
حتما برایتان جالب است بدانید که امیرخانی برای نوشتن این رمان یکسال تحقیق کرده و برای تکمیل اطلاعاتش، حدود یک سال با یک خودرو، سراسر ایالات متحده امریکا را برای آشنایی با شرایط اجتماعی مهاجران ایرانی زیر پا گذاشته است.و بعد از تهیه 600 صفحه فیش ، طی 6سال و 6 ماه ، 480 صفحه بی وتن را نوشته است.
امیرخانی در «بی و تن» دنبال هویت ایرانی است در مواجهه با تمدن غرب. او به جای این که بیاید هویت ایرانی را در خیابانهای مرکزی تهران دنبال کند، رفته هویت ایران را در ایالات متحده دنبال کرده تا خانه در کنار آتشفشان بنا کرده باشد. به نظرنویسنده برای شناخت هویت ایرانی باید به جایی برویم که بیشترین فشار و هجمه از آنجا نثار هویت ایرانی میشود. اگر بخواهیم هویت ایرانی را در مسجد و حسینیه پیدا کنیم، مشکل این است که معلوم نیست در مواجهه چه جوری جواب میدهد، ولی اگر رفتیم در بطن تمدن غرب و در متن مدعی این تمدن، در پایتخت تمدن غرب، دنبال هویت ایرانی گشتیم، کار سنگینتری را انجام داده ایم.
امیرخانی خود در این باره می گوید: در روزگاری كه برای اروپاییها هم، آمریكا تصمیم میگیرد، من ترجیح دادم به جای استخر برای شنا به دریا بروم.
"مهمترین شاهرگ گردن در عربی «وتین» است. «وتن» یعنی آن رگ را زدن، قطع الوتین! "
گاهی شخصیت داستان اصطلاح بی وطن را در نامههایش به غلط "بی وتَن" مینویسد؛ در جایی از شباهت ظاهری این عبارت با کلمهی "بیوتِن" - مادهای شیمیاییای که در زیر ناخنها بهوجوه میآید- بهره برداری شده و درچهارمین نوع آن هم از آیهی "بُیُوتُن من زجاج" - خانههایشان از شیشه است- الهام گرفته شده است.
اما رضا اميرخاني با فصل دوم رمان «بي وتن» نشان داده است كه با اثر درخشان ديگري روبروييم كه زيبايي هاي «من ِاو» را ديگر بار زير دندان مان خواهد آورد !...بي شك خواندن تمام رمان مولفه هاي ديگري را برايمان آشكار خواهد كرد و بايد هنوز منتظر ماند اما تا همين جاي كار هنر اميرخاني در روايت و نيز بازيهاي هوشمندانه اش با كلمات و نيز استفاده ماهرانه اش از جريان سيال ذهن خود را به رخ مي كشد . ببينيد فصل دوم رمان با چه جملاتي آغاز مي شود :« اين فصل فصل پنج است . مي پرسي چرا ؟!... روشن است . ..»
و بعد تا پايان فصل آن قدر دليل شاعرانه برايتان مي آورد كه بي خيال عنوان فصل شويد و باور كنيد كه با فصل پنج طرفيد ! ...نويسنده از Give me a Five شروع مي كند و به خيابان fifth ave. نيويورك پا مي گذارد و بعد ياد دعاي مادرش مي افتد كه : « الهي به حق پنج تن...» ...بعد سراغ خمسه خمسه مي رود و كربلاي 5 و جزؤ پنجم قرآن و ....و سطر پاياني فصل نيز اين چنين درخشان است :
« از كودكي هم نتوانستم فرق ميان دو پنج را بفهمم . خاصه وقتي كه انگليسي بودند ؛ ذوي اين ساعتهاي مچي كه دست چپ مي بندند؛ همان دستي كه حلقه ندارد .... »
گفتم كه ! بايد «بي وتن» ببلعيد !!
عناوین فصول هفتگانهی این رمان عبارتند از: فصل اول: معنا، فصل دوم: فصل پنجم(!)، فصل سوم: مسکن، فصل چهارم: پیشه، فصل پنجم: زبان، فصل ششم: ژنتیک و فصل هفتم: مراثی.

به نام خدای مهربان
در رابطه با همسران پیامبرصلی الله علیه وآله یکی از دوستان سوال کرده بودند می خواستم در مورد این مطلب بنویسم :
پیامبر عزیز اسلام صلی الله علیه وآله در سن 25 سالگی با بیوه زن 40 ساله به نام حضرت خدیجه سلام الله علیها ازدواج کردند وبه شدت به ایشان علاقه داشتند
پیامبر عزیز اسلام تا زمانی که ایشان زنده بودند هرگز ازدواج دیگری نداشتند در حالی که در آن زمان این مسئله عادی بود و از لحاظ عرفی یک مساله مقبولی نزد مردم آن زمان بود.
بقیه ازدواجهای پیامبر اسلام تقریبا در 10 سال آخر عمر شریفشان که سن ایشان از پنجاه گذشته بود صورت گرفت که این ازدواج ها جنبه عاطفی و سیاسی داشته است .
چند مورد آنها :
در میان همسران پیامبر صلی الله علیه وآله جز عایشه همه قبلا شوهر کرده بودند و ایشان فقط از حضرت خدیجه و ماریه دارای فرزند بودند .
بعضی از همسران پیامبر صلی الله علیه وآله به هنگام ازدواج بیش از پنجاه سال داشتند بنابر این هیچ بهره ای از نظر جمال نداشتند
مثل ( زینب دختر خزیمه )
در بعضی موارد ازدواجهای ایشان جنبه سیاسی دینی داشته است مانند ازدواج با دختر عمر و ابو بکر به این دلیل بود که قبیله بزرگ آنها به اسلام جذب گردند این در حالی بود که حفصه شوهر اولش خنیس از دنیا رفته بود وعمر خود نیز پیشنهاد کرد که با او ازدواج کند .
اکثر ازدواجهای پیامبر عزیز اسلام بخاطر سر پرستی از همسران شهدا ویا غیر شهدا بوده است که آن حضرت
اول خود پیش قدم می شدند و مردم را تشویق می کردند تا این کمبود اجتماعی به طور طبیعی حل گردد .
مانند ازدواج با ام سلمه که شوهرش در جنگ احد مجروح و شهید شد.
و همچنین ازدواج با زینب دختر خزیمه که شوهرش عبیده بن حارث در جنگ بدر شهید شد در پرتو این ازدواج فرزندان شهدا در پرتو پدر مهربانی چون پیامبر صلی الله علیه وآله بدون احساس هیچگونه حقارت بزرگ شدند .
ازدواج با ام حبیبه یا رمله ( دختر ابو سفیان ) که در اوج قدرت او با او مخالفت و به اسلام مشرف شد و با
عبدالله بن جحش اسدی ازدواج کرد که او هم بعد مسلمان شد و همراه او با کاروان هجرت به سوی حبشه به حبشه رفت ولی شوهرش تحت تاثیر محیط مسیحی ، مسیحی شد اما ام حبیبه مسیحیت قبول نکرد و
همسرش او را تنها گذاشت ، ام حبیبه نمی توانست در حبشه بماند نمی توانست برگردد به مکه چرا که پیامبر به مدینه هجرت کرده بود و در مکه اگر می خواست برود باید اسلام را رها می کرد ولی او هرگز حاضر نشد از اسلام خارج شود
پیامبر اسلام به خاطر اینکه زن شرافتمند و با آبرویی را در راه خود مورد تهدید می دید از او خواستگاری کرد در حالی که او هنوز در حبشه بود
این ازدواج محرمانه بود ونجاشی پادشاه حبشه به نمایندگی از پیامبر عزیز اسلام صلی الله علیه وآله عقد کرد و مهریه اش را داد بعد در سال هفتم هجری همراه مهاجران به مدینه رفت .
ازدواج پیامبر با جویریه که به پیشنهاد خود جویریه صورت گرفت
او از خویشان بنی مصطلق بود و این ازدواج باعث شد تا این قبیله جذب اسلام شود
زن های پیامبر هر کدام خانه ای گلی کوچک وچه بسا بسیار ساده بودند که در آنها زندگی می کردند
این بود حرمسرای پیامبر صلی الله علیه وآله که دشمنان از خدا بی خبر در مورد داشتن حرم سرا برای آن حضرت یاوه هایی بی اساس گفته اند .
به گفته یکی از دانشمندان :
من هر گاه به یاد خانه و زندگی محمد (ص) می افتم که جوانی و کمال را با بیوه زنی پنجاه تا هفتاد ساله گذرانده و در پیری با بیوه زنانی جا افتاده و بچه دار چون ام سلمه و زینب دختر خزیمه ، مادر بینوایان و حفصه سر کرده ؛ و خانه اش گلی و خوراکش ساده بود ، نمی توانم از افسوس خودداری کنم که محمد (ص) می توانست ، زنانی زیباتر از آنان داشته باشد و زندگی بهتر از این ، و نیز هرگاه سخنان نویسندگان را می خوانم که از امور جنسی محمد (ص) سخن می گویند و سخن از حرمسرا به میان می آورند ، نمی توانم از شرم ، پریشان نشوم ، که یک انسان حتی نویسنده تا کجاها می تواند ننگین شود و به خاطر مصلحتی زشت ، سیمای حقیقی زیبا را که فخر انسان است و سرمایه تاریخ ، به چنین پلیدی ها بیالاید. (حریت و حقوق زن ، صفحه 45)
راستش چند وقت بود هوس کرده بودم ادعای پیامبری کنم .با خودم گفتم هرچه زودتر بهتر.
در نتیجه برای اینکه زمان از دست نرود در زیر اصول و آموزه های دین خود را بر می شمارم
اگر مایل بودید به دین من ایمان بیاورید :
* من پیامبر روشنفکری هستم و خودم را خاتم نمی دانم شما حتی می توانید به پیامبرانی
که بعد از من مبعوث می شوند ایمان بیاورید !!
* در آئین من هیچ قاعده و قانون و فقهی وجود ندارد و کلا آدم باید دلش پاک باشد .
* اصولا در فرایند تکامل داروینی میمون تبدیل به انسان شده و عقل بشر کامل شده و بشر
خودش برای خودش تصمیم گیری می کند . دین برای وقتی بود که انسان هنوز میمون بود .
* قدرت بشر از همه قدرت ها فراتر است و بشر نباید زیر بار هیچ قدرت دیگری قرار گیرد .
اصولا خدایی وجود ندارد که قدرت مطلق باشد , خدا زائیده ذهن بشر است !
* در دین من نه تنها حقوق زن و مرد با هم برابر است بلکه
حقوق همه چیز با همه چیز برابر است حتی حقوق حیوانات و درختان و سنگ ها نیز
با انسان برابر است و حقوق گاوها نیز در اعلامیه حقوق گاوها بیان شده
و مردها نیز حق دارند به فرزندان خود شیر بدهند و حتی حق دارند حامله شوند.
* دین نباید مانع آزادی بشر شود . دین نباید مانع صلح و گفتگو شود .
دین نباید باعث خشونت شود . دین من با جنگ و تفنگ مخالف است حتی اگر برای گفتن
حقی باشد . دین نباید مانع برقراری دموکراسی شود زیرا
دموکراسی بهترین و بالاترین چیز است .
* در دین من به جای رسیدن به مناطق محروم باید روزنامه زنجیره ای چاپ کنیم و
فقط دموکراسی و آزادی را تبلیغ کنیم . همچنین همه انسان ها باید با هم گفتگو تمدن ها
کنند و همه دختر و پسر ها باید با هم در حال گفتگو تمدن ها باشند . مخصوصا
دخترکان ایتالیایی در اولویت هستند و حتما باید مورد گفتگوی تمدن ها واقع شوند .
* در دین من هیچکس نباید مجازات شود نه اراذل و اوباش نه مفسدین اقتصادی
نه جاسوس ها زیرا انسان کرامت دارد .
* در دین من هیچ چیز مقدس نیست الا آزادی ( به خصوص از نوع بیانش ) .
شما آزاد هستید به همه چیز توهین کنید اما اگر دستگیر شدید همکیشانتان می توانند
برای دفاع از مقدس ترین مقدس ها ( یعنی آزادی ) آشوب و غوغا به پا کنند ,
درب دانشگاهها را بشکنند و عکس هر کس را دوست دارند پاره کنند یا آتش بزنند تا شما
آزاد شوید .
* در دین من قیمت گوجه فرنگی از همه چیز مهم تر است . مهم نیست که مسلمانان در
دنیا کشته می شوند و مقولاتی چون شرف و عزت و استقلال به هیچ وجه اهمیت ندارند
تنها گوجه فرنگی است که اهمیت دارد .
اگر چیزی یادم آمد به لیست فوق اضافه خواهم کرد و کلا این لیست همیشه باز است ...

انيشتين يك سلام ناشناس، البته مي بخشي
. . .
اجازه ده كه با دست لطيف خويش بنوازم
به نرمي، چين پيشاني افكار بلندت را
. . .
انيشتين آفرين بر تو، انيشتين ناز شست تو
نشان دادي كه جرم و جسم چيزي جز انرژي نيست
. . .
انيشتين صدهزار احسن، وليكن صدهزار افسوس
حريف از كشف و الهام تو دارد بمب مي سازد
انيشتين اژدهاي جنگ
جهنم كام وحشتناك خود را باز خواهد كرد
دگر پيمانه عمر جهان لبريز خواهد شد
دگر عشق و محبت از طبيعت قهر خواهد كرد
. . .
انيشتين بغض دارم در گلو، دستم به دامانت
نبوغ خود به كار التيام زخم انسان كن
سر اين ناجوانمردان سنگين دل به راه آور
نژاد و كيش و مليت يكي كن، اي بزرگ استاد
زمين يك پايتخت امپراتوري وجدان كن ...
به اين وحشي تمدن گوشزد كن حرمت ما را
پا فراتر نه
. . .
خدا را نيز پيدا كن !!
نامه استاد شهريار به انيشتين
تمام منابعِ قدرت در اختيارتون باشه، رقبايِ اقتصادي، سياسي و فرهنگي رو در دنيا كنار زده باشيد
حالا فقط مونده كه يه تنه، سكان قلب اقتصادي و منابع انرژي دنيارو بدست بگيريد
با هر ترفندي كه شده، حتي به قيمت گول زدن مردم كشورتون!
از هيچ راهكاري هم چشم پوشي نمي كنيد، به اون منطقه حمله كرده. حمله ي وحشيانه
چرا وحشيانه؟! چون فقط در يكي از كشورهاي مورد حمله، سالي 100هزار غير نظامي كشته ميشه!![]()
:
به هرصورت بعد از طي تمام اين مراحل، به اين منطقه مسلط ميشيد و در اين راه از تمام ابزار هاي موجود بهره ميگيريد
مثلاً:
گروه هاي تروريستي پرورش ميدين و براي فرافكني افتضاحاتتون، از اين " گروه هاي جنايت پيشه ساده لوح" استفاده مي كنيد![]()
يا بدون هيچ مدركي كشورهاي ديگر منطقه رو در جناياتتون دخيل مي كنيد
يا....
:
اما اين وسط يه كشوري هست كه اذيتتون مي كنه!![]()
شما تونستيد "گردن كشترين" كشورهاي دنيارو به "بندگي" وادار كنيد، حالا بين 200كشور بزرگ و كوچيك، يه كشور پيدا شده كه ازتون فرمانبرداري نمي كنه!
از راه فشار سياسي وارد ميشيد....فايده نداره
از راه فشار اقتصادي وارد ميشيد....فايده نداره
از راه فشار رواني وارد ميشيد...فايده نداره
از راه فشار نظامي وارد ميشيد....فايده نداره![]()
:
ابهتتون دچار خدشه شده، فكر مي كنيد داريد حقير ميشيد... يه كشور با اون همه اهرم، نميتونه حتي يك مورد از پيش ببره!![]()
مگه ميشه؟!
چشماتون رو باز مي كنيد، ميبينيد، يواش يواش از گوشه كنار دنيا، كساني پيدا ميشن كه جرات حرف زدن پيدا كردند![]()
ديگه حالا كار بجايي رسيده كه هزاران هزار شهروند آرژانتيني، طي يك نامه به ملت اون کشور ، بشدت از امريكا انتقاد مي كنند و دروغ پردازي هاي دولت كشورشون رو ناشي از فشار "رژيم ستمگر" امريكا معرفي مي كنند!![]()
خوب شما هم مياييد و اين كشور رو محاصره ي نظامي مي كنيد (بعد از محاصره ي اقتصادي و سياسي!)
و ناوهاي پيشرفته ي جنگيتون رو به مرزهاي آبي اون كشور ميفرستيد...![]()
خوب فكر مي كنيد عكس العمل اون كشور چي باشه؟! كوتاه مياد؟! مثل كره شمالي، تمام راكتورهاشو در ازاي دريافت سالانه 1ميليون تن نفت، تعطيل ميكنه؟!![]()
نه اشتباه نكيند اون كشور "ياغي و محور شرارت" نه تنها كوتاه نمياد، بلكه يه هواپيماي بدون سرنشين (دِرون) به فراز آبهاي كشور ميفرسته و 25دقيقه از ناو آيزنهاور شما فيلمبرداري مي كنه!![]()
![]()
ناوهايي كه به انضمام حداقل سه ناوچه ي محافظ، در صدر غير قابل دسترسترين ادوات نظامي بشمار ميرن...!
خوب شما چيكار مي كنيد؟! چرا حمله نمي كنيد؟! بهانه هم كه زياده... نكنه ديگه خودتون هم به قدرتتون اطمينان نداريد؟!
ولي من ميگم چيكار مي كنيد... بعد از يه سري هياهو، يه ناو جنگي ديگه به منطقه گسيل مي كنيد
اينكار در زبان نظامي، "تهديد بسيار جدي" تلقي ميشه...![]()
![]()
خوب ديگه فكر كنم ديگه وقتشه كه اون كشور از همه چي صرف نظر كنه نه؟!
بازم نه... جووناي ايراني به دل آبهاي خليج هميشه فارس ميزنند و ميرنو ميرن وَ "آرم سپاه پاسداران" رو روي ناو تازه وارد امريكايي "حك" مي كنند تا به دنيا ثابت كنند ايران كشوري بوده كه طي هزارن سال حتي براي 1روز هم مستعمره ي هيچ كشوري نبوده و حالا يك كشور با فقط 400سال پيشينه نميتونه براي ما خط و نشون بكشه.... (قابل توجه مردهاي نامرد عرب!![]()
![]()
![]()
![]()
حالا شما اگه جاي مقامات امريكايي بودين، چيكار مي كردين؟!
كوتاه ميومدين يا بازم ادامه ميدادين كه آبروي رفتتون رو برگردونيد؟!
اما از من به شما نصيحت: آب رفته، باز نمي گردد بجوي!![]()
الف)حکومتهای دیکتاتور و سکولار که بر دو نوعند :
۱)پادشاهی(شیخ نشین های خلیج فارس) : حکومت و تمامی منابع و امکانات در دست یک خاندان خاص است. سطح سواد پایین است. تولید در کشور وجود ندارد و همه چیز وارداتی است. نهادهای مدنی مثل پارلمان و مفاهیمی مثل انتخابات بیشتر به جوک شبیه است با اینحال به علت جمعیت کم و درآمد بالای نفتی اکثر مردم عادی این کشورها به شرط آنکه پایشان را از گلیمشان درازتر نکنند زندگی معمولی و بخورنمیری دارند و دعا به جان امرایشان میکنند !مردم این کشورها بنا به آمار کمترین اثر را در پیشرفت جهان دارا هستند
۲)جمهوریهای موروثی و سکولار(مانند مصر٬آذربایجان) : در این حکومتها افراد عمدتا با پشتیبانی یک قدرت خارجی به حکومت می رسند و با عدم آن نیز کنار می روند.فردی که رییس جمهور شد تا وقتی که مرگ به سراغ وی بیاید بر سرکار است.
ب)جمهوریهای سکولار(عراق٬افغانستان٬لبنان٬پاکستان) :
دموکراسی غربی در همه این کشورها چیزی جز جنگ٬ترور٬درگیری و در نتیجه فقر به همراه نداشته است.
اما ایران :
فرض کنید نهادی به نام ولایت فقیه در طول سه دهه گذشته و بخصوص ۲۰ سال اخیر وجود نداشت :
آیا با ادامه حاکمیت آن جریان طرفدار سرمایه داری خواص! آیا سرنوشتی بهتر از حکومتهای گروه "الف" در انتظار بود ؟!
اگر آن جریان هرج و مرج طلب دوباره حکومت را بدست می گرفت. با اینهمه اختلاف فکری و تنوع قومی در ایران٬اوضاعی بهتر از لبنان یا پاکستان و دیگر دموکراسی های سکولار منطقه در ایران حاکم بود ؟!
آیا نهاد ولی فقیه نبود که در طول سالهای گذشته بزرگترین حافظ رای مردم بود و مانع از شکل گیری دیکتاتوری بعضی جریانهای خاص و سیطره آنها بر منابع عظیم مادی٬انسانی کشور شد ؟!
آیا اگر رهبری دینی در طول سالهای گذشته در ایران حاکم نمی بود که سبب پیوند تمامی قومیتهای ایرانی باشد٬جریانهای مثلا طرفدار دموکراسی٬ایران را به شرایطی همچون پاکستان و لبنان سوق نمی دادند؟!
تجربه نشان داده است که در طول سالهای گذشته هر کجا که ما به بن بست خوردیم بر اثر تخطی از فرامین رهبری بوده (برای مثال هشدارهای مربوط به ساده زیستی مسئولین در دهه ۷۰و ...)و هر کجا به موفقیتی رسیدیم(علوم نوین٬انرژی هسته ای٬غلبه گفتمان عدالتخواهی و ...) بر اثر عمل به رهنمود های رهبری بوده است.

امروز در سایه نهادی به نام ولایت فقیه٬ایران بدون وابستگی به کشوری خاص و با شاخصهای بسیار بالای امنیتی و دموکراسی در منطقه ای بحران خیز به پیشرفتهای مختلف علمی٬صنعتی٬سیاسی دست یافته و به عنوان قدرت اول منطقه برای ۲۰ سال آینده برنامه ریزی میکند
امام باقر (ع ) فرمود: آدم عليه السلام عرض كرد: پروردگارا! شيطان را بر من سلطه بخشيدى ، و او را چون خون (كه در بدنم جارى است ) بر من چيرگى دادى ؛ پس مرا نيز چيزى عنايت فرما!
خداوند فرمود: تو را چنين (نعمتى ) بخشم كه چون كسى از فرزندانت ، تصميم بر انجام گناهى گيرد (و آن را انجام ندهد)، بر او نوشته نشود، و چون آن را انجام دهد (تنها) يك گناه بر او نوشته شود، و چون عزم بر انجام عملى نيك گيرد، چنانچه به انجامش نرساند، حسنه اش برايش نوشته شود، و چون به انجامش رسانده ، ده حسنه برايش نوشته شود
آدم عرض كرد: پروردگارا! مرا بيشتر ده !
فرمود: تو را اين بخشم كه چون كسى از فرزندانت گناهى كند. و سپس از من بخشش خواهد، او را ببخشايم .
عرض كرد: پروردگارا! مرا بيشتر عنايت فرما!
فرمود: توبه را بدانان بخشيدم . و يا فرمود: سفره توبه را تا هنگامى كه نفس به گلو برسد برايشان گستردم .
آدم عرض كرد: پروردگارا! مرا كافى است
برگرفته ازکتاب : پند های حکیمانه حسن زاده املی نويسنده : عباس عزيزى ----- پند 87


یار گذر کرد و خرابم هنوز
شمس میان است و من بی خبر
در پی یک جام شرابم هنوز
دجله پر از اب به پیش امدست
در طلب مشک و سرابم هنوز
از سر ان تیشه که بر خود زدم
خونه دلی خورده کبابم هنوز
گر چه سیاه از گنه و خاطیم
بر سر ان عهد شهابم هنوز
امام صادق(ع)[فرمودند]:
"كُلُّ شَهْرٍ مُحَرَّمْ وَ كُلُّ یوْمٍ عَاشُورا وَ كُلُّ أَرْضٍ كَرْبَلا"
در قبایل عرب همواره جنگ بود، اما مكّه "زمین حرام" بود و چهار ماه رجب، ذیقعده، ذیالحجّه و محرّم، "زمان حرام". یعنی كه در آن جنگ حرام است. دو قبیله كه با هم میجنگیدند، تا وارد ماه حرام میشدند، جنگ را موقّتاً تعطیل میكردند، امّا برای آنكه اعلام كنند كه در حال جنگند و این آرامش از سازش نیست، ماه محرّم رسیده است و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد یافت، سنّت بود كه بر قبّهی خیمهی فرماندهی قبیله، پرچم سرخی بر میافراشتند، تا دوستان، دشمنان و مردم، همه، بدانند كه جنگ پایان نیافتهاست.
آنها كه به كربلا میروند، میبینند كه جنگ با پیروزی یزید پایان گرفته و بر صحنهی جنگ، آرامش مرگ سایه افكندهاست.
امّا میبینند كه بر قبّهی آرامگاه حسین، پرچم سرخی در اهتزاز است.
بگذار این "سالهای حرام" بگذرد!
*****
از كتاب حسین وارث آدم
اثر دكتر علی شریعتی
| روضه خوانی مقام رهبری | Play | Download |
«و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون.» (روم:21)
«و از نشانه های او این که از [نوع] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدان ها آرام گیرید و میانتان دوستی و رحمت نهاد. آری، در این [نعمت] برای مردمی که می اندیشند قطعا نشانهه ایی است»
زنان خبيث و ناپاك از آن مردان خبيث و ناپاكند! و مردان ناپاك نيز تعلق به زنان ناپاك دارند؛ و زنان پاك از آن مردان پاك و مردان پاك از آن زنان پاكند! اينان از نسبتهاي ناروائي كه به آنها داده ميشود مبرا هستند، و براي آنها آمرزش (الهي) و روزي پر ارزش است. ﴿نور 26﴾
مردان و زنان بيهمسر را همسر دهيد و همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را، اگر فقير و تنگدست باشند خداوند آنان را از فضل خود بينياز ميسازد، خداوند واسع و آگاه است. ﴿نور 32﴾
پیامبر اعظم (ص) :
۱.کسی که ازدواج کند نیمی از دین خود را حفظ کرده است !
۲.نزد خداوند هیچ بنایى محبوبتر از خانهاى نیست که از طریق ازدواج آباد گردد.
۴.هر کس می خواهد خدا را پاک وپاکیزه ملاقات کند باید هنگام مرگ متاهل باشد !
۵.دو رکعت نماز کسی که ازدواج کرده از عبادت مرد مجردی که شب ها در حال عبادت و
روزها روزه دار است برتر می باشد.
۶.روزی را در ازدواج بیابید !
۷.بدترین شما عزب هایتان هستند !
نتیجه اش :
روز عید غدیر - حرم حضرت معصومه (س) - ۱۴ سکه
ما که دو ترکه شدیم شما برید برا خودتون فکری کنید !!!