عمليات تروريستي آسوشيتدپرس، ياهو و سي. ان. ان در تهران
سه منبع خبري غربي، ساعاتي پيش در تهران دو فقره عمليات تروريستي صورت دادند!
از ساعت يک و نيم بامداد شنبه 28 بهمن ماه، خبرگزاري آسوشيتدپرس، ياهو (yahoo) و شبکه خبري سي. ان. ان آمريکا، تيتر خبر حمله تروريستي و انفجار در تهران را اعلام کردند.
در اين ماجرا، مقدمه خبر مذکور که با تيتر Bomb Explodes in Tehran Near Last Blast (بمبي در تهران در نزديکي محل انفجار قبلي منفجر شد) ابتدا توسط آسوشيتدپرس منتشر شد، مورد استناد سايت yahoo و شبکه خبري سي. ان. ان قرار گرفت.
نکته جالب توجه اينکه شبکه خبري سي. ان. ان با انتشار اين خبر به عنوان "خبر فوري" خود، چند بار به صورت زيرنويس آن را تکرار کرد و با نشان دادن صحنه جابه جايي اتوبوس حامل کارمندان و درجه داران سپاه پاسداران انقلاب اسلامي که طي عملياتي تروريستي در زاهدان به شهادت رسيده بودند، آن را متعلق به انفجار اخير در تهران توصيف کرد.
شبکه خبري سي. ان. ان که مدعي انتشار اخبار بدون لحاظ جبهه گيري سياسي است، بدون توجه به تيتر خبر آسوشيتدپرس با متن پيام، بعد از خواندن آن افزود: در حالي که چندي پيش اتوبوس حامل اعضاي سپاه انقلاب اسلامي در تهران توسط بمب کار گذاشته شده اي منفجر شد، گروهي از تروريست ها دست به درگيري خياباني ديگري با نيروي انتظامي اين شهر زدند.
مجري شبکه سي. ان. ان در پايان گفت: بله ... اين همه خبري بود از درگيري پليس در تهران که شنيديد!
ظاهراً مخابره کنندگان خبر عمليات تروريستي در زاهدان به حدي هيجان زده شده بودند که تفاوت بين تهران و زاهدان را فراموش کردند و براي پيشي گرفتن از رقباي رسانه اي خود، حمله مجدد تروريستي در زاهدان را به تهران کشاندند.
اصل ماجرا چه بود؟
ديشب، بمبي در مدرسه دخترانه "معارف اسلامي" زاهدان منفجر شد وبه دنبال آن اشرار مسلح اقدام به تيراندازي به سوي مردم كردند.
در پي اين حادثه نيروهاي امنيتي و انتظامي به منطقه رفتند وبا اشرار درگير شدند. شدت درگيري ها به حدي بود که برق بخشي از زاهدان قطع شد .
بر اساس گزارش هاي رسيده ، در اين درگيري ها تعدادي از اشرار دستگير شده اند .
2
نوشته شده در یکشنبه
1385/11/29ساعت   توسط سرباز خمینی
|
کربلا ما را به خود فرا می خواند
کربلا ما را به خود فرا می خواند
آری پیروزی با ماست
چرا با ماست؟
کربلا ما را به خود فرا می خواند
و آن سوی تر قدس است
در اسارت شیطان.
و راه از کربلا می گذرد.
سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی
2
نوشته شده در جمعه
1385/11/27ساعت   توسط سرباز خمینی
|
فرق ادمها
آدم های حقير ، انسانهای والا را ديوانه مي پندارند .
چرا كه اين انسانها سرشت نامعقول تری داشته و به
سمت چيزهای استثنائی جذب مي شوند . چيزهايی كه هيچ
جذابيتی برای بسياری از مردم ندارند .
( فردریک نیچه )
2
نوشته شده در پنجشنبه
1385/11/26ساعت   توسط سرباز خمینی
|
و باز هم عملیات تروریستی از ریگی
به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس از زاهدان، مقارن ساعت 30/6 دقيقه صبح چهار شنبه خودروي سرويس عمومي تيپ سلمان فارسي نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي طبق روال هر روز سربازان و كادر عادي سپاه را از مجتمع مسكوني نسترن واقع در خيابان ثارالله به محل كارشان منتقل ميكرد كه در اين هنگام يك خودروي پيكان كه به بهانه تعمير، خيابان را مسدود كرده بود اتوبوس را متوقف كرده و در همين حين، تعدادي ناشناس از پيكان پياده شده و به همراه سه دستگاه موتور تريل كه از قبل در محل حادثه مستقر بودند از محل فاصله گرفتند و پس طي مسافتي از طريق دستگاه كنترل از راه دور خودروي پيكان را منفجر كردند.
انفجار پيكان موجب آتش گرفتن اتوبوبوس و پرتاب آن ميشود. عاملان حادثه براي اطمينان از اين عمليات تروريستي به محل حادثه باز ميگردند تا از طريق يك دستگاه دوربين فيلمبرداري آنرا به تصوير بكشند كه در اين هنگام سرويس دوم كاركنان سپاه از راه رسيده و سرنشينان اين اتوبوس با تروريست ها درگير ميشوند و اين جنايتكاران نيز براي نجات خود، اقدام به تيراندازي ميكنند كه در جريان تيراندازي چند نفر از شهروندان بي گناه جان خود را از دست دادند.
گزارشهاي تكميلي حاكيست، خودروي پيكان منفجر شده كه در اين حادثه تروريستي مورد استفاده قرار گرفته است، چند روز پيش در زاهدان به سرقت رفته بود.
در جريان اين حادثه، 5 نفر از عاملين اين عمليات تروريستي دستگير شدند كه از آنها يك نوار پر شده ويدئويي مبني بر اعتراف به شركت در اين عمليات تروريستي و وابستگي به گروهك منتسب به عبدالمالك ريگي ضبط شد.
بازداشت شدگان هم اينك تحت بازجويي هستند و اقدامات امينتي بيشتر براي شناسايي و دستگيري رابطين و ديگر عوامل اين حادثه ادامه دارد.
عاملين حادثه تروريستي صبح امروز زاهدان از نيروهاي وابسته به گروهك جندالله و طرفدارن عبدالمالك ريگي از اشرار شرق كشور هستند كه به وابستگي خود اعتراف كردهاند.
در اين حادثه تاكنون 12 نفر از شهروندان زاهدان به شهادت رسيدند و 24 نفر ديگر زخمي هستند كه حال چند نفر از آنان وخيم گزارش شده است.
اسامي 10تن از شهداي اين حادثه به اين شرح است:
شهيد منصور آذره، شهيد مرتضي اربابي، شهيد حمزه صياد اربابي، شهيد جعفر شهرياري، شهيد عيسي غلامي، شهيد علي پيري، شهيد مسلم كيخا، شهيد محمد نوري، شهيد محمود شهرياري، شهيد حميد ابيل.
این عبدالمالک دیگه داره خیلی پرو شده!
یه پیشنهاد برای دار ودسته ریگی:
با این کاری که کردن حالا با خیال راحت برن!
-کجا؟
می تونن برن برای خودشون یه قبرستون اختصاصی بخرن!
2
نوشته شده در پنجشنبه
1385/11/26ساعت   توسط سرباز خمینی
|
کشتی پهلو گرفته
|
نویسنده : سيد مهدي شجاعي نوبت چاپ: 25 تعداد صفحه: 160 قطع: 5 قیمت: 900
|
یه سورپرایز برای دوستداران اقا مهدی: دستونشته ها
2
نوشته شده در سه شنبه
1385/11/24ساعت   توسط سرباز خمینی
|
رحيمپور ازغدي از گلسرخي مي گويد:
پخش فيلم اظهارات خسرو گلسرخي در دادگاه شاهنشاهي از شبکه سوم سيما، واکنشهاي بسياري داشت.
رحيم پورازغدي که در جمع گروهي از دانشجويان در محل موزه عبرت (کميته مشترک ضد خرابکاري ساواک) به تحليل وقايع انقلاب ميپرداخت، با اشاره به اظهارات گلسرخي در دادگاه گفت: او نماد جريان چپ بود، اما همين فرد ظاهرا چپ و غيرمذهبي در لحظه مقاومت در دادگاه نام مارکس و لنين را نميآورد، او نام علي (ع) و حسين (ع) را ذکر ميکند؛ چرا که ميبيند براي تئوريزه کردن مقاومت، بايد خودش را به مذهب و عاشورا گره بزند.
ازغدي افزود: اين گروهها دنبال عدالت بودند، اما از اسلام در آن زمان تصوير اسلام سازشکار را داشتند و تحت تاثير مارکسيستها قرار گرفتند. در حقيقت آنها قرباني و مستضعف فکري بودند.
2
نوشته شده در سه شنبه
1385/11/24ساعت   توسط سرباز خمینی
|
نحوه تشخيص امکان ديده شدن در اتاق هاي پرو
اين روزها مساله امنيت و پخش عکس و فيلم هاي خصوصي داغ هست پس زمان خوبي هست که اين مطلب را بخوانيد:
بحث آينه هاي دو طرفه، بله افرادي به اين روش از شما در حاليکه در هتل يا اتاق پرو يا در حمام يا دستشويي هستيد فيلم يا عکس تهيه کرده و به معرض عموم مي گذارند. پس حتما قبل از اينکه از محل هاي داراي آينه استفاده کنيد از يکطرفه بودن آن مطمئن شويد!
اما چطور؟
قبل از هرکاري از تست انگشت اسفاده کنيد:
انگشت خود را روي آينه قرار داده. اگر بين انگشت شما و تصوير آن يک فاصله اي باشد اين آينه واقعي است. اگر انگشت شما به تصويرش چسبيده باشد، اين آينه دو طرفه است و فردي دارد شما را مشاهده مي کند.
دليل :
چون در آينه واقعي لايه جيوه در پشت شيشه است ولي در آينه هاي دو طرفه لايه جيوه در روي سطح شيشه است.
اين موضوع را براي دوستان خود مطرح کنيد.
2
نوشته شده در دوشنبه
1385/11/23ساعت   توسط سرباز خمینی
|
خدا پدر شاه رو بیامرزه ؟!!!
میخواستم برم دانشگاه... ایستادم سر خیابون تا تاکسی بگیرم. یک پراید نگه داشت. همینکه تو ماشین نشستم متوجه شدم راننده Cd یک خواننده زن رو تو ضبطش گذاشته. به راننده گفتم لطف میکنید رادیو رو بگیرید؟ جواب داد:رادیو نداره! گفتم: پس لطف میکنید ضبط رو خاموش بفرمایید؟راننده با غر و لند صدای ضبط روکمی پایین آورد. یکی از مسافرها هم بدجوری به من نگاه می کرد!
مشغول طی مسیر بودیم تا اینکه ناغافل یک دست انداز وسط خیابان ظاهر شد و ماشین تکانی آنی خورد. راننده که بخاطر کم کردن صدای ضبطش منتظر بهانه ای برای خالی کردن مکنونات قلبی اش نسبت به نظام بود شروع به بد و بیراه گفتن به انقلاب و دولت کرد. خوب بهانه ای گیرش آمده بود؛ دست انداز!!!
میگفت: خدا پدر شاه رو بیامرزه، چه خدماتیکه به این ملت نکرد! اون روزها اینقدر بدبخت نبودیم! الان ملت مثل [...] پشیمونه که قدر شاه رو ندونست! وقتی از تمجید و ستایش از شاه خسته شد شروع به نثار کردن رکیکترین فحشها به آخوندها و حکومت کرد. شانس آوردم که تلفن همراهش به صدا در آمد. ربع ساعتی را پشت فرمون ماشین با عیالش مشغول رد و بدل کردن دل و قلوه بود. در این مدت مشغول فکر کردن بودم که روی چه حساب و فرمولی این راننده بد دهن و دهها نفر دیگر جمهوری اسلامی را اینگونه مورد طعن و لعن خویش قرار می دهند؟
چند نفری از دربار شاه را در ذهنم مرور کردم ؛ اشرف پهلوی خواهر هرزه شاه که نفر اول مافیای قاچاق مواد مخدر در کشور و نیز از دایر کنندگان مراکز متعدد فساد بود که
سرمایه انبوهی از مردم بینوا را تاراج کرد.

؛ فرح همسر شاه که از بانیان اصلی جشنهای 2500 ساله(یکی از کارهای جشن :لازم است بدانیدبرای هر وعده غذا هواپیمایی به پاریس رفته و برای مهمانان از بهترین رستوران پاریس غذا می اوردن!!!) و جشن هنر شیراز بود که برگزاری این جشنها شیرازه اقتصاد مملکت را از هم پاشاند ؛ هویدا، نخست وزیر شاه که بهایی مسلک بود و معتقد بود اقتصاد مملکت با وجود نفت نیاز به تولید ندارد و عملا اقتصادی کاملا مصرفی را نهادینه کرد ؛ نصیری ، گماشته شاه در سازمانیکه خود شاه به کمک موساد و سیا آنرا تاسیس کرد یعنی ساواک، که در آن بسیاری از زنان و مردان انقلابی کشته یا بطرز فجیعی شکنجه شدند.
فکر کردم که آیا سفره های مردم در سالهای پیش از سال 57 با سفره های آنها در دوران پس از پیروزی انقلاب یکسان بوده؟ بقول "مرتضی عزت شاهی" (کسیکه بیشترین و شدیدترین شکنجه ها را در زندانهای مخوف شاه تحمل نمود) که میگفت: قبل از انقلاب آبگوشت و برنج غذای خیلی لوکسی بود ولی الان سر هر سفره ای این غذاها یافت میشود. آیا روزنامه های قبل از انقلاب مانند روزنامه های پس از انقلاب میتوانستند اینقدر آزادانه دولتمردان را به باد انتقاد گیرند؟ و اینکه کدامیک از مسئولان حکومت پهلوی اینقدر با مردم جامعه تحت حکومتشان نزدیک بوده اند بطوریکه امروز حتی مردم روستاها و شهرهای کوچک هم رییس جمهور و وزرا و وکلای خود را براحتی میبینند و میتوانند مشکلاتشان را با آنها در میان بگذارند. در زمان حکومت شاهنشاهی هزاران پزشک خارجی و مستشار بیگانه در کشور اجازه رشد به متخصصان داخلی را نمیدادند و عملا تبدیل به کشوری وابسته شده بودیم.
قبل از انقلاب وابستگی ایران به کشورهای خارجی به حدی بود که دو شاه پهلوی را مستقیما خود انگلیس و آمریکا ابتدا گماشتند و سپس برکنارشان کردند و به جزیره موریس و کشور مصر فرستادند(بخوانید تبعید کردند). اما امروز ایران اسلامی قدرت اول منطقه و بدون وابستگی به هیچ ابرقدرت و غیر ابرقدرتی است با آنکه با گذشت تنها 27 سال و با وجود تحریمهای متعدد و جنگ پرخسارت 8 ساله در بسیاری از ابعاد علمی ، نظامی ، صنعتی و ... مانند انرژی هسته ای، موشکهای دوربرد ، کشف سلولهای بنیادی و ... با کشورهای پیشرفته دنیا در حال رقابت است. کشوری که یک تنه در مقابل تمام زورگویان عالم ایستاده و تبدیل به امید بسیاری از مردم مستضعف دنیا شده است .
البته مجالی برای ذکر تمام حقائق نیست و نظام جمهوری اسلامی با وجود پاره ای از خیانتها و سنگ اندازیهای عوامل داخلی و خارجی هنوزراه زیادی را در پیش دارد. فقط یک نکته : اگر امروز تخم مرغ مقداری گران شده است ، این ایده آل نیست اما خیلی بهتر از آنستکه آن را با قیمت بسیار گزافی از اسراییل وارد کنیم.
2
نوشته شده در شنبه
1385/11/21ساعت   توسط سرباز خمینی
|
پرتگاه
یادت باشه:
وقتی خدا تو رو سمت یه پرتگاه هدایت می کنه ۲ هدف داره:
یا می خواد از پشت بگیرتت که بفهمی کسی هواتو داره....
یامی خواد پرواز یادت بده!
2
نوشته شده در شنبه
1385/11/21ساعت   توسط سرباز خمینی
|
بَبو... بَبو...
شما فكر ميكنيد راحتترين كار در مملكت ما چيست؟
من فكر ميكنم از تمام كارها ساده تر، كلاهبرداري است.
روزنامه «جامجم» گزارش داد: يك كلاهبردار حرفهاي كه پس از فرار از زندان به كشور سوئد گريخته بوده، از طريق تماس با مراكز درماني و سازمانهاي دولتي، خودش را پزشك دلسوزي معرفي ميكرده است كه قصد دارد چند دستگاه آمبولانس به آنجا هديه كند، اما چون براي ورود اين آمبولانسها به ايران، بايد حقوق گمركي پرداخت شود، گيرندگان بايد مبلغ تعرفههاي گمركي را به حساب وي واريز كنند. بقيه ماجرا هم معلوم است: مديران ذوقزده شانزده نهاد دولتي تا به حال سيصد ميليون تومان به حساب آقا واريز كردهاند و حالا رئيس پليس مبارزه با جرايم رايانهاي و خاص اعلام كرده است كه آقاي دكتر قلابي بوده و به طريق مشابه تا به حال دهها كلاهبرداري ديگر هم داشته است. جناب سرهنگ همچنين اعلام كرده است كه اين موضوع به اينترپل گزارش شده اما در صورت دستگيري كلاهبردار خوشذوق، چون قانون تبادل مجرمين بين ايران و سوئد وجود ندارد، پليس ايران كار بيشتري از دستش ساخته نيست. من پيشنهاد ميكنم پليس براي مبارزه بيشتر و بهتر با مجرمان رايانهاي و خاص، يك واحد مجزايي براي ارشاد و راهنمايي مديران سادهلوح و خاص تشكيل بدهد تا مجرمان رايانهاي و خاص، از هزاران كيلومتر آنطرفتر صرفا با چند تماس تلفني نتوانند به سادگي خوردن يك ليوان آب صدها ميليون كلاهبرداري كنند. حالا بيتالمال و پول مردم به كنار، هر كس بشنود برايمان حرف درميآورد. آمبولانسها هم كه دايما فرياد ميزنند «بَبو... بَبو.. بَبو»!
2
نوشته شده در جمعه
1385/11/20ساعت   توسط سرباز خمینی
|
ياد روز هاي شوق
2
نوشته شده در پنجشنبه
1385/11/19ساعت   توسط سرباز خمینی
|
یادگاری نویسی بر روی ناو آمریکایی!!!
نیروهای زبده نیروی دریایی سپاه طی یک عملیات مخفیانه با زیر دریایی ضد رادار، خود را به ناو آمریکایی مستقر در خلیج فارس رسانده و این ناو را منقوش به نشان جمهوری اسلامی ایران کردند.
یک سایت اینترنتی به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد، که نیروهای زبده نیروی دریایی سپاه طی یک عملیات مخفیانه با زیر دریایی ضد رادار، خود را به ناو آمریکایی مستقر در خلیج فارس رسانده و این ناو را منقوش به نشان جمهوری اسلامی ایران کردند.
به گزارش ایده نیوز، این منبع آگاه گفت: «نیروهای مستقر در ناو آمریکایی تا پایان عملیات کوچکترین اطلاعی از این موضوع نیافتند.»
اگه خواستید منبع را ببینید:
اینجا
2
نوشته شده در پنجشنبه
1385/11/19ساعت   توسط سرباز خمینی
|
اژهای: شناسايي ۱۰۰ جاسوس در مناطق مرزي
وزير اطلاعات، از شناسايي 100 جاسوس آمريكا و اسرائيل در مناطق مرزي ايران خبر داد كه قصد داشتند به اطلاعات نظامي و سياسي ايران دست يابند.
به گزارش خبرنگار فارس از قم حجتالاسلام محسني اژهاي چهارشنبه شب در جمع طلاب بسيجي مدرسه فيضيه قم گفت اين افراد از عوامل مستقيم آمريكا و اسرائيل و نيروي سرويسهاي جاسوسي سيا و موساد بودهاند كه قصد داشتند به اطلاعات نظامي و سياسي ايران دست يابند؛ اين گروه شناسايي شدهاند و در تور اطلاعاتي ما قرار دارند.
وي از اجراي طرحي توسط دشمنان مبني بر تربيت عدهاي از افراد جاسوس در داخل كشور خبر داد و گفت: ما توانستهايم تمامي افرادي را كه به بهانه گذراندن دورههاي آموزشي و با هدف شركت در دورههاي آموزشي جاسوسي، از كشور خارج شوند، شناسايي و دستگير كنيم.
محسني اژهاي با اشاره به برخي شايعات درباره ماجراجويي نظامي آمريكا عليه ايران گفت طبق بررسيهاي به عمل آمده و اطلاعات كسب شده، هيچ گونه اخبار، طرح برنامه و يا گزارش خاصي در مورد حمله احتمالي نظامي آمريكا به ايران وجود ندارد.
وي ادامه داد: وزارت اطلاعات مدت زيادي است كه عناصر داخل و خارج از كشور و همچنين منطقه را زير نظر گرفته است ولي طبق اطلاعات به دست آمده، تمام شايعات مطرح شده در خصوص حمله نظامي آمريكا به ايران، براي ايجاد جنگ رواني بوده است.
محسني اژهاي در ادامه تصريح كرد: رسانههاي داخلي در شرايط كنوني بايد مراقب باشند تا به بلندگوهاي دشمنان تبديل نشوند و خواستههاي آنان را عملي نكنند.
2
نوشته شده در پنجشنبه
1385/11/19ساعت   توسط سرباز خمینی
|
نام من عبد حسين فاطمه
يکي از بهترين مداحي هاي حاج عبدارضا هلالي:
اهل عالم بشنويد اين زمزمه
نام من عبد حسين فاطمه
من هوس را از درونم رانده ام
چون کتاب عاشقي را خوانده ام
دفتر مشقم ز برگ ياس بود
آب بابايم همه عباس بود
ثبت نام کوي جانبازي شدم
بعد از آن راهي سربازي شدم
نام من سرباز کوي عترت است
دوره ي آموزشي ام هيئت است
پادگانم چادري شد وصله دار
سر درش عکس علي با ذوالفقار
نقش سردوشي من يا فاطمه است
قمقمه ام پر ز آب علقمه است
مرز بين کفر و حق يک لشکر است
بي پتينم پا برهنه بهتر است
اسم رمز حمله ام ياس علي است
افسر مافوقم عباس علي است
يا رقيه بهترين اسم شب است
هم دعاي صبحگه يا زينب است
مدت سربازيم تا محشر است
آريا تمديد گردد بهتر است
گر چه من سرباز هيچ و ساده ام
سر خوشم مهدي بود فرمانده ام
گر چه شد فرمانده ام غائب ولي
دلخوشم بر نائبش سيد علي
2
نوشته شده در پنجشنبه
1385/11/19ساعت   توسط سرباز خمینی
|
خاطرات کروبی از امام
مهدي کروبي در بيست و هشتمين سالروز پيروزي انقلاب، به روايت خاطرات و تحليلهايش از دوران مبارزه ميپردازد:
روحانيت به خاطر مشروطه احساس سرخوردگي و انفعال داشت و تنها قدرت امام بود كه توانست مبارزه را يك فرهنگ كند.
امام دو قدرت داشت:
الف ـ جامعه و روحانيت را وارد مبارزه كند.
ب ـ حمله به شاه را طبيعي نشان دهد.
من يادم ميآيد بچه بودم كه شاهعبدالعظيم ميرفتم. مردم صف كشيده بودند و براي ناصرالدين شاه فاتحه ميخواندند. رضاشاه به خاطر برنامه كشف حجاب و... در ذهن مردم نكوهيده بوده. در كتاب تاريخ بيداري هست كه ناظمالاسلام ميگويد: وقتي ناصرالدينشاه كشته شد، هرجا ميرفتيم، ابا داشتيم بگوييم اهل كرمانيم. سلطنت اصل ريشهداري در ايران بود و قدرت امام كه پايههاي سلطنت را متزلزل كرد و توانست اين مسئله را جا بيندازد، خيلي مهم بود؛ يعني هم توده مردم را به مبارزه كشاند و هم پايهها را متزلزل كرد. ديدگاهها حول اين محور بود كه پارلمان عوض شود يا ... خود گروههاي مبارزاتي ميگفتند: ما نبايد به سلطنت متعرض باشيم. حركت امام، حركتي ريشهاي در برابر سلطنت بود. اين كه توانست رايج كند كه هدف خود شاه شود، از كارهاي امام بود.
امام همچنين اقشار مختلف را وارد مبارزه كرد، به گونهاي كه مبارزه از دست نخبگان به سطح جامعه كشانده شد؛ يعني سال 42 كه امام دستگير ميشود، هم حوزه، هم دانشگاه، هم كارگران، هم كشاورزان و هم اصناف شهيد ميدهند و معترض ميشوند. او همچنين روحانيت را در صفوف مختلف وارد كرد. در آستانه رفراندوم، سران جبهه ملي و نهضت آزادي نوعا بازداشت شدند و هيچ واكنشي رخ نداد. يك سري خانوادهها پرچم به دست جلوي قزل قلعه يا دادگستري خيابان شريعتي رفتند؛ يعني تحرك در سطح خانواده و همحزبيها بود. در حالي كه امام كه دستگير شد، كشور به هم ريخت. غير از كاشان و تهران و ورامين كه كشته دادند، در شهرهاي ديگر هم تعطيلي و تجمع بود؛ اين نشانه وارد كردن تودههاست...
در بخش ديگري از اين گفتوگو آمده است: به تدريج روحانيت ديگر به اين صورت و با رهبري مراجع و در رأس آنان، امام وارد مبارزه شد. امام تعيين نميكند كه چگونه. همه را تأييد ميكند و رابطه دارد و كمك ميكند. اينها پايينتر كه ميآيد، دستهبندي ميشوند.
عدهاي اعلاميه امام را چاپ، عدهاي پخش و عدهاي كار مسلحانه ميكنند و عدهاي نيز به وعظ و خطابه ميروند. بسته به استعداد و توان افراد، اما امام همه را زير پوشش خود دارد و همه را رهبري و كمك ميكند...
امام ضمن اينكه مستقيم به هيچ كس نميگويد اين كار را بكنيد، ولي همه را حمايت ميكند. مثلا در امور مالي به سمت خود و وكلا مينويسد كه به بهترين وجه خانوادههاي ايرانيان را حمايت كنيد. درباره گروههاي مسلح هم به كسي نميگويد مسلح شو، اما كساني كه منصور را ترور ميكنند، بعد مورد توجه امام قرار ميگيرند. مرحوم حاجآقا مصطفي ميگفت: بورسا كه بوديم (جايي بندري است كه در تركيه امام را آنجا ميبرند ) امام ميگفتند: روزهايي من چهارصد مرتبه در اذكارم طيف بخارايي را دعا ميكنم. امام علني نميگفت، اما قبول داشت. يكسري گروهها را هم مثل مجاهدين اصلا از اول قبول نداشت. كسي در زندان نقل ميكرد كه امام براي صرف وجوهات گفت به مجاهدين كمك نكنيد. همان اوايل تشكيل مجاهدين كه خود آن آقا ميگفت، من وجدانا عذاب ميكشم كه به حرف امام گوش نكردم و فكر كردم او اشتباه ميكند...
2
نوشته شده در پنجشنبه
1385/11/19ساعت   توسط سرباز خمینی
|
لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
گر تو خواهی در جهان هر دم شوی با افتخار
واجب است ای دل بخوانی این سخن معشوق وار
لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
هر که خواهد در جهان هستی و فخر و اعتبار
گو بخواند هر دمی این جمله را با افتخار
لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
عاشقی در مکتبش جلوه کند بیش از هزار
عاشق است هر کس که گوید این سخن را بی قرار
لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
شیر حق مولای من ای جلوه ای از کردگار
تا که عشقت را بفهمم گویم این بی اختیار
لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
گاه مستم من گهی بیدار و گه گه هوشیار
گویم این جمله که باشد در جهان با اعتبار
لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
2
نوشته شده در پنجشنبه
1385/11/19ساعت   توسط سرباز خمینی
|
متن كامل مصاحبه همشهري جوان با عبدالرضا هلالي
|
حرف در موردش زياده .
اين همه پشت سرش حرف شنيديد عيب نداره!
حالا ببينيد خودش چي مي گه.
اين مجالس نباشد جوانها كجا ميروند؟ |
|
|
-
معصوم (ع) فرمودهاند كه الشهره بلاء عظيم، يعني شهرت در مسير خوبش هم باشد، باز هم بلا است.
- پس چرا از اين بلا جلوگيري نميكنيد؟
دست ما نيست كه. بخواهيم يا نخواهيم در مسير شهرت قرار ميگيريم. همة آدمهايي كه زياد در انظار ظاهر ميشوند اينجورياند.
- بالاخره دست خودتان است. بعضي مداحها اجازه نميدهند ازشان عكس و فيلم بگيرند.
اين كار خودخواهي است. اين كه من بخواهم خودم را در حيطة خودم نگه دارم به خاطر اين كه آسيب نبينم. اين مسأله آسيب دارد، اما نفع هم دارد. خيلي از جوانها هستند كه به سمت ابي عبدالله آمدهاند با همين چيزها. اگر صداي افرادي كه از ايشان صحبت ميكنيد پخش ميشد، شايد سببي ميشد براي جذب جوانها.
- اما اين جذب، جذب به مجلس امام حسين نيست، جذب به سبك و آهنگ شما است.
وظيفة ما آماده كردن دل جوانهاست. معارف، كار روحانيها است. من بايد اين جوان را بياورم پاي روضة اباعبدالله بنشانم. بقيهاش ديگر كار منبري و سخنران است.
- در مجالس شما كه حجم سخنراني، روضه و نوحه كم شده، همه مجلس شما شده شور و از خود بيخود شدن.
اصلا اينطور نيست. اين سيديها را گلچين ميكنند و فقط شور را ميگذارند. چون مخاطب زيادي دارد. ما اول غزل امام زمان ميخوانيم، بعد زيارت عاشورا. بعد غزل مصيبت، روضه، واحد و شور. يعني يك برنامة كامل. قبل از جلسه قرآن ميخوانند. بعد احكام ميگويند براي بچهها. بعد هم سخنراني.
- پس اين را قبول نداريد كه جوانها جذب سبك خواندن شما و همين هيجان و شور ميشوند، نه مجلس ابيعبدالله؟
نه اينطور نيست. ما جرقهايم. بالاخره بايد يك جرقهاي باشد. من هم روز اول كه رفتم در دستگاه ابيعبدالله، رفتم دنبال قيمه! بعد رفتيم طبل و دهل را ديديم. بعد خدا رحمت كند شهيد صابري را، گفت شما صوتت قشنگ است قرآن بخوان. بعد كمكم مداح نداشتند مجبور شدم من بخوانم. دوازده ساله بودم و يادم است يك شعر «برمشامم...» را فقط آن موقع بلد بوديم. كه خواندم و خيلي هم خراب كردم و در رفتم!
- اما يكسري هوادارهاي شما دقيقا به ديد موسيقي، نوار شما را ميخرند.
اينطور نيست كه همه براي موسيقي بيايند. من نميگويم كه هر كي ميآيد جلسة من براي ابيعبدالله ميآيد. دليلهاي خودشان را دارند. رضا هلالي شايد براي ريا بيايد، ولي همه اينطور نيستند. دايرة امام حسين(ع)، از بعد هدايت و رحمت بسيار وسيع است؛ بنده كسان زيادي را ديدم كه تغيير و تحول پيدا كردند و به خدا رسيدند.
- رضا هلالي مخاطباني را تربيت كرده كه بعضي از آنها فقط به خاطر سبك ميآيند. ميآيند موسيقي گوش بكنند. احساس گناه هم نكنند..
من حداقل كاري كه كردهام اين بوده كه 2 هزار تا جوان هر جمعه با ديدگاههاي مختلف ميآيند در جلسة ابيعبدالله مينشينند. همين كه دو سه ساعت دنبال خطا و خلاف نميرود، دنبال اشتباه نميرود، براي من افتخار است.
- فرض كنيد من يك جوان معمولي هستم. مهم اين است كه هيجان دارم. وقتي شور در مجلس شما غالب است، ميآيم كه انرژيام را تخليه كنم. شما حتي مثل بعضي پارتيها بالا و پايين ميپريد.
اختصاص شور براي جلسه فقط يك ربع است.
واقعا. شايد محرم بشود نيم ساعت. اما چون گلچين ميكنند و ميگذارند، فكر ميكنيد كه همهاش شور است. مثلا در هفتگيهايمان واحد نداريم و از نوحه ميرويم توي شور. چون برنامهمان، يك ساعت و نيم بيشتر نيست. ما بايد همة اينها را در يك ساعت و نيم انجام بدهيم. نميشود دوسه ساعت مردم را بنشانيم كه.
- از اين يك ساعت و نيم چقدرش شور است؟
يك ربع. نهايتا بيست دقيقه. شما فكر كن همة اينها را بخواهيم ما در اين زمان بگنجانيم، چقدر ميتوانيم مردم را بنشانيم گريه كنند و سينه بزنند؟
- يعني روضه و غزل و دعا و نوحه و زمينه و واحد به اضافة زيارت عاشورا در يك ساعت و نيم خوانده ميشود و يك پنجم آن شور است. يك پنجم زياد نيست؟
نه. بعضي موقعها هم نشسته سينه ميزنند. مستمعين هم مختلفاند. خيليها ميگويند روضه كم ميخواني. يكي هم ميگويد آقا شور كم ميخواني. اين سليقهاي است.
- ما ميتوانيم جوان را به هر قيمتي به مجلس امام حسين بياوريم؟ با ترانههاي عاشقانه يا حركتهاي صرفا احساسي؟
نهخير.
- خب چرا مثلا شور آقاي [...] ميشود دو دقيقه و شور شما اينقدر طول ميكشد؟
چقدر مستمع دارند ايشان؟ در هفته شايد 60 نفر. آن هم با چه گروه سني. اما مستمع هفتگي ما حدودا دو هزار نفر است و غالبا جوان هستند. از هشت هزار نفر هم بيشتر ميشود.
- اين چيزي را اثبات نميكند. مگر جمعيت زياد بيايد مهم است؟ نحوه عزاداري مهم نيست؟
آقاي [...] استاد هستند و خيلي هم بزرگ هستند. اما ايشان اگر با آن سبك بخواهد بخواند، از 60 نفر مستمعيناش چند نفر جوان هستند؟ 20 نفر. حالا اين 2 هزار تا جواني كه به مجلس هلالي ميآيند، اگر مجلس هلالي نيايند و مجلس او هم نروند كجا خواهند رفت؟
- ولي نبايد كه از يك وسيلة غلط براي هدف درستتان استفاده كنيد.
خب اين وسيلة غلط چيست؟
- مثلا وقتي كه شما با آهنگ شادمهر نوحه ميخوانيد، در ذهن من همان ترانة عاشقانة او تداعي ميشود.
من نگفتم كه اشتباه نكردم، گفتم خواندهام ولي به اندازة اين انگشتهاي دست هم نبوده. اين را هم اول يكي ديگر خواند، من واقعا لذت بردم. نميدانستم. گفتم اين را بده من بخوانم و بعد خواندم، چون من مشهور بودم، مشكل پيش آمد.

آقا هم نه دعوا كردند با كسي، نه گفتند كه اينهايي كه تا حالا خواندهاند اعدامياند. خيلي قشنگ فرمودند شما كه ميتوانيد سبكهايي ابداع كنيد و خودتان بخوانيد، بهتر است از اين استفاده كنيد. و من بعد از اين مسأله فكر نكنم چيزي خوانده باشم كه يك درصد مثلا آنور آبي باشد. در ضمن مثلا خيلي از اين آهنگها، آهنگهايي بوده كه از صدا و سيما و راديوي جمهوري اسلامي پخش شده. من بيش از صدها سبك و ملودي خواندهام تا الان. از اين تعداد همه گير دادهاند به چي؟ به هميني كه اندازة انگشتان دست نيست كه گاهي ندانسته هم بوده.
- به هر حال اين كه شما شروع كنندة اين جريان بودهايد و حالا بعضيها همان روال را ادامه ميدهند، مسؤوليتي را متوجه شما نميكند؟
من به آنها تذكر دادهام كه اين كار را نكنيد. اگر هم من كردم اشتباه كردم. اما از من كه حرف شنوي ندارند.
- يعني الان به اين دقت داريد كه كار خطايي نكنيد كه بعدا يكي از شما الگو بگيرد؟
البته اگر خودشان را رقيب ندانند. چون يكي از اين مداحها ميگفت كه ما بالاخره نفهميديم كه ما اداي رضا هلالي را در ميآوريم يا رضا هلالي اداي ما را(!) من چطور ميتوانم به اين بگويم كه فلان كار را نكن؟
- آهنگهاي بنيامين چطور؟ به نظر شما آيا سبك و مدل بنياميني شايستة مجلس امام حسين(ع) هست؟!
آن موقع هنوز نوارش نيامده بود. توي موبايلها بود. ما فكر نميكرديم كه اين بخواهد ترانة بدي باشد. آهنگ هم مال مثلا فلان خوانندة آنور آبي نيست. مال خود ايران است. هنوز هم آقاي بنيامين در كار نبود. اگر هم بود اسمش وحيد بهادري بود كه در مجلس روضة آقاي [...] ميآمد. پس هم موجه است اين شخص، هم آهنگش آنور آبي نيست، ما هم استفاده كرديم و خوانديم. تا گل كرد، نوار آقاي بنيامين هم بعد از آن آمد بيرون. تقصير ما چيست آقا اين وسط؟
- به نظرتان اين سبكي كه ميخوانند، يكي حسين حسين ميگويد و يكي رويش نوحه ميخواند كار درستي است؟
همهاش اتفاقي بوده. فــكر نكن كه ما نشســتيم با همديگر هماهنگ كــرديم كه من اينجا را ميخوانم شما اينجا را بخوان.
- باور كردني نيست. دفعه اول ممكن است اتفاقي باشد، اما تعداد شورهايي كه با اين سبك خوانده شدهاند كم نيست. نتيجهاش هم اين ميشود كه ماشيني كه از كنار من رد ميشود، من همان دوپس دوپس را ميشنوم. در حالي كه حسين حسين ميگويد.
خب اين هم يك سبك است آقا. يك سبك خواندن است.
- البته ما كه فقط «سين»اش را ميشنويم.
نه. من نام حسين را كامل ميگويم.
- اشعاري را كه به افراد توهين ميشود و به حيوان تشبيه ميشوند ميپسنديد؟
من نميخوانم. اما در مجلس خصوصي خودمان شايد. ميگويند انسان اشرف مخلوقات است چرا بهاش ميگوييد سگ؟ من ميگويم شما انسان باش من همان سگ هستم.
- شما ميگوييد نميخوانيد ولي بعد ميگوييد اشكالي هم ندارد. اگر اشكالي ندارد پس چرا نميخوانيد؟
چون عام نميپسندد. شايد آن دركي كه من داشته باشم از اين مسأله، عام نداشته باشد.
- فقط بحث عام است؟ علما اين كار را تأييد ميكنند؟ اين كار، با دين تعقلي منافات ندارد؟
خيلي از بزرگان ما بودهاند كه در اشعارشان كلب را آوردهاند.
- شعرهايي كه در وصف خط و خال و چشم و ابروي اهل بيت گفته ميشود چطور؟
آقا فرمودند از شجاعت، دلاوري، عبادت، ايثار و اخلاص او بگوييد. حالا اگر يك بند هم از زيبايي او بگوييد...
- و شما هم اين كار را كرديد؟ يعني واقعا اگر كسي نوحههاي شما را گوش كند وجوه معنوي امام حسين(ع) را ميشنود؟
بله آقا. يك نمونة اين نوحههاي خوب اين است. «استاد نبرد و ميدان/ بر جسم همه عالم جان/.../ بر تخت دليري سلطان.../ آن موج خروشان عشق/ آن صاحب دستان عشق/ روح و سر و سامان عشق»
- با لطمه زدن به بدن موافقايد، حتي اگر ادا باشد؟ صورتهاي بعضيها كه از روضة شما و بعضي مداحهاي ديگر بيرون ميآيند، داغان است.
من كه نميتوانم جلوي شما را بگيرم بگويم كه داري لطمه ميزني يا داري ادا درميآوري. ببين، در مجلس امام حسين(ع) ريايش هم قبول ميشود. آنقدر بزرگوار هستند. ما بر طبق روايات حرف ميزنيم، من حرف نميزنم. ما اصلا تباكي كردن داريم در مجلس اهلبيت. مثلا دارند روضه ميخوانند، حالت گريه را بگيريم ثواب دارد. من هم نميتوانم بگويم اين دارد الكي ادا درميآورد يا اين كه دارد گريه ميكند. من وظيفه ندارم به ديگران نگاه كنم. من وظيفهام اين است كه خودم درك كنم كه چهكار دارم ميكنم. آنهايي هم كه به سر و صورتشان لطمه ميزنند خودشان مسؤول كار خودشان هستند.
- ببينيد، مقدار زيادي از توجه جوانها در حوزة دينداري به جاي تعقل، دارد ميرود به سمت اين كه با مداحي حال كنند. يعني دنبال حرف حساب يك روحاني برجسته نميروند.
خب، توي اين برهه چه چيزي هست كه اين جوان اگر برود به سمت آن بهتر است تا بيايد اينجا؟ روحانيها بايد بيشتر كار ميكردند. اين ضعف از منبر بوده شايد. اگر آن منبري به نحو احسن وظيفة خودش را انجام ميداد، شايد الان وضع جامعه اينطوري نبود، بعضيها ميخواهند تقصير همه مشكلات اجتماعي را به گردن چند تا مداح بيندازند. حالا كه ما باز هم در اين برهه توانستيم عدهاي از اينها را حفظ كنيم؛ الانش هم كه داريم ميگوييم آقا تشريف بياوريد منبر برويد، خيلي از آقايان نميآيند. مثلا، به خاطر اين كه ميگويد افتدارد. براي كساني صحبت كنم كه آمدهاند براي رضا هلالي. مگر هلالي چهاش هست؟
- به هر حال مداحيهاي امروز ميتواند كمكي بكند كه بار تعقل ديني تقويت بشود؟
به اندازهاي كه من بتوانم تأثيرگذاري داشته باشم روي مستمع خودم. اصل كار دست منبر است آقا! دست روحاني است. من هم در كنارش، به اندازة سنم.
وقتي دل رقيق ميشود و آمادة پذيرفتن معارف دين ميشود، اين روحاني كجاست كه بيايد و اين معارف را بگويد؟ يا هر كس ديگري كه قرار است اين كار را بكند. وظيفة رضا هلالي اين نيست كه هم احكام بگويد، هم منبر باشد و هم معلم و مربي تربيتي.
- حتي اگر به گفته خودتان 8 هزار نفر مستمع داشته باشيد؟ شما و بقيه مداحها به رسانه تبديل شدهايد. وقتي اينقدر برد داريد، بايد مراقب همه چيز باشيد.
آقا من قرار نيست هم بشوم شيخ حسين انصاريان و هم بشوم رضا هلالي. بچههايي كه دارند ميآيند هيأت، بايد مقربتر بشوند. بايد به سمت خدا بروند. بايد بندگيشان با وضوحتر بشود. من همة اينها را قبول دارم. ولي اگر نشود قرار نيست من اعدام بشوم. چرا ما نبايد حمايت بشويم؟ بيايند مشكلات ما را بگويند، راهكارها را هم بگويند، كمك كنند. بعد از من هم بخواهند. بگويند اين كار را بكن، آن كار را بكن. من هم روي چشمم. شما بگو تو اين زمانه بد با چه بهانهاي ميتوانيد 8 ، 10 هزار تا جوان را جمع كنيد يكجا؟
- حالا برويم سراغ شايعاتي كه اطراف اسم شماست. جايي گفته بوديد قضية پرادوي شما شايعه است. از اول شايعه بوده يا الان شايعه شده؟!
نه. چون تو روزنامه يك شخصي آمد نوشت پابرهنه ميرويم كربلا با پرادوي هفتاد ميليون توماني برميگرديم، شايعه شد. بعدش هم معذرت خواستند. اما چيزي عوض نشد، حرف ديگر افتاد تو دهنها، بعضيها هم دامن زدند...
نه. يك بار در پرادوي كس ديگري و بغل دستش سوار شده بودم.
زانتيا چرا، سوار ميشدم.
براي كسي بود، امانت مدتي دست من بود 1 يا 2 ماه، اما به نام ما تمام شد. من 15 شب روي رفاقت رفتم خواندم. آمدند گفتند تو نوكر مادرمان هستي، بايد يك وسيله زير پايت باشد. خودشان آمدند يك ماشين براي ما گرفتند، سندي هم به نام ما نزدند. اما به نام ما تمام شد كه اين ماشين مال من است. در صورتي كه صاحب اين ماشين من نبودم.
- اصـلا چرا قـبول كـرديد؟ اينجور كارها آدم را كمكم بــه مســائل حـاشيهاي نميكشاند؟
من كه توي مجلس ميروم پول نميگيرم. هر جا كه بخواهيم برويم كار كنيم، هم كه شأن ما نيست. چلوكبابي بزنيم، ميگويند رضا هلالي رفته چلوكبابي زده. بروم ساندويچي بزنم يك چيز ميگويند. بروم كار آزاد پوشاك بكنم، ميگويند هلالي فلان.

چه كار بكنم؟ بايد بروم تو يك دفتري بايستم مثلا 120 تومان 150 تومان، با يك ديپلم. بعد من چطوري ميتوانم پاسخگوي اين همه چيز باشم. از رضا هلالي انتظار دارند كه تو خانهاش پر از گوني برنج باشد. كه يك نفر اگر آمد گفت آقاي هلالي من مستضعفام، من گرفتارم، كمكش كند. همينطور خانوادة من. چرا پدر و مادر من هنوز بايد مستأجر باشند؟ مجموعة فرهنگي ما بايد يك فكري به حال رضا هلاليها بكنند، يك برنامهاي براي رضا هلالي بريزند كه مجبور نباشد به خاطر گذشتن اموراتش هر چيزي را قبول كند.
الان هيچي. به من ميگويند خانهات پاسداران است. وضع مالي شما توپ است يا ثانيهاي پول ميگيري، خدا شاهد است اصلا اينطوري نيست. الان تهرانپارس مينشينم. قبلا هم مجيديه بودم.
- رابطهتان با مداحهاي ديگر چطور است؟
من با هيچكدام از مداحها الان رابطه ندارم. الان هيچكدام از مداحان تحويلمان نميگيرند...
به خاطر آن فيلمي كه از من پخش شد. كسي هم زنگ نزد از من بپرسد كه چي شده. چي هست چي نيست. انگار منتظر بودند.
- ميشود راجع به ماجراي سيدي صحبت كنيم؟
آن فيلم كه از من پخش شد فيلم همسر شرعي و قانوني و دائم من بود كه ناجوانمردانه آن را دست عموم پخش كردند.
- چه كسي فيلمبرداري كرده بود؟
خواهر خانمم.
- چطور خواهر زن شما فيلم را بيرون داد؟
خواهر زن من نداد بيرون. تلفن را برده بودند براي تعمير. از توي كارت حافظه كپي شده بود روي گوشي. بردند تعمير بكنند كه به بيرون درز كرد. و پاساژ[...] كه پخش سيديهاي ما را ميكردند، متأسفانه يكي دو تا از اين مغازههايشان آمدند سيدي را چاپ كردند به صورت وسيع و پنج هزار تا پنج هزار تا در ميادين شهر پخش كردند. كسي هم نيامد پيگيري بكند. ما كه نبايد ميگذاشتيم از خانوادهمان فيلم بگيرند. ولي معلوم نشد اين حريم خصوصي فقط مخصوص بازيگرهاست يا شامل بقيه هم ميشود!
- فرض كنيم شما در اين ماجرا كاملا مظلوم واقع شدهايد. آن موقع كه خواهر خانمتان داشت فيلم ميگرفت نبايد بيشتر حواستان را جمع ميكرديد؟
من نگفتم خطا نكردم. اما ديگر اين را فكر نميكردم كه توي آشپزخانة خانة مادر خانمم كه نشستهام، آنجا هم قرار است يك فيلمي در بيايد كه در كل ايران پخش بشود. خودم هم ديدم فيلم را داشت ميگرفت، گفتم چه كار داري ميكني، گفت دارم عكسهام را چك ميكنم. يعني دروغ به من گفت. حالا اشتباهي است كه كرده. فيلمي است كه پخش شده و همه هم ديدهاند و هر كسي هم يك اظهارنظري كرده. اما الان بعد از گذشت اين همه مدت، چرا من را منعام ميكنند از منبرها؟ چرا منعام ميكنند از صدا و سيما كه نبايد پخش بشود؟
- شما به عنوان يك مداح نميتوانيد بگوييد من هم اشتباه دارم مثل آدمهاي ديگر. وضع شما فرق ميكند.
بله حسنات الابرار سيئات المقربين. اما انسان ممكنالخطاست، براي يك دانشآموز كه تجديد ميگيرد، گوشش را ميكشند. نه سرش را ببرند. الان دارند سر من را ميبرند.
- شده تا حالا بگوييد كه من امسال مثلا يك چيز جديد جور كنم كه كف همه ببرد.
نه اصلا، ما براي رقابت يا پوززني نيامديم. اما امسال ميخواهم سبك را كمي عوض كنم. برنامه را آرامتر ميكنم؛ كه هم مستمعين و هم خودم كمتر اذيت بشويم.
نه آقا صله ميگيرم. تعيين نميكنم. صله يعني هديه، هديه را كه تعيين نميكنند.
نه آقا تو رو خدا. استغفرالله.
- در مورد مريد و مراد بازي نظري نداريد؟
خوشم نميآيد. اصلا. جدا ميگويم.
- لابد بهاش دامن هم نميزنيد؟
اصلا. سعي ميكنم تا آنجايي كه بتوانم مريد و مرادبازي راه نيندازم. چون نه به سن من ميخورد و نه جنبهاش را دارم.
- اگر پيش بيايد جلويش را ميگيريد؟
شما همين ماجراي لباس را ببينيد، تا ديدم دارد مد ميشود عوضش كردم. اما من نميتوانم دل كسي را بشكنم. يعني هيچوقت به خودم اين اجازه را ندادهام، نميتوانم طرف كه ميآيد جلو بگويم بلند شو برو. با اين كه ميدانم شايد به من ضربه بزند. دوست ندارم دل كسي را بشكنم. تا حالا هم نشكستهام. هيچ وقت.
- خوشتان ميآيد كه جوانهاي زيادي مدل ريش و لباس و تسبيح گرفتن شما را تقليد ميكنند؟
خوشحالام. چون اين مدل ريش من و اين لباسي كه من ميپوشم اشتباها به اسم لباس شمشيري عبدالرضا هلالي معروف شده، مال بچههاي جبهه بوده. متأسفانه به مرور زمان از يادها رفت. يعني تيپ مداحي شد كت و شلوار كه مال انگليسيها است. حالا چرا نبايد اين تيپ مال خودمان باشد؟ تيپ بچههايي كه فداكاري كردند براي دينمان، براي انقلابمان. انگشتر خاصي هم نينداختهام. محاسنم هم... آزادي است ديگر. ما دوست داريم كه اينطور باشد.
- از محضر استادان استفاده ميكنيد؟
من از محضر تمام مداحان استفاده ميكنم. هر چيزي كه زيبا باشد من استفاده ميكنم.
- نه، يعني اين كه برويد بگوييد آقاي فلاني من آمدهام تلمذ. من مداح هستم و اين همه به من اقبال شده، آمدهام از شما اصول را ياد بگيرم. اصلا استاد اخلاق داريد؟
قرار نيست بگويم كه آقا. بله. اسمش را نميتوانم بگويم.
- اسمشان را نميخواهيم، فقط ميخواهيم بدانيم داريد يا نه.
بله آقا، هستند. مگر ميشود من بدون اين كه كسي را داشته باشم، بخواهم بروم همينطوري. آدم بايد زانو بزند. بايد سر سفره بنشيند.
- قبول داريد كه سليقة مردم را ميتوانيد عوض كنيد؟
بله.
- آيا غير از اين كه به اين فكر كنيد كه برنامهام چطور پرمخاطبتر باشد و حس و حال بيشتري داشته باشد، به اين فكر ميكنيد كه هر بار كاملش كنيد و چيزي به آن تزريق كنيد؟
همة سعي و تلاشم بر همين است كه بتوانم جوانهاي بيشتري را بياورم پاي منبر امام حسين(ع). با اين دستگاه، با اين حركت، با همين بحث عاشورا بيشتر آشنا بشوند. فقط محدود به روزهاي دهه عاشورا نكنند. در كل سالشان بتوانند با امام حسين(ع) آشنا بشوند.
- اگر روزي به اين نتيجه رسيديد كه اين سبك و سياق درست نيست و ضربه ميزند، يا ماندگار نيست و چيز مفيدي نيست، آيا حاضريد به همان سبك و سياق قديميها روضه بخوانيد، حتي اگر تا مدتها هيچ مخاطبي نداشته باشيد؟
آدم هميشه بايد اشتباهات خودش را قبول كند. اگر اشتباهي ميكند آنقدر مرد باشد و شجاعت داشته باشد كه بگويد من اشتباه كردم. اما تا آنجايي كه فكر ميكنم، راه و هدفمان انشاءالله مسير امام حسين(ع) است. در مسيرمان هم اشتباهات زيادي داريم، داشتيم و خواهيم داشت. هميشه هم سعي بر تصحيح كارهايمان داشتيم.
- شما اين همه هوادار داريد و بعد ادعا ميكنيد از طرف بزرگان مهجورهستيد و جرياني كه شروعش با خودتان بوده از شما حرف شنوي ندارند. از اين وضعيت راضي هستيد؟
كسي كه ميخواهد كربلايي بشود، زندگي در دنيايش بدون بلا نيست.
- حاضريد چه كاري بكنيد كه از اين وضع در بياييد؟
اين وضع خوب است آقا! بد نيست. فقط ناموسياش يك خرده ناراحت كننده است. والّا تو سر من زدن و اين كارها يك چيزهاي طبيعي است. بگذريم كه يك عده هم از روي ناداني حركاتي ميكنند. اين را نبايد به پاي همه گذاشت. همة مردم اينطوري نيستند. خيلي هم به ما محبت دارند.
- ببينيد، با تمام اتفاقاتي كه تا به حال افتاده و با آن چند هزار نفري كه مستمع داريد، اگر همين روال ادامه پيدا كند، فكر نميكنيد رضا هلالي باز ميشود قهرمان و ميرود بالا؟
آخر ما دنبال قهرماني نيستيم.
- شما كه ميگوييد اهل مريدپروري نيستم، جلوي اين موضوع را ميگيريد؟
چهجوري جلويش را بگيرم. جز سكوت و صبر؟
- فكر نميكنيد كه چند سالي برويد و نباشيد مثلا برويد خانه براي دل خودتان بخوانيد.
نميشود. دوست ندارم. اگر وظيفه گردنم نبود اين كار را ميكردم. به چه قيمتي من بروم كنار؟ به اين قيمت كه خيلي از بچههايي كه شايد ما را دوست دارند و ميخواهند با اين نواها به يك جايي برسند نااميد بشوند؟ شايد حس كنم كه ميتوانم تقدير آنها را تغيير بدهم.
- اين را قبول داريد كه خيلي زود به شهرتي رسيديد كه بعدا پدرتان را درآورد؟
صد در صد. همينطور است. ما غوره نشده مويز شديم. البته خواست خداست هميشه. حالا نميدانم چه حكمتي در كار بوده اما اينطوري شد ديگر. نميدانم.
- پيش خودتان نميگوييد اي كاش به اين شهرت نميرسيدم؟
اي كاش كه خالص بوديم در راه امام حسين(ع). اين بهتر است. |
2
نوشته شده در یکشنبه
1385/11/15ساعت   توسط سرباز خمینی
|
مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مايکروسافت
مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مايکروسافت است:
*
مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد ...
*
مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟
*
مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم .
مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و ...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي !
*
مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم . هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...
*
مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم ...
مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.
*
مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy که دوستم از سوپرمارکت برام خريده.
*
مرکز : و الآن F8 رو بزنين.
مشتري : کار نمي کنه .
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته ...
*
مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه .
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم .
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد .
مشتري : باشه .
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه ... اون يکي کار مي کنه!
*
مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست .
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟
*
يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه ...
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.
*
مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست .
مشتري : اوه، ببخشيد ... Internet Explorer
*
مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه !
*
مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟
*
مرکز : چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم .
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟
2
نوشته شده در یکشنبه
1385/11/15ساعت   توسط سرباز خمینی
|
دست خدا بر سر ما ...
مدتي است در برخي رسانههاي خارجي و سايتهاي خبري و به تبع آنها بين مردم، شايعه گستردهاي درباره كسالت شديد رهبر معظم انقلاب اسلامي مطرح شده ...
«به نظر ميرسد كه در واقع (آيتالله) خامنهاي فوت كرده و يا در حال فوت است و نظام ايران تلاش دارد ارزيابي كند اگر اين خبر اعلام شود، چه اتفاق و واكنشي خواهد داشت و واكنش مردم چه خواهد بود.
تازهترين گزارشهاي پزشكي نشان ميدهند كه وقتي او (حضرت آيت الله خامنه اي) هفته گذشته از بيمارستان مرخص شد، دچار گردش خون نامناسب، ضربان قلب ضعيف، فشار خون بالا و نارسايي شنوايي است و تقريباً بينايي در يكي از چشمان خود را از دست داده و از درد شديد كمر رنج ميبرد.
ظاهراً نميتواند به تنهايي از روي صندلي يا تخت خويش برخيزد. همه اين عوارض ناشي از سرطاني است كه او به آن مبتلا است. با اين حال به پزشكان خود گفته است كه تا زماني كه آمريكاييها از منطقه خارج نشدهاند و در لبنان، جمهوري اسلامي اعلام نشده باشد،زنده خواهد ماند»

اين ادعا هاي «مايكل لدين» از اعضاي موثر موسسه «امريكن اينتر پرايز» است كه برخي او را مسئول طرح براندازي جمهوري اسلامي ايران معرفي ميكنند.
ادعاهاي اين مقام امريكايي در تاريخ 10 ژانويه مصادف با 20 ديماه سال جاري منتشر شد و پيش از آن، در 4 ژانويه مصادف با 14 دي نيز در سايت pajamasMEDIA به طور اشاره آمده بود. اين شايعه آغاز ماجرايي شد كه سپس برخي شبكههاي خبري مانند فاكس نيوز كه زير نظر پنتاگون عمل ميكند و برخي خبرگزاريهاي غربي ديگر، آن را دنبال كردند و اين روزها در سطح مردم اين سؤال با نگراني مطرح ميشود كه «از حال آقا چه خبر؟ ميگويند...» و ادعاهاي فوق تكرار ميشود.
اساساً مقوله شايعه كه برخي آن را "انتقال پيام و خبر از طريق شفاهي و بدون داشتن ماخذ و منبع شناخته شده " تعريف ميكنند و برخي ديگر با نگاه خوشبينانه شايعه را "بخشي از خبري ميدانند كه به علل مختلف دور از دسترس افكار عمومي قرار ميگيرد". مقولهاي پيچيده و پرسابقه است كه موضوع اصلي اين گزارش نيست.
البته عدهاي از كارشناسان، شايعه را به دليل غيرموثق و بياساس بودن، شايسته تحقيق و پيگيري هم نميدانند، ولي برخي ديگر معتقدند به عنوان كنشي پيچيده با كاربردهاي چندگانه حتماً بايد جدي گرفته شود.
شايعات در كشور ما سابقه طولاني دارند و نمونههاي جالبي از آنها در دسترس است كه بعضاً پس از چندي به عنوان «دروغ سال» نيز شهرت يافته اند.
مثلاً ماجراي كج شدن برج ميلاد از نمونههاي بارز آن است. اين بحث از يك طنز آغاز شد. «رضوانيه» توليد كننده اين طنز خود در اين باره ميگويد:« زماني كه در زمستان 81 خبر خندهدار و غيرواقعي درباره كج شدن برج ميلاد را مينوشتم، هرگز فكر نميكردم كه روزنامهها، وب سايتهاي خبري و شبكههاي راديو، تلويزيون، خبري به اين مضحكي! را باور و سپس منتشر كنند. شايعه كج شدن برج ميلاد تا حدي در ميان مرد تقويت شد كه يكي از شبكههاي خبري معتبر غرب نيز اين خبر را با جديت اعلام كرد و ماجرا چنان جدي تلقي شد كه دفتر يكي از سازمانهاي بينالمللي مستقر در تهران نيز قصد تشكيل كميته بحران درباره اين موضوع را داشت....»
انتشار شايعه بيماري سرطان رهبر انقلاب اسلامي نيز موضوع بي سابقه اي نيست و بسياري از مردم به خاطر دارند كه از روزهاي نخستين پيروزي انقلاب اسلامي تا مدتها، عين همين بحث درباره بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره) تكرار ميشد و راديو هاي عراق و اسرائيل بيش از ديگران آن را دنبال مي كردند.
البته روشن است كه شخصيتهايي حتي در طراز رهبري انقلاب نيز همچون همه مردم ممكن است دچار عارضهاي يا كسالتي شوند. كما اينكه آيتالله خامنهآي نيز مدتي است دچار سرماخوردگي نسبتاً شديد شدهاند كه آثار آن در صداي ايشان در آخرين ديدار نيز نمايان بود و به همين خاطر مقداري از برنامه هاي ايشان با توصيه پزشكان كاسته شد.
جالب است كه ايشان همزمان با انتشار اين خبر (بخوانيد شايعه) ديدارها و ملاقاتهاي عمومي مانند ديدار با مردم قم به مناسبت سالگرد قيام 19 دي و ديدار با شركتكنندگان در هم انديشي علماي اهل تسنن و تشيع در دومين همايش بزرگداشت ابن ميثم بحراني در 25 دي ماه داشتهاند كه رسانههاي مختلف از جمله صدا و سيما، متن، صدا و تصاوير آن را منتشر كردند.
معمولاً چنين شايعاتي با اهداف چند گانه مانند ايجاد نگراني و اضطراب در مسئولان و مردم، ارزيابي واكنش مردم و ارزيابي نحوه واكنش مسئولين دستگاههاي رسمي به چنين موضوعي ساخته و پرداخته ميشوند و ازهمين رو شايد لازم بود دستگاه هاي ذي صلاح، اطلاع رساني مناسبي را انجام مي دادند.
اين ترفند در اوج جنگ 33 روزه جنوب لبنان و در مورد سيد حسن نصرالله نيز از سوي منابع رژيم صهيونيستي بكار گرفته شد.
كساني كه شايعه سرطان رهبر معظم انقلاب اسلامي را طراحي كردند تا واكنش مردم را ارزيابي كنند، بدانند مردم با نگراني كه از عشق به رهبري حكايت دارد اين موضوع را دنبال مي كنند و اين روزها در مساجد كشورمان شعار «خدايا خدايا تا انقلاب مهدي از نهضت خميني محافظت بفرما خامنه اي رهبر به لطف خود نگهدار» با شور و سوز بيشتري پس از نمازها تكرار مي شود. زماني كه براي تهيه اين گزارش به سايتهاي مختلف مراجعه كرديم كاربران اينترنتي درباره اخبار مربوط به اين موضوع، اظهار نظرهاي مختلف و جالبي كرده بودند، ولي بيشتر از همه، اين عبارت تكرار شده بود. « به كوري چشم دشمنان، خامنهاي زنده است».
دست خدا بر سر ماست *** خامنه ای رهبر ماست
2
نوشته شده در شنبه
1385/11/14ساعت   توسط سرباز خمینی
|
"همایش شیرخوارگان حسینی در تهران"
2
نوشته شده در شنبه
1385/11/14ساعت   توسط سرباز خمینی
|
من کجایی ام؟
...
ما مرید نسل پاک هل عطاییم
عاشق بچه های شیر خداییم
هر کی می خواد بدونه کجایی هستیم
ما اصالتا واسه کرب و بلاییم
............
............
2
نوشته شده در شنبه
1385/11/14ساعت   توسط سرباز خمینی
|
مومن و حکمت
حكمت را هرجا كه باشد بگير كه حكمت در سينه منافق بالا و پايين مي رود
تا از آن بيرون آيد و در سينه مؤمن كنار همراهانش جاي گيرد.
( امام علي عليه السلام )
2
نوشته شده در شنبه
1385/11/14ساعت   توسط سرباز خمینی
|
حسادت
هر چقدر كه اوج بگيری
برای آنان كه از پرواز چيزی نمی دانند
كوچكتر به نظر می رسی ...
2
نوشته شده در شنبه
1385/11/14ساعت   توسط سرباز خمینی
|
نمایش تصاوير تازه ای از روزهاي پيروزي انقلاب
خروج بخش قابل توجهي از فيلمها و تصاوير روزهاي پيروزي انقلاب از حالت «محرمانه» و آرشيوهاي خاكخورده و نمايش آنها در سيماي جمهوري اسلامي با استقبال گسترده مردم روبهرو شده است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، اين روند در دوره مديريت ضرغامي آغاز شده و به تازگي با ايجاد بخش مستند در واحد مركزي خبر، پيگيري شده است.

متن يكي از اين گزارشها كه در چند بخش خبري پخش شد، به اين شرح است:
در سيام دي ماه 57 از دهكده «نوفل لوشاتو» فرانسه خبر مهمي در سراسر دنيا منتشر شد: آيتالله خميني پس از پانزده سال تبعيد، به ايران بازميگردد.
امام در صبح يكشنبه، اول بهمن، تمامي حاضران در اين دهكده را دور خود جمع كردند و ضمن حلاليت از تك تك آنان، به ويژه از مهماننوازي اهالي اين روستا تشكر كردند.
با صداي امام: در اين مدت كه من موجب زحمت آنها شدم هم تشكر كنم و هم عذر ميخواهم.
طبق برنامه قرار بود امام صبح جمعه ششم بهمن به ايران بازگردند ولي بختيار با بستن فرودگاه مانع ورود امام شد.
با صداي امام: دولت خائن از اين امر مانع شد و همه فرودگاههاي ايران را بست و من پس از باز شدن فرودگاهها بلافاصله خواهم رفت.
به دنبال خبر بسته شدن فرودگاه تظاهرات بر ضد بختيار در سراسر ايران اوج گرفت تا اينكه او در نهم بهمن مجبور شد فرودگاههاي سراسر كشور را باز كند.
با صداي بختيار: هر وقت خواستند بيايند ميتوانند تشريف بياورند ولي تشريف آوردن ايشان يا هر كسي نبايد به اين شرط باشد كه بنده استعفا بدهم و از پست قانوني و از سنگر قانوني جدا بشوم.
در همين ايام در پاريس دفتر ايران اير و سفارت ايران در فرانسه به دست دانشجويان انقلابي درآمد.
امام سرانجام بعدازظهر 11 بهمن از نوفل لوشاتو به پاريس رفتند و بوئينگ 747 هواپيمايي فرانسه ساعت 5/3 دوازدهم بهمن به سمت تهران حركت كرد.

در داخل هواپيما 100 خبرنگار و فيلمبردار همراه امام حضور داشتند كه همگي انها با امام عكس يادگاري گرفتند.
آرامش ايشان تا رسيدن به تهران آنگونه بود كه حتي نماز شب امام هم در داخل هواپيما ترك نشد.
اما در فرودگاه مهرآباد از نخستين ساعات صبح پنجشنبه 12 بهمن همه اقشار آمده بودند؛ ياران امام هم هماناني كه از آغاز نهضت او را ياري كرده بود آمده بودند.
ساعت 33/9 دقيقه هواپيما به زمين نشست و آقاي پسنديده برادر امام و آقاي مطهري براي خير مقدم به امام داخل هواپيما شدند امام براي احترام به برادر بزرگتر خود از آيتالله پسنديده خواستند تا ايشان ابتدا پايين روند آن لحظه فراموش نشدني فرا رسيد.

در سالن فرودگاه يكي از جوانان متن خوشامدگويي به رهبر انقلاب را كه آقاي مطهري آن را نوشته بود قرائت كرد، سخنراني امام در فرودگاه چند دقيقهاي طول كشيد و حالا جمعيت مشتاق امام در خيابانها و بهشت زهرا بودند كه براي ديدن خميني لحظهشماري ميكردند.
هفتاد هزار بازوبند براي انتظامات مسير عبور امام تدارك ديده شده بود.
اطراف ميدان راهآهن زيباتر از محلههاي ديگر براي ورود امام آذينبندي شده بود.
خودرو حامل امام از درب شرقي وارد بهشت زهراي تهران شد ولي به دليل ازدحام جمعيت ديگر نمي توانست حركتي داشته باشد.
ياد شهيدان مطهري و صدوقي بخير.
آن روز وقتي خبر خراب شدن ماشين امام را در بهشت زهرا شنيدند خيلي نگران شده بودند.

با صداي شهيد صدوقي: اگر به ايشان علاقه داريد هر چه زودتر راه را باز بگذاريد تا ايشان به اين محل برسند.
با صداي شهيد مطهري: اولين وظيفه شرعي ما حفظ جان آيتالله است. سلامت آقا در خطر است.
هليكوپتر در 100 متري ماشين به كمك آمد و امام به آن منتقل شدند. در اين فاصله راننده خودرو امام به دليل فشار جمعيت بيهوش شد.
هليكوپتر بالاي قطعه 17 بهشت زهرا فرود آمد.
با پايان مراسم بهشت زهرا امام به اتفاق حاج احمد آقا و آقاي ناطق به منزل يكي از دوستان قديمي خود ميروند و شامگاه 12 بهمن عازم مدرسه رفاه ميشوند.
2
نوشته شده در شنبه
1385/11/14ساعت   توسط سرباز خمینی
|
عمو پورنگ مايك لدين را ضايع كرد !!!
چهارشنبه ي گذشته پورنگ(داريوش فرضيايي)و امير محمد ( مجريان سيماي كودك شبكه ي اول سيما) وقتي چفيه ي رهبر و عكسهايي كه ظهر اون روز با رهبر معظم انقلاب انداخته بودند رو در تلويزيون نشون دادند افرادي كه از روي ناداني يا داني! به انتشار شايعه اي در مورد سلامتي رهبرمعظم انقلاب پرداخته بودند رو ضايع كرد.
در حاليكه عده اي چشم و گوش بسته ديدار رهبرمان را در عيد غدير و همچنين ديدار با شركت كنندگان هم انديشي علماء اهل سنت و شيعه را ناديده و آرشيو !!! ميپنداشتند ديروز فيلم ديدار رهبر عزيز با برخي از حاجيان صداوسيما در تلويزيون پخش شد.
اين شايعه ادعاي مايكل لدين سياستمدار آمريكايي بود در تاريخ 20 دي منتشر شد پيش از آن در 14 دي سايتي اين شايعه را منتشر كرده بود .مايك بي دين ! گفته بود كه رهبرمان نميتواند به تنهايي از روي صندلي يا تخت خويش برخيزد! ...
به كوري چشم دشمنان ، رهبرمان سالم است و ما نيز فدائي او هستيم .اگر به ليست پايين نگاه كنيد ميبينيد رهبرمان به صورت كاملا عادي و روال ديدار هاي خود را در طي همان روزها و روزهاي قبل و بعد از شايعه داشتند .
چند روز استراحت و يك سرماخوردگي اينهمه جارو جنجال نداره . اصلا ببينم براي چي ما ميگيم براي سلامتي امام زمان عج صلوات ؟ ايشون كه امام زمانمون هستن . خب رهبر كه به امام نميرسن يعني رهبر مريض نميشن ؟ خب رهبر هم انسانه سرماخوردن حالا هم خوب شدن.
مايكل لدين اينقدر بدبخته كه عزيز ما عموپورنگ كه يك مجري برنامه ي كودكه اون رو ضايع ميكنه :



ديروز جمعه قسمتي از فيلم اين ديدار در سيماي كودك پخش شد . از اينجا داون لود كنيد mb 3.5
جالب اينجاست كه اين سياست نداران! از حربه هاي تكراري استفاده ميكنند شايعه ي جنگ برعليه ايران و همچنين شايعه ي عدم سلامتي رهبر عزيز از شايعه هاي تكراري است كه تا به حال جواب نداده . همچنين ملت ما هشت سال دفاع مقدس از سرزمين ايران اسلامي و رحلت رهبر كبير انقلاب اسلامي حضرت روح الله الخميني (ره) را تجربه كرده اند . اين ملت توكل بر خدا دارند و هيچ مانعي سد راه آنان نخواهد شد .
همچنين طبق روال هر سال برنامه ي مراسم عزاداري ايام شهادت امام حسين ع در حسينيه ي امام خميني (ره) برگزار ميشه .
--------------------------------------------
۱- در همين مورد :
Fars News Agency : سلامتي رهبر انقلاب اسلامي از شايعات تا واقعيت
Fars News Agency : بازتاب گسترده خبر سلامتي رهبر انقلاب در رسانههاي داخلي و خارجي
واكنش احمدي نژاد به شايعات اخير اين آرزو را به گور خواهند برد RajaNews.Com
2
نوشته شده در شنبه
1385/11/14ساعت   توسط سرباز خمینی
|
اخرین اخبار از وبلاگ
سلام
۱.این از موضوعات که داره کامل تر می شه!
بابا این قدر رو در وایسی نکنید بگید از کدام مطالب بیشتر بذارم.
۲.بالاخره تونستم اون لیست لینک پایین صفحه رو حذف کنم.
۳.راستی در مورد نظرات این که بعد از ۶ نظر قالب نمی تونه
نمایش بده مثل پست کتاب من او و مسلمان ایرانی
اقا اشکالی نداره من که نظر ها رو پاک نمی کنم
شما در نظرات دیگر مطالب بنویسید.
2
نوشته شده در جمعه
1385/11/13ساعت   توسط سرباز خمینی
|
به مناسبت محرم