فرانسیس فوکویاما پژوهشگر و تاریخ نگار ژاپنی الاصل تبعه ی آمریکاست . وی با شخصیتی نیمه سیاسی – نیمه فلسفی دارای سابقه ی کار در اداره ی امنیت امریکا و نیز تحلیلگر نظامی در شرکت رند از شرکتهای وابسته به پنتاگون می باشد .
فوکویاما در کنفرانسی که 21 سال پیش یعنی سال 1986 در اورشلیم برگزار شد به ترسیم اندیشه سیاسی شیعه پرداخت . او در این کنفرانس که بازشناسی هویت شیعه نام داشت ، شیعه را به پرنده ای بلند پرواز تشبیه نمود که یک بال آن سبز و بال دیگر آن سرخ است . او بال سبز را عدالتخواهی دانست که ریشه در انتظار و بال سرخ را شهادت طلبی عنوان کرد که ریشه در حادثه عاشورا دارد . فوکویاما گفت شیعیان زرهی نیز بر تن دارند به نام ولایت فقیه که آنها را شکست ناپذیر نموده است .
فوکویاما در ادامه با بیان اینکه شیعیان فاو را تسخیر کرده اند ، می گویند اینها می روند تا کربلا و پس از ان قدس را هم بگیرند ؛ از اینرو می بایست با دادن امتیازاتی به ایران جنگ را متوقف نمود .
وی راه برخورد با این جریان را تضعیف ولایت فقیه می داند . او می گوید در صورت تضعیف ولایت فقیه ، رفاه طلبی جای شهادت طلبی را می گیرد و پس از اندیشه عدالتخواهی و انتظار نیز از جامعه رخت بر می بندد .
جالب آنکه در دوران سازندگی یکی از اساتید و استراتژیستهای آمریکایی بعنوان جامعه شناس هلندی با روادید این کشور به ایران می آید و پس از 8 ماه اقامت در ایران نسخه ای برای عوامل استکبار در ایران می پیچد .
او سالهای 70 تا 72 را سالهای اندلسیره کردن ( ترویج فساد اخلاقی )
سالهای 72 تا 74 را سالهای ترویج سکولاریزم ،
سالهاس 74 تا 76 را سالهای واتیکانیزه کردن ( عدم دخالت روحانیون در سیاست )
سالهای 76 تا 78 را مقطع بالکانیزه کردن ایران یعنی تکرار سرنوشت جمهوریهای یوگسلاوی و شوروی برای ایرانیان برمی شمرد .پرچمدار سکولاریزه کردن ، واتیکانیزه کردن و بالکانیزه کردن ایران نیز آقایان مهاجرانی ، منتظری و سروش می باشند .
این استراتژیست سالهای 78 تا 80 را سالهای شعار اصلاحات ،
سالهای 80 تا 82 سالهای حقوق بشر ( به سرکردگی شیرین عبادی )
سالهای 82 تا 84 را زمان طرح شعار لیبرالیسم ،
و سالهای 84 تا 86 را زمان آمادگی برای نبرد نهایی می داند . نبردی که به گفته ی فوکویاما در سال 2007 اتفاق می افتد .
و اکنون سال 2007 از راه رسیده است سالی که آمریکا در باتلاق عراق فرو رفته است و ارزشهای او مانند لیبرال دموکراسی دیگر برای جوانان مسلمان جاذبه ای ندارد .
در مقابل این جبهه مردمی با دو بال شهادت طلبی و عدالتخواهی که زره پولادین ولایت فقیه زمان را بر تن نموده و آماده است تا عاشوايي ديگر را رقم بزند .
*اگر خوب نگاه كنيم مي بينيم حركاتي را كه در طي اين سال ها در جريان بوده و اگر صحبتي مي كرديم ما را مبتلا به درد توهم توطئه مي دانستند
ولي ببينيد صحبت هاي سردسته متفكران دشمنانمان را بلكه به خود بياييم
غافل نباشيم از دشمنانمان كه ان ها سخت در تلاشند.

بنياد شهيد و امور ايثارگران به مناسبت بزرگداشت روز خبرنگار تعدادي از اصحاب رسانه را به مركز فرهنگي سيدالشهداء(ع) دعوت كرد كه در اين مراسم بيژن نوباوه خبرنگار واحد مركزي خبر به عنوان نماينده خبرنگاران براي سخنراني پشت تريبون قرار گرفت.
به گزارش جهان نيوز وي به مصاحبه اخيرش با سيد حسن نصرالله دبير كل حزب الله لبنان اشاره كرد و گفت: در بخشي از مصاحبه كه احتمالا از سيما پخش نشود، سيد حسن اعلام كرد:
«حاضريم قطعه قطعه شويم تا ايران عزيز باشد اگر ايران عزيز باشد همه ما هستيم،
من يك سرباز كوچك امام خامنهاي هستم.
در مارون الراس 40 نيروي حزب الله در برابر يك لشكر از رژيم صهيونيستي ايستادگي كردند و تنها 13 نفر از آنان در آنجا به شهادت رسيد. بچه هاي حزب الله با نام امام خميني(ره) حركت كردند، از امام حسين(ع) استعانت گرفتند و سلام و درودشان به مردم ايران بود.
لازم به ذکر است مصاحبه بيژن نوباوه، خبرنگار واحد مركزي خبر با سيد حسن نصرالله دبير كل جزب الله لبنان، شنبه شب از شبكه اول سيما پخش شد و در آن به مسائل مقاومت 33 روزه حزب الله در برابر رژيم صهيونيستي و مسائل منطقه اي و بين المللي پرداخته شد.
اين بار کتابي بسياز زيبايي را برايتان در نظر گرفته ام .
كتاب هاي زيادي در مورد كربلا و واقعه عاشورا نوشته شده است .
ولي اين كتاب با ديگر كتاب ها تفاوت خاصي دارد :
و ان راويشه كه بسيار منحصر به فرد است !
راوي كتاب اسب حضرت علي اكبر است !
كه به دست نويسنده توانايي چون سيد مهدي شجاعي نوشته شده است.
تمام باغبونها دور باغ خودشون رو حصار و پرچین می کشن و هیچ کسی اونها رو بابت این کارشون سرزنش نمی کنه ؛ چرا که کمتر باغ بی حصاریه که برای صاحبش میوه و محصول به جا بذاره .
هیچ کسی با نام و بهانه آزادی دیوار خونه خودش رو بر نمی داره و حتی شبها در حیاط خونش رو باز نمیذاره . هیچ صاحب گوهری هم ، زیور آلات خودش رو بی حفاظ، در معرض دید رهگذران قرار نمی ده تا بدرخشه و جلوه کنه و چشم و دل اونها رو محصور کنه
اگه در شیشه هر عطری رو نبندی ، شمیم دل نواز عطرش از بین می ره .اگه در مقابل پنجره ات توری نزنی ، از نیش پشه ها در امان نخواهی بود .
وقتی راه ورود پشه ها رو می بندی، در حقیقت خودت رو " مصون "میکنی ، نه "محدود".در ودیوار هر خونه ای یک پناه محسوب میشه نه قید و بند
قرآن میگه:{ زنان خود آرایی و خود نمایی و عشوه گری نکنند ، تا مورد آزار و اذیت بیمار دلان قرار نگیرند}اگه برای همین مصون موندن خودت رو پوشوندی دیگه ذهنت به تو خرده نمی گیره و اگر هم کسی خرده گرفت سخن بی منطق و از روی نا آگاهی ارزشی نداره.
حجاب اومده که زن در جامعه حضور داشته باشه و گرنه در خلوت که حجاب معنا نداره.
زن بخاطر ارزش و کرامتی که داره ، باید محفوظ بمونه و خودش رو حراج نکنه و در بازار سودا گران شهوت به ظاهر . . .، خود رو به بهای چند نامه و نگاه و لبخند نفروشه.البته نمیشه و نباید منکر عشق شد که مفصلش باشه برای بعد.
زن بخاطر عصمتی که داره و میراث دار پاکی مریمه ، نباید بازیچه هوس و گناه بشه .دزدان ایمان و غارتگران شرف فراوانند .
سادگی و خامی محضه که کسی خودش رو در معرض دید و تماشای نگاه های مسموم و چشمهای ناپاک قرار بده ، به دلبری بپردازه و خیال کنه رهزنان عفاف رو به وسوسه نمی اندازه و از زهر نگاه ها و نیشهای پشه شهوت در امان می مونه!
هر شاخه که از باغ ، برون آرد سر در میوه آن طمع کند ، راهگذر
خراب کردن دیوار حیا ، برداشتن پرده عفاف و بازگذاشتن پای دیو شهوت نشانه تاریک مغزیست نه روشنفکری! علامت جاهلیته نه تمدن!
می گویی نه؟!به طومار کسانی بنگر که پس از رسوایی و بی آبرویی با دو دست پشیمانی بر سر غفلت خویش میزنند و بر جهالت خود لعنت می فرستند و راه بازگشتی از میانه لجنسرای فساد ندارند .
دوست من!کسی که از "جماعت رسوا " نگریزه ، " رسوای جماعت" میشه!اونکه ایمان رو به لقمه ای نان می فروشه یا بهانه بچه اش رو بهانه می کنه !
اونکه "کودک عفاف خودش رو " جلوی صد ها گرگر گرسنه رها میکنه ؛ روزی پشت دیوار ندامت اشک حسرت بر دامن پشیمانی می ریزه و در آخرت هم به آتش بی پروایی برگرفته از حماقت خودش می سوزه .
دوست من ! از همون اول که جامه عفاف سفید وشفافه ، نباید گذاشت چرکابه گناه بر اون بپاشه.
و دست آخر اینکه حجاب ؛ راه ارتباط دل تو با دل زهراست.
یا حق