ديگر از راه هاي كسب محبت برخورد صميمانه داشتن وبا چهره‌اي گشاده برخورد كردن است.رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: (لَا تَحْقِرَنَّ مِنْ الْمَعْرُوفِ شَيْئًا وَلَوْ أَنْ تَلْقَى أَخَاكَ بِوَجْهٍ طَلْقٍ ) .هيچ كار معروفي را تحقيرنكن هرچند با صورتي گشاده با برادرت روبرو شوي.
ودر حديث ديگري فرمودند:تبسمك في وجه أخيك صدقة)لبخند زدنت در چهره‌ي برادرت صدقه است.

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1386/07/26ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

مناجات خواجه عبدالله انصاری
غلام آن معصیتم که مرا به عذر آرد
الهی به فضل خود قایمی و به شکر خود شکور ، به علم عارف نزدیکی و از وهم ها همه دور.
الهی عبدالله را از سه آفت نگاه دار از وساوس شیطانی و خواهش های نفسانی و غرور نادانی.

الهی اگر عبدالله را خواهی گداخت دوزخی باید پالایش او را و اگر خواهی نواخت بهشت دیگر باید آرایش او را.

الهی کاشکی عبدالله خاک بودی تا نامش از دفتر وجود پاک بودی.

الهی اگر کاسنی تلخ است از بوستان است و اگر عبدالله مجرم است از دوستان است.

الهی چون آتش فراغ داشتی دوزخ پر آتش از چه افراشتی.

الهی چون سگ را در این درگاه بار است و سنگر او دیدار است عبدالله را با نا امیدی چه کار است.

در بارگهت سگان ره را بار است سگ را بار است و سنگ را دیدار است
چون سگ صفت سنگدل از رحمت تو نومید نیم که سنگ و سگ را بار است

الهی گوهر اصطفا در دامن آدم تو ریختی و گرد عصیان بر فرق ابلیس تو بیختی و این دو جنس مخالف را با هم آمیختی، از روی ادب اگر بد کردیم بر ما مگیر که گرد فتنه تو انگیختی.

الهی تو دوختی درپوشیدم و آنچه در جام ریختی نوشیدم هیچ نیامد از آنچه می کوشیدم.

الهی من غلام آن معصیتم که مرا به عذر آرد و از آن طاعت بیزارم که مرا تعجب آرد.

الهی گدای تو به کار خود شادان است، هرکه گدای تو شد در دو عالم سلطان است.

الهی غیر از الم های تو جای شادی نیست و جز از بندگی ات روی آزادی نیست.

الهی کار اگر به گفتار است بر سر همه گویندگان تاجم و اگر به کردار است چون سلیمان به موری محتاجم.

الهی کدام درد بود ازین بیش که معشوق توانگر و عاشق درویش.

الهی من کیستم که تورا خواهم چون از قیمت خود آگاهم. از هرچه می پندارم کمترم و از هر دمی که می شمارم بدترم.

الهی بر سر از خجالت گرد داریم و در دل از حسرت درد داریم و رخ از شرم گناه زرد داریم.

منم بنده عاصیم رضای تو کجاست تاریک دلم نور و ضیای تو کجاست
ما را تو بهشت اگر بطاعت بخشی آن بیع بود لطف و عطای تو کجاست

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/17ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

و مکرو و مکرالله و الله خیر الماکرین ....
از اين دولت بهتر و اصولگراتر پيدا نخواهيد كرد.
شما هم هر چه مي توانيد به اين دولت كمك كنيد.
(مقام معظم رهبری)
----------------------------------------------

او همان مردی است که دیروز در ثلاث باباجانی و خاش و دلفان و هزار شهر و روستای دیگر که حتی تا آن زمان پای هیچ معاون وزیری به آن جا باز نشده بود، صورت به صورت مردم محروم و مستضعف، درددل ها و گلایه های تلخ و دردناک آنان را با سعه صدر می شنید و با تلاشی اعجاب برانگیز و وصف ناشدنی سعی در فرونشاندن غبار تیره و تار محرومیت از چهره مردم آن مناطق داشت؛ تلاشی که به دنبالش دعای میلیونها انسان دردمند را به همراه داشت...
 
 
 

 
مصاحبه احمدی نژاد با شبکه CBS آمریکا (تهران) - 3.25 مگابایت

سخنرانی احمدی نژاد در اجلاس عمومی سازمان ملل - 1.95 مگابایت
 
سخنرانی و پرسش و پاسخ احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا - 2.97 مگابایت
 (۵۰۰ ميليون نفر در سراسر دنيا اين برنامه را مستقيم از تلوزيون تماشا کردند! )
 
 
2 نوشته شده در  پنجشنبه 1386/07/05ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

کابوس ضد انقلاب کردستان
 
به مناسبت هفته دفاع مقدس به شناخت بیشتر این بزرگ مرد می پردازم :
 
گفته بودند :بیاریدش مرده یا زنده اش فرق نمی کند.
بچه ها بهش می گفتند:بده سرتو خودمون ببریم حداقل یه چیزی گیرمون بیاد !
این جور وقت ها سرشو پایین می انداخت و می رفت !
سرش ۷ میلیون تومان ارزش داشت !
کی ؟ برگردید به بیست و اندی سال قبل تا بفهمید ۷ میلیون تومان چقدر ارزش داشت !
چون خواب رو از چشم های نامردترین انسان های دنیا گرفته بود : ضد انقلاب کردستان.
در مورد بزرگترین ژنرال های ارتشی دنیا صحبت نمی کنم
مطلب در مورد پاسدار سبز پوش جان برکفی است که در پایین می بینید : محمود کاوه
 

 ۱ - خدا را سپاسگذاريم كه توفيق دست داد تا شما عزيزان لشگر ويژه ی شهدا را در مقرتان زيارت كردم آرزوئي بود و ياد نيكي از شماها در دل ما ،‌در زمان اوايل تشكيل اين تيپ و لشگر .‌هر چه ما شنيده بوديم تعريف و تمجيد و ستايش قهرماني ها و شجاعتهاي اين لشگر بود . البته حقيقتا با همه دل عرض مي كنم جاي اين شهيد عزيزمان خالي است. شهيد محمود كاوه و همه ی شهدا ، چه سرداران و چه بقيه ی برادراني كه به شهادت رسيده اند؛ اما خوب بعضي ها را انسان از نزديك مي شناسد، فضايل آنها را مي داند ،‌ارزشهائي را كه گاهي در يك انسان ، در يك جوان جمع شده از نزديك لمس مي كند و ای عزيزان محمود كاوه از اين قبيل بود . در او ارزشهائي بود كه براي يك جوان مسلمان ايده آل بود . . . فراموش نميكنم همين شهيد محمود كاوه بچه اي بود ، پدرش دستش را مي گرفت ، او را  به مسجدي كه من آن جا صحبت مي كردم و تفسير مي گفتم مي آورد، ،‌جوانها پرواز كردند و ما مانديم ( گريه رهبر و حضار ) بچه ها بزرگ شده اند. قدر آنها را بدانيم .‌كم سعادتي ماست ،‌ما كه به اصطلاح پيشكسوت آنها بوديم مانديم، همچنان در لجن و در عالم ماده .

۲ -   من در خود سپاه عناصر بسيار خوبي را سراغ دارم كه آمادگي خودسازي و ديگر سازي داشته و دارند. خوب است من از برادر، شهيد عزيزمان محمود كاوه ياد كنم كه من او را از بچگي اش مي شناختم . پدر اين شهيد جزو اصحاب و ملازمين هميشگي مسجد امام حسن(ع) بود كه بنده آنجا نماز مي خواندم و سخنراني مي كردم؛ دست اين بچه را هم مي گرفت و با خودش مي آورد .من مي دانستم كه همين يك پسر را دارد. پدرش را هم قاعدتا برادرهاي مشهدي مي شناسند، از همان وقتها همين جوري بود پرشور و بي محابا در برخورد ، گاهي حرفهاي تندي هم مي زد كه در دوران اختناق، آنجور حرفي را كسي نمي زد. اين بچه آن جوري توي اين محيط خانوادگي پرشور و پرهيجان تربيت شد .خوراك فكري او از دوران نوجواني اش ـكه شايد آن سالهائي كه من مي گويم ، ايشان مثلا دوزاده و سيزده سال شايد هم چهارده سال بيشتر نداشت ـ عرابت بود. از مطالب مسجد امام حسن (ع) كه اگر از شما ها برادرهاي آنوقت بودند مي دانند كه چه سنخ مطالبي بود و مي شود فهميد ديگر از نوارها و از آثار آن مسجد كه چه جور مطالبي بود . در يك چنين محيط فكري اين جوان تربيت شد و جزو عناصر كم نظيري بود كه من او را در صدد خودسازي يافتم . حقيقتا اهل خودسازي بود . هم خود سازي معنوي ،اخلاقي و تقوائي و هم خود سازي رزمي. در يكي از عملياتهاي اخير دستش مجروح شده بود كه آمد مشهد؛ مدتي هم که اينجا در بيمارستان بود، مدت كوتاهي است، ظاهرا بعد برگشت مجددا جبهه. تهران ،‌آمد سراغ من ، من دیدم دستش متورم شده است؛ بنده نسبت به كساني كه دستشان آسيب ديده حساسيت دارم ، فوري پرسیدم دستت درد مي كند؟ گفتش كه نه . بعد من اطلاع پيدا كردم كه برادرهاي مشهدي كه آنجا هستند، گفتند كه دستش شديد درد مي كند؛ او حتي درد را كتمان مي كرد و نمي گفت . اين مستحب است كه انسان حتي المقدور درد را كتمان كند و به ديگران نگويد. يك چنين حالت خودسازي ايشان داشت . يك فرمانده بسيار خوب بود از لحاظ اداره ی واحد خودش كه تيپ ويژه ی شهداـ فكر مي كنم حالا لشكر شده ، آنوقت تيپ بود يك واحد خوب بودـ جزو واحدهاي كار آمد محسوب مي شد و به اين عنوان ازش نام برده مي شد. خود او هم در عملياتهاي گوناگوني شركت داشت و كار آزموده ی سميدان جنگ شده بود. از لحاظ نظم اداره ی واحد ، مديريت قوي ،‌دوستي و رفاقت با عناصر لشكر و از لحاظ معنوي ، اخلاقي ، ادب ،‌تربيت و توجه يك انسان جوان ولي برجسته بود . اين هم يكي از خصوصيات دوران ماست كه برجستگان هميشه از پيران نيستند؛ آدم، جوانها و بچه ها را مي بيند كه جزء چهره هاي برجسته مي شوند . رهبان اليل و استون النهار غالبا تو همين بچه ها وتوی همين جوانهاست . ما نشسته ايم از دور داريم نگاه مي كنيم، حسرت مي خوريم و آرزو مي كنيم . كاش برويم توي محيط آنها ،‌ كمتر وقتي است كه بنده همين حالا ها دلم پرواز نكند به سمت محفل سنگر نشينان ، آنجا انسان ساخته مي شود و اين جوانها خوب ساخته شده اند  و شهيد كاوه حقيقتا خوب ساخته شد . البته من در مشهد و در كل سپاه، عناصر برجسته زياد سراغ دارم، حقا و انصافا چهره هائي را من سراغ دارم كه  اخلاقيات و خصوصيات اينها را كه مشاهده مي كند، از نزديك حالات عرفا و سالك بزرگ برايش تداعي مي شود، نه حالت نظاميان بزرگ ، از نظامي گري فراترند اگر چه در نظاميگري هم انصافا چيره دست و نيرومندند .

۳ - يك لشگر را يك جوان بيست و چهارـ پنج ساله اداره مي كنددر حالي كه در هيچ جاي دنيا افسري به اين جواني پيدا نمي شود كه يك لشگر را اداره كند . چند صد نفر يا چند هزار تا انسان را اين رهبري مي كند ، در كجا؟ نه در مسافرت به سوي فلان زيارتگاه يا فلان ييلاق ،‌در ميدان جنگ ، زير آتش ،‌در مقابله با تانكهاي دشمن با وجود آن همه مانع يك جوان بيست و چند ساله، چند هزار آدم را شما مي بينيد دارد هدايت مي كند؛ با سازماندهي مي برد جلو ،‌خط را مي شكند ، دشمن را تار و مار مي كنند ، اسير هم ميگيرند ، منطقه هم اشغال مي كنند و مستقر مي شوند. پس نظاميگري هم در معجزه گري انقلاب و سازندگي انقلاب وجود دارد، نه فقط معنويت. ‌اما بالاتر از نظامي گري اين معنويت و تقواي جوانان است ،كه آنرا هم دارند .

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/03ساعت   توسط سرباز امام خامنه ای  | 

 





Powered by WebGozar